Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed.
شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
Other Matches
family men
دارای نانخور
family man
دارای نانخور
unpretentious
بی تکلف
simpler
بی تکلف
simplest
بی تکلف
simple
بی تکلف
unassuming
بی تکلف
pick wickian
ساده بی تکلف
naif
ساده و بی تکلف بی ریا
naive
ساده و بی تکلف بی ریا
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
has
دارد
he is ill with fever
تب دارد
heavy fighting is in progress
دارد
are there any remarks?
دارد
there is a time for everything
دارد
he has a rage for money
دارد
chains
دارد.
hast
او دارد
chain
دارد.
he has worms
دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
viruses
وجود دارد
it has sides
سه پهلو دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
virus
وجود دارد
Windows GDI
بیتی دارد
He has a day off.
او مرخصی دارد.
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
he is 0 years old
او ده سال دارد
he has an axe to grind
غرض دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
he has a spite against me
بامن لج دارد
he has a maggot in his head
وسواس دارد
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
god is
خداوجود دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
our library is well stocked
خوبی دارد
multungulate
که بیش از دو سم دارد
he is fifty
تمام دارد
what the odds
چه اهمیت دارد
what matter?
چه اهمیت دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
walls have ears
گوش دارد
there is a rumour that
شهرت دارد که
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
it is usual with him
عادت دارد
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
the reason is two fold
دودلیل دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
the probability is
احتمال دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
the switch is on
برق جریان دارد
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
likelihood
احتمال کلی دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
biased
آنچه اریب دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
he insists on going
اصرار دارد برفتن
he is f. of money
پول فراوان دارد
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
significance
معنای مخصوص دارد
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
delectus
برای ترجمه دارد
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
bass
کسی که صدای بم دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
rubrician
کتاب نماز دارد
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
back
که یک باتری پشتیبان دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
it is of frequent
خیلی مورد دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
in all like
احتمال کلی دارد
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
and there an end.
و پایان وجود دارد.
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
post town
شهری که پستخانه مستقل دارد
She is beginning to lose her looks .
قیافه اش را دارد از دست می دهد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
consuetude est alterra lex
عادت قدرت قانونی دارد
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
groove
[فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
He is distantly related to me .
بامن نسبت دوری دارد
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
The bus to ... stops here.
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
lunchroom
رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
A big head has a big ache.
<proverb>
سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
sexagenarian
کسی که از 06 تا96 سال دارد
pavonazzo
مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
Has he gone nust ? Is he out of his mind ?
مگر مغزش عیب دارد؟
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
mission critical
که شرکت شما به آن بستگی دارد
mistress of cooking
زنی که در اشپزی دست دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
ox frame
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
infected computer
کامپیوتری که یک برنامه ویروسی دارد
kleptamaniac
کسی که جنون دزدی دارد
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
He takes ( heels) much interest in politics.
به سیاست خیلی علاقه دارد
puntist
راننده کرجی نام دارد
dare he go?
ایا جرات دارد برود
She is stuffy and conceited.
دماغش باد دارد ( پر افاده )
irregular polygon
شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
it look like rain
گویا خیال باریدن دارد
quarter binding
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
cornet a pistons
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
toggles
یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
toggle
یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
corvette
رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
crapaudiue door
دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
it is marked with spots
نشان ان خالهایی است که دارد
He must have a hand in it.
حتما" دراینکار دست دارد
dichord
سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
He is a man with a kind heart.
قلب مهربان ورئوفی دارد
What's up with him?
مگر او
[مرد]
چه عیبی دارد؟
What a lovely tall figure she has .
چه قد وبا لای قشنگه دارد
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com