English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
atentee صاحب اختراع ثبت شده
patentee صاحب اختراع ثبت شده
Search result with all words
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
patentee صاحب اختراع ثبت شدن
Other Matches
specification اوصاف و مشخصات دقیق یک اختراع که بر مبنای ان اختراع ثبت میشود
patented حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع
patent حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع
patenting حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع
patents حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
patenting حق اختراع
patents حق اختراع
patented حق اختراع
invention اختراع
excogitation اختراع
devices اختراع
patent حق اختراع
device اختراع
contrivances اختراع
contraption اختراع
contraptions اختراع
contrivance اختراع
mintage اختراع
patent right حق اختراع
minted اختراع کردن
fiction داستان اختراع
inventiveness هوش اختراع
minting اختراع کردن
mints اختراع کردن
fictions داستان اختراع
inventiveness قوه اختراع
mint اختراع کردن
artifices اختراع نیرنگ
artifice اختراع نیرنگ
inventive power هوش اختراع
inventive power قوه اختراع
invent اختراع کردن
forgetive اختراع کننده
invenit اختراع کرد
inventible قابل اختراع
invention of the aeroplane اختراع هواپیما
to patent an invention ثبت اختراع
drum up <idiom> اختراع کردن
make something up <idiom> اختراع کردن
inventive اختراع کننده
invented اختراع کردن
inventing اختراع کردن
invents اختراع کردن
patented حق ثبت اختراع
appliance تمهید اختراع
patents حق ثبت اختراع
patent حق ثبت اختراع
patent حق تثبیت اختراع
patents حق تثبیت اختراع
patenting حق تثبیت اختراع
appliances تمهید اختراع
pull out of a hat <idiom> اختراع کردن
patented حق تثبیت اختراع
patenting حق ثبت اختراع
contrivable اختراع کردنی اندیشیدنی
patent اختراع ثبت شده
best thing since sliced bread <idiom> [یک نوآوری یا اختراع خوب]
patenting اختراع ثبت شده
patenting حق ثبت اختراع پروانه
patented اختراع ثبت شده
patents حق ثبت اختراع پروانه
ingenuity امادگی برای اختراع
coins اختراع وابداع کردن
figment سخن جعلی اختراع
patent حق ثبت اختراع پروانه
forgetive دارای هوش اختراع
figments سخن جعلی اختراع
coin اختراع وابداع کردن
patented حق ثبت اختراع پروانه
patents اختراع ثبت شده
compass نقشه کشیدن اختراع کردن
patentee ذینفع اختراع به ثبت رسیده
trump up <idiom> ساختن ،درمغز اختراع کردن
patentee ذینفع اختراع ثبت شده
CERN یس که www اولین آنجا اختراع شد
daedal دارای هوش اختراع پیچیده
europatents حق اختراع قابل قبول دراروپا
It sinds into insignificance beside his invention . این درمقابل اختراع اوهیچ است
europatents اختراع ثبت شده که دراروپا معتبر میباشد
ajeeb دستگاه شطرنجبازمکانیکی به اختراع چارلزارثر هاپر در 8681
newest وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
newer وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
new- وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
new وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
nordenfelt یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
cook up <idiom> اختراع کردن ،ساختن وچیزی روباهم گذاشتن
contraption تدبیر [اختراع] [ابتکار] [اسباب عجیب و غریب]
mauser یکجور تفنگ که ماوزرنام المانی اختراع کرده است
morse alphabet or code الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
padrone صاحب
ownerless بی صاحب
master صاحب
mastered صاحب
masters صاحب
owner صاحب
owners صاحب
lord صاحب
lords صاحب
feudatory صاحب تیول
free ball توپ بی صاحب
grantee صاحب امتیاز
in power صاحب مقام
in the saddle صاحب اختیار
feudary صاحب تیول
building owner صاحب کار
assayer صاحب عیار
manufacturers صاحب کارخانه
manufacturer صاحب کارخانه
concessionaire صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
master of the time صاحب الزمان
stock holder صاحب سهم
concessioner صاحب امتیاز
titled صاحب لقب
office-holder صاحب مقام
nursery man صاحب قلمستان
of consequence صاحب شان
officiary صاحب منصب
homeowners صاحب خانه
owner of a property صاحب ملک
homeowner صاحب خانه
unowned بی صاحب بیمالک
employers صاحب کار
benefactor صاحب خیر
titlist صاحب سندمالکیت
slaveholder صاحب برده
permit holder صاحب جواز
restauranteur صاحب رستوران
seignior صاحب تیول
shop keeper صاحب دکان
sharecropper صاحب نسق
office-holders صاحب مقام
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
notary public صاحب محضر
land lady زن صاحب ملک
landholder صاحب ملک
lessor صاحب ملک
licence owner صاحب امتیاز
liege صاحب تیول
man of place صاحب منصب
man of place صاحب مقام
manufaturer صاحب کارخانه
benefactors صاحب خیر
master ارباب صاحب
monopolist صاحب انحصار
employer صاحب کار
no man's land سرزمین بی صاحب
shipowner صاحب کشتی
planters صاحب مزرعه
industrialist صاحب صنعت
innkeepers صاحب مسافرخانه
housemother زن صاحب خانه
landladies زن صاحب ملک
landlady زن صاحب ملک
housemothers زن صاحب خانه
landowners صاحب ملک
sovereigns صاحب سیادت
innkeeper صاحب مسافرخانه
resolute صاحب عزم
industrialists صاحب صنعت
licensee صاحب جواز
beneficent صاحب کرم
masters ارباب صاحب
mastered ارباب صاحب
laird صاحب زمین
lairds صاحب زمین
licensees صاحب جواز
sovereign صاحب سیادت
officer صاحب منصب
printer صاحب چاپخانه
clear-sighted صاحب نظر
printers صاحب چاپخانه
waif مال بی صاحب
restaurateurs صاحب رستوران
shareholder صاحب سهم
stockholders صاحب سهم
stockholder صاحب سهم
signatory صاحب امضا
official صاحب منصب
inviolable صاحب حرمت
restaurateur صاحب رستوران
officers صاحب منصب
strays جانور بی صاحب
landowner صاحب ملک
straying جانور بی صاحب
signatories صاحب امضا
stray جانور بی صاحب
planter صاحب مزرعه
shareholders صاحب سهم
to come into a property مالی را صاحب شدن
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
licensee صاحب جواز یا امتیاز
res nullius مال بلا صاحب
pooh bah صاحب چندین مقام
owner's risk ریسک صاحب کالا
placeman صاحب منصب اداری
peer صاحب لقب اشرافی
licensees صاحب جواز یا امتیاز
peered صاحب لقب اشرافی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com