English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
auction house شرکی کهکارش برگزار کردن حراج باشد
Other Matches
puffer کسی که در حراج از طرف صاحب مال مورد حراج شرکت میکند
polytheistic شرکی
sell by auction حراج کردن
confiscate حراج کردن
to sell or pat up at a حراج کردن
confiscates حراج کردن
to sell by a حراج کردن
confiscating حراج کردن
to put up to a حراج کردن
pass off برگزار شدن
promoter برگزار کننده
promoters برگزار کننده
salvages حراج کردن حراجی
salvaging حراج کردن حراجی
salvaged حراج کردن حراجی
salvage حراج کردن حراجی
auctioned حراج کردن بمزایده گذاشتن
auction حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctioning حراج کردن بمزایده گذاشتن
auctions حراج کردن بمزایده گذاشتن
blessed sacrament مراسم عشاء ربانی که با نان وشراب برگزار میشود
acid house party نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
sales حراج
auctions حراج
sale حراج
outlets حراج
outlet حراج
public sale حراج
auctioning حراج
bazaar حراج
sale by auction حراج
auction حراج
auctioned حراج
licit حراج
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
confiscate مصادره حراج
outcries حراج مزایده
confiscates مصادره حراج
outcry حراج مزایده
confiscating مصادره حراج
sale price قیمت حراج
bids پیشنهاد حراج
auctioneer دلال حراج
auctioneers دلال حراج
auctioneers حراج کننده
auctioneers متصدی حراج
auctioneers حراج گذار
auctioneer متصدی حراج
auctioneer حراج کننده
bid پیشنهاد حراج
auctioneer حراج گذار
dutch auction حراج هلندی
resale حراج مجدد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hammers چوب حراج خوردن
pileferable اقلام قابل حراج
pilefered shipment کالای حراج شده
auction sale فروش به وسیله حراج
article of roup اموال مورد حراج
bidders پیشنهاد دهنده در حراج
sale by auction فروش به وسیله حراج
auction of rug حراج و مزایده فرش
reserve price قیمت پایه در حراج
bidder پیشنهاد دهنده در حراج
hammered چوب حراج خوردن
hammer چوب حراج خوردن
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
white sale <idiom> حراج حوله ،پارچه کتان
clearance sales فروش به منظور تصفیه حراج
clearance sale فروش به منظور تصفیه حراج
pilefered shipment کالای فرسوده حراج شده
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
rummage sale حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
auction sale without reserve فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
borer هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
manageable آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
pay gravel شن یاسنگ زردارکه عمل کردن ان باصرفه باشد
melodramatist کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
demand یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demands یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demanded یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
operation دستوری که نیاز به آدرس کردن اش نداشته باشد
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
disposable personal income پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
gavels چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
pooler وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
garnishee کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
recode کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
dual سیستم مرتب کردن قط عات RAM روی دو طرف کابلها به طوری که در صورت بروز خطا دو مسیر جداگانه بین سرور ها باشد
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
escheat حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
khalyk قالیچه خالیک [یا چالیک] [که از دست بافته های ترکمن ها بوده و بصورت حرف یو شکل یا مستطیل شکل می باشد و جهت آویزان کردن در ورودی چادرها و یا روانداز اسب و شتر استفاده می شود.]
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
prima facie evidence مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
loom time مدت زمان بافت [از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
any old thing هر چه باشد
Benedictines باشد
Benedictine باشد
admissibleness باشد
at the owner's risk باشد
some one or other هر کس باشد
incomplete flower کم باشد
admissibly باشد
custom's declaration باشد
reflexively باشد
beit so چنین باشد
let it remain as it is بگذارید باشد
keep your peck up دل داشته باشد
coute que coute بهربهاکه باشد
be it so چنین باشد
worksheet ی داشته باشد
whosoever هر شخصی که باشد
whencesoever از هرجا که باشد
let it be بگذارید باشد
over crowding بیشتر باشد
quantum sufficit چندان که بس باشد
if he be اگر او باشد
hydroxide داشته باشد
if any اگر باشد
whoso هر شخصی که باشد
stet بگذارید باشد
at most خیلی باشد
well and good باشد چه ضرر دارد
Keep your mind on your work. حواست بکارت باشد
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
May his soull live in peace. روحش شاد باشد
You neednt worry . Dont bother your head. خیالت راحت باشد
library edition چاپی که درخودکتابخانه باشد
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
kentish fire که نشانه نفاق ..باشد
pitfully چنانکه سزاوارنکوهش باشد
out of range که خارج از حد سیستم باشد
perhaps so شاید چنین باشد
layer ل تصحیح خطا باشد
layers ل تصحیح خطا باشد
that depends تا چه شرایطی درکار باشد
flocculence یا دسته پشم باشد
Mark my words . Remember what I told you . یادت باشد چه گفتم
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
theonomy کشوری که خداپادشاه ان باشد
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
by all means بهر قیمت که باشد
inviolably چنانکه سزاوارحرمت باشد
straying که متوقف نشده باشد
as the case may be تاچه مورد باشد
HTTPD تصدیق و جستجو باشد
how difficult soever it may be هر قدر سخت باشد
if need be اگر لازم باشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
he must have gone باید رفته باشد
steady as you go راه ثابت باشد
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
at f. منتهی خیلی باشد
i beam or i beam تیری که به شکل ) باشد
if necessary اگر لازم باشد
stray که متوقف نشده باشد
if any اگر داشته باشد
at all events بهر وسیله که باشد
strays که متوقف نشده باشد
i girder تیری که بشکل ) باشد
meetly چنانکه در خور باشد
if i find an opportunity اگر مجالی باشد
at any price بهر قسمت که باشد
medially چنانکه درمیان باشد
Mind the step! حواست به پله باشد!
pterygium گلبرگی که مانندبال باشد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com