English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
cosmopolis شهر بین المللی مرکز تجمع نژادهای مختلف
Other Matches
polyphyletic از نژادهای مختلف
interracial بین نژادهای مختلف
interrace بین نژادهای مختلف
interbreed نژادهای مختلف را با هم پیوند کردن
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
phylesis مرحله سیرتکامل وپیدایش نژادهای مختلف جانور وگیاه
hive مرکز تجمع
coalitions در ارتباطات بین المللی این کلمه به تجمع چنددولت به منظور وصول به هدف مشترک
coalition در ارتباطات بین المللی این کلمه به تجمع چنددولت به منظور وصول به هدف مشترک
international exchange مرکز تلفن بین المللی
international switching center مرکز سوئیچینگ بین المللی
medallion ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
semitic peoples نژادهای سامی
track یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
tracked یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
tracks یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
colored نژادهای غیرسفید پوست
coloured نژادهای غیرسفید پوست
international practice عرف بین المللی روش جاری بین المللی
chart شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
target discrimination قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
charting شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charts شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
systems analysis ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
fractional اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
selectable مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
blocage [بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
symbiosis همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
heterogeneous network سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
fdm انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
centrifugal با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
international loans استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
paint program نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocate به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocating به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
provision center مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
functioned سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functions سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
bus خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussing خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequencies انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous مختلف الجنس و مختلف النوع
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
profiles امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
ethnography تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
highways خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highway خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
hunting design طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
accumulation تجمع
accumulations تجمع
public meeting تجمع
forming up تجمع
aggregation تجمع
congestion تجمع
association تجمع
associations تجمع
assembly تجمع
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
line official داور خط تجمع
capital agglomeration تجمع سرمایه
collecting point منطقه تجمع
assembling area منطقه تجمع
swarmer تجمع کننده
assembly area منطقه تجمع
rendezvous area منطقه تجمع
accumulation point نقطه تجمع
traffic تجمع مدافعان
furunculosis تجمع چندکورک
trafficked تجمع مدافعان
trafficking تجمع مدافعان
traffics تجمع مدافعان
turout تجمع پرسنل
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
unlawful assembly تجمع غیر قانونی
boat rendezvous area منطقه تجمع قایقها
associations تداعی معانی تجمع
association تداعی معانی تجمع
rallying points محل تجمع مجدد
rendezvous area منطقه تجمع موقت
concentration camp منطقه تجمع اسرا
concentration camps منطقه تجمع اسرا
loose forward مهاجم تک رو پشت خط تجمع
line backing دفاع پشت خط تجمع
dust laden تجمع گرد وغبار
line backer مدافع پشتیبان خط تجمع
pipe the side تجمع گارد احترام
pigmentation تجمع رنگدانه ها در بافتها
number forward مهاجمان تک رو پشت خط تجمع
rallying point محل تجمع مجدد
coagulation تجمع مواد در یک ناحیه
sick call تجمع برای رفتن به بهداری
casual water تجمع موقتی اب روی زمین
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
dummy گول زدن حریف در تجمع
recalls دستور تجمع قوا دادن
recalled دستور تجمع قوا دادن
recall دستور تجمع قوا دادن
pipe the side فرمان تجمع گارد احترام
dummies گول زدن حریف در تجمع
hiking گرفتن توپ درشروع تجمع
bomb cemetery محل تجمع بمبهای فاسد
hikes گرفتن توپ درشروع تجمع
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
hike گرفتن توپ درشروع تجمع
coil up تجمع ستون در راحت باش
sacking حمله به مهاجم پشت خط تجمع
hiked گرفتن توپ درشروع تجمع
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
snaps روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع
riot تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
flares پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
flare پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
to recall the troops from Mali دستور تجمع قوا را از کشورمالی دادن
riots تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
prisoner of war cage محل تجمع اولیه اسرای جنگی
snapping روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع
huddling گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddled گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
huddle گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
hookup تجمع بعضی چیزها برای منظورخاصی
snap روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع
rioting تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
huddles گردهمایی کوتاه بازیگران پیش از تجمع
convoy assembly port بندر محل تجمع ستون موتوری
snapped روش بازگرداندن توپ به بازی از تجمع
rioted تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
internationals بین المللی
international line خط بین المللی
international بین المللی
spermatheca کیسه محل تجمع منی درحشرات ماده
spermathecal کیسه محل تجمع منی درحشرات ماده
assembly order دستورتعمیر دستور جمع شدن درنقطه تجمع
nail حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nails حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
forming up تجمع و سازمان دادن یکان جمع شدن
nailed حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
gabfest تجمع غیر رسمی جهت گفتگوهای عمومی
encroaching قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
internationality بین المللی بودن
international union اتحادیه بین المللی
standard time وقت بین المللی
international court دادگاه بین المللی
internationals بازیگر بین المللی
international بازیگر بین المللی
internationally از لحاظ بین المللی
international comity نزاکت بین المللی
international acts مستندات بین المللی
cosmopolitanism بین المللی بودن
international acts اسناد بین المللی
international call مکالمه بین المللی
world war جنگ بین المللی
world wars جنگ بین المللی
internationalization بین المللی کردن
system international سیستم بین المللی
internationalize بین المللی کردن
international union اتحادیههای بین المللی
lingua franca زبان بین المللی
lingua francas زبان بین المللی
international telephone circuit خط تلفنی بین المللی
international migration مهاجرت بین المللی
international meeting مجمع بین المللی
international liquidity نقدینگی بین المللی
international dualism دوگانگی بین المللی
international equilibrium تعادل بین المللی
high seas ابهای بین المللی
international etiquette نزاکت بین المللی
Esperanto زبان بین المللی
international trade تجارت بین المللی
international reserves ذخائر بین المللی
international treaties عهود بین المللی
internationalism احساسات بین المللی
international custom عرف بین المللی
international practice رویه بین المللی
by international standards در معیارهای بین المللی
[as] compared to international standards در معیارهای بین المللی
international reserves اندوختههای بین المللی
international date line خط موافقتنامه بین المللی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com