Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
microsoft corporation
شرکت مایکروسافت
Search result with all words
microsoft word
یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
Other Matches
microsoft windows
مایکروسافت ویندوز
microsoft works
مایکروسافت ورکس
microsoft excel
برنامه مایکروسافت اکسل
lotus intel
مشخصات حافظه گسترشی لوتوس- اینتل مایکروسافت specification expandedmemory icrosoft
ASF
قالب ایجاد شده توسط مایکروسافت به صورت چند رسانهای برای کار روی اینترنت و استفاده در محصول NETSHOW
letterheads
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
شرکت مادر شرکت مرکزی
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
body corporate
شرکت شرکت سهامی
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
firms
شرکت
companies
شرکت
partnership
شرکت
partnerships
شرکت
fellowsh
شرکت
EIS
ول شرکت
enterprise
شرکت
participation
شرکت
consociation
شرکت
enterprises
شرکت
cahoot
شرکت
concerns
شرکت
associations
شرکت
association
شرکت
company
شرکت
corporation
شرکت
corporations
شرکت
business
شرکت
businesses
شرکت
concern
شرکت
firmest
شرکت
firm
شرکت
contributions
شرکت
contribution
شرکت
incorporation
شرکت
firmer
شرکت
hand
شرکت
house
شرکت
housed
شرکت
handing
شرکت
houses
شرکت
affiliated company
شرکت وابسته
dissolution of a company
انحلال شرکت
corporativism
شرکت گرایی
corporately
بصورت شرکت
corporate appraisal
ارزیابی شرکت
datapro
یک شرکت تحقیقاتی
cooperative society
شرکت تعاونی
mutual company
شرکت تعاونی
cooperative
شرکت تعاونی
cooperative company
شرکت تعاونی
winding up of a company
انحلال شرکت
dissolution of partner ship
فسخ شرکت
doctor to the company
پزشک شرکت
intel corporation
شرکت اینتل
insurance company
شرکت بیمه
house flag
پرچم شرکت
holding company
شرکت مالک
holding company
شرکت مرکزی
go into
شرکت کردن در
general partnership
شرکت تضامنی
employer's liability insurance company
شرکت بیمه
electric company
شرکت برق
giant corporation
شرکت بزرگ
compulsory partnership
شرکت قهری
article of association
اساسنامه شرکت
article of a company
اساسنامه شرکت
aiding and abetting
شرکت در جرم
acting company
شرکت عامل
participating
شرکت کننده
corporatism
شرکت گرایی
joint-stock company
شرکت سهامی
joint-stock companies
شرکت سهامی
private enterprise
شرکت خصوصی
society
شرکت کمیته
societies
شرکت کمیته
subsidiary
شرکت تابعه
subsidiaries
شرکت تابعه
articles of assosiation
اساسنامه شرکت
artieles of association
شرکت ناور
company union
اتحادیه شرکت
company secretary
منشی شرکت
company seal
مهر شرکت
company network
شبکه شرکت
company law
قوانین شرکت
commercial firm
شرکت تجارتی
commercial company
شرکت تجاری
civil partnership
شرکت مدنی
champerty
شرکت در دعوا
certificate of incorporation
شرکت نامه
branch of a company
شعبه شرکت
associativity
شرکت پذیری
associative
شرکت پذیر
associated company
شرکت وابسته
economic unit
خانوار شرکت
a stand-alone company
یک شرکت مستقل
airlines
شرکت هواپیمایی
airline
شرکت هواپیمایی
winding up
انحلال شرکت
voluntary partnership
شرکت اختیاری
unlimited liability company
شرکت تضامنی
trading company
شرکت تجارتی
to sit out
شرکت نداشتن در
to play at
شرکت کردن در
tandy corporation
شرکت Tandy
take a hand at
شرکت کردن در
subsidiary company
شرکت فرعی
stock company
شرکت سهامی
sit out
شرکت نداشتن در
C.O
مخفف شرکت
sit in on
<idiom>
شرکت درجلسه
play ball with someone
<idiom>
شرکت منصفانه
share
[in]
شرکت
[سهم]
[در]
shipping company
شرکت کشتیرانی
shipping agent
شرکت حمل
pall bearer
شرکت میکند
ncr corporation
شرکت NCR
proprietary company
شرکت خصوصی
memorandum of association
اساسنامه شرکت
memorandom of association
اساسنامه شرکت
joint stock company
شرکت سهامی
joint stock
شرکت سهامی
inveluntary partnership
شرکت قهری
parcenary
شرکت در ارث
parcenary
شرکت مشاع
proportional liability partnership
شرکت نسبی
private corporation
شرکت خصوصی
private company
شرکت خصوصی
participative
شرکت کننده
participable
شرکت بردار
participable
شرکت کردنی
to take part
[in]
شرکت داشتن
[در]
parent company
شرکت اصلی
parent company
شرکت مادر
invalidation of company
بطلان شرکت
contributes
شرکت کردن
participant
شرکت کننده
participation
شرکت در جرم
participation
شرکت کردن
contributors
شرکت کننده
contributor
شرکت کننده
partaking
شرکت کردن
assists
شرکت جستن
partakes
شرکت کردن
participants
شرکت کننده
participate
شرکت کردن
contributed
شرکت کردن
contribute
شرکت کردن
stand-ins
شرکت کردن
stand-in
شرکت کردن
stand in
شرکت کردن
participates
شرکت کردن
participated
شرکت کردن
partaken
شرکت کردن
partake
شرکت کردن
entrepreneurs
موسس شرکت
corporation
شرکت سهامی
assisting
شرکت جستن
assisted
شرکت جستن
assist
شرکت جستن
partnerships
شرکت تضامنی
partnership
شرکت تضامنی
liquidation
تصفیه شرکت
managers
یس بخش در شرکت
manager
یس بخش در شرکت
corporations
شرکت سهامی
unity
وحدت شرکت
equities
حق صاحبان شرکت
entrepreneur
موسس شرکت
founders
موسس شرکت
foundering
موسس شرکت
foundered
موسس شرکت
founder
موسس شرکت
businesses
شرکت تجاری
business
شرکت تجاری
entry
شرکت کننده
equity
حق صاحبان شرکت
accession
شرکت در مالکیت
contributing
شرکت کردن
partook
شرکت کردن
principals
شرکت اصلی
principal
شرکت اصلی
complicity
شرکت در جرم
extend the life of the company
امتداد مدت شرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com