Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English
Persian
lactic
شبیه شیر مربوط به شیر
Search result with all words
ashen
شبیه خاکستر مربوط به چوب درخت زبان گنجشک
archetypal
مربوط یا شبیه طرح اصلی نمونه اولیه
archetypally
مربوط یا شبیه طرح اصلی نمونه اولیه
archetypical
مربوط یا شبیه طرح اصلی نمونه اولیه
Other Matches
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
wifelike
شبیه زن
makes
شبیه
medal
شبیه
medals
شبیه
personator
شبیه
similar
<adj.>
شبیه
nears
شبیه
nearest
شبیه
nearing
شبیه
luteous
شبیه گل
quasi
شبیه
similes
شبیه
more like;most like
شبیه تر
similar
شبیه
near
شبیه
near-
شبیه
neared
شبیه
pygidial
شبیه دم
make
شبیه
nearer
شبیه
akin
<adj.>
شبیه
feathery
شبیه به پر
imitations
شبیه
alike
<adj.>
شبیه
womanlike
شبیه زن
similar to that
شبیه به ان
similiar
شبیه
simulant
شبیه
papilionaceous
شبیه
imitation
شبیه
like
<adj.>
شبیه
related
<adj.>
شبیه
analogous
شبیه
simile
شبیه
anthoid
شبیه به گل
spongy
شبیه اسفنج
keel shaped
شبیه ته کشتی
steamy
شبیه بخار
panduriform
شبیه ویولون
lacertilian
شبیه مارمولک
libriform
شبیه لیف
simulators
شبیه ساز
take after
شبیه بودن
simulation
شبیه سازی
the d.
فن شبیه سازی
palmate
شبیه پنجه
humanoids
شبیه انسان
humanoid
شبیه انسان
anthropomorphic
شبیه انسان
ichthyoid
شبیه ماهی
simulator
شبیه ساز
simulations
شبیه سازی
liker to god than man
شبیه تر بخداتاادم
lilied
شبیه سوسن
susurrous
شبیه نجوا
ovine
شبیه گوسفند
oleaginous
شبیه روغن
stomatic
شبیه دهان
osteal
شبیه استخوان
stubbly
شبیه کاهبن
more like;most like
شبیه ترین
styloid
شبیه نیزه
ophitic
شبیه مار
ophidian
شبیه مار
sulphurous
شبیه گوگرد
sulfurous
شبیه گوگرد
liverish
شبیه جگر
pithy
شبیه مغز
molluscoid
شبیه نرم تن
susurrus
شبیه نجوا
sylphlike
شبیه جن هوایی
limaciform
شبیه نرم تن
limacine
شبیه نرم تن
steamier
شبیه بخار
tafia
مشروبی شبیه رم
gypsy
شبیه کولی
gypsies
شبیه کولی
gipsies
شبیه کولی
taffia
مشروبی شبیه رم
lupin
شبیه گرگ
lupine
شبیه گرگ
steamiest
شبیه بخار
bent
علف شبیه نی
palating
شبیه کاخ
nomological
شبیه قانون
assimilate
شبیه ساختن
trichoid
شبیه موی
like
شبیه همچون
liked
شبیه همچون
likes
شبیه همچون
vaulty
شبیه طاق
vee
شبیه حرف v
claustral
شبیه حجره
b
هرشکلی شبیه به B
citied
شبیه شهر
chylaceous
شبیه کیلوس
airily
شبیه هوا
alike
شبیه یکسان
trochal
شبیه چرخ
typal
شبیه نمونه
bovine
شبیه گاو
crystalloid
شبیه بلور
uncial
شبیه یک دوازدهم
ungual
سم دار شبیه سم
ursine
شبیه خرس
vapory
شبیه بخار
computer simulation
شبیه سازی
vermiform
شبیه کرم
chochleate
شبیه صدف
chartaceous
شبیه کاغذ
argillaceous
شبیه خاک رس
alkaloid
شبیه قلیا
aliform
شبیه بال
whippy
شبیه شلاق
adrenergic
شبیه ادرنالین
simulated
شبیه ساخته
wavelike
شبیه موج
stellar
شبیه ستاره
waterish
هر چیزی شبیه اب
virgulate
شبیه میله
woodsy
شبیه چنگل
popish
شبیه کاتولیک
cervine
شبیه گوزن
carinal
شبیه زورق
butyraceous
شبیه کره
astral
شبیه ستاره
vestibular
شبیه رخت کن
berrylike
شبیه توت
vestibular
شبیه اتاقک
assonant
شبیه در صدا
nebulous
شبیه سحاب
dermoid
شبیه پوست
assimilated
شبیه ساختن
haematoid
شبیه بخون
grapy
شبیه انگور
goosy
شبیه غاز
goosey
شبیه غاز
liken
شبیه کردن
liken
شبیه شدن
likened
شبیه کردن
haemoid
شبیه خون
the drama
فن شبیه سازی
assimilates
شبیه ساختن
assimilating
شبیه ساختن
henny
شبیه بمرغ
equal
همرتبه شبیه
equaled
همرتبه شبیه
equaling
همرتبه شبیه
equalled
همرتبه شبیه
equalling
همرتبه شبیه
equals
همرتبه شبیه
likened
شبیه شدن
likening
شبیه کردن
likening
شبیه شدن
fiddleback
شبیه کمانچه
fiddleback
شبیه ویولون
farfetched
شبیه بعید
tonsillar
شبیه لوزتین
eugenoid
شبیه اوگانا
epithelioid
شبیه بشرهای
epithelial
شبیه بشرهای
encephaloid
شبیه مغز
trapezium
شبیه ذوذنقه
for all the world like
کاملا` شبیه
rivals
نظیر شبیه
likens
شبیه کردن
likens
شبیه شدن
the profession
اهل شبیه
ghostliness
شبیه به روح
rival
نظیر شبیه
rivaled
نظیر شبیه
rivaling
نظیر شبیه
rivalled
نظیر شبیه
rivalling
نظیر شبیه
dermoidal
شبیه پوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com