Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
gastrologist
صاحب سر رشته درپختن وخوردن
Other Matches
gourmands
صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
gourmand
صاحب سر رشته در خوراک شکم پرست
prey on (upon)
<idiom>
کشتن وخوردن
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
null
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready
رشته رشته باصدای باریک
thread
رشته رشته شدن
threads
رشته رشته شدن
fibrillation
رشته رشته سازی
fiberize
رشته رشته کردن
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
owners
صاحب
owner
صاحب
ownerless
بی صاحب
padrone
صاحب
master
صاحب
mastered
صاحب
lords
صاحب
masters
صاحب
lord
صاحب
lessor
صاحب ملک
lairds
صاحب زمین
innkeeper
صاحب مسافرخانه
landholder
صاحب ملک
concessioner
صاحب امتیاز
innkeepers
صاحب مسافرخانه
concessionary
صاحب امتیاز
housemother
زن صاحب خانه
concessionaire
صاحب امتیاز
industrialist
صاحب صنعت
industrialists
صاحب صنعت
building owner
صاحب کار
feudary
صاحب تیول
laird
صاحب زمین
land lady
زن صاحب ملک
owner of a property
صاحب ملک
in the saddle
صاحب اختیار
in power
صاحب مقام
sovereign
صاحب سیادت
sovereigns
صاحب سیادت
grantee
صاحب امتیاز
licensee
صاحب جواز
free ball
توپ بی صاحب
resolute
صاحب عزم
licensees
صاحب جواز
beneficent
صاحب کرم
feudatory
صاحب تیول
assayer
صاحب عیار
restaurateur
صاحب رستوران
official
صاحب منصب
signatory
صاحب امضا
mastered
ارباب صاحب
inviolable
صاحب حرمت
master
ارباب صاحب
housemothers
زن صاحب خانه
signatories
صاحب امضا
landowner
صاحب ملک
landowners
صاحب ملک
landladies
زن صاحب ملک
landlady
زن صاحب ملک
waif
مال بی صاحب
planter
صاحب مزرعه
shareholders
صاحب سهم
planters
صاحب مزرعه
officer
صاحب منصب
restaurateurs
صاحب رستوران
officers
صاحب منصب
manufacturers
صاحب کارخانه
masters
ارباب صاحب
shareholder
صاحب سهم
stockholder
صاحب سهم
manufacturer
صاحب کارخانه
stockholders
صاحب سهم
printer
صاحب چاپخانه
printers
صاحب چاپخانه
clear-sighted
صاحب نظر
licence owner
صاحب امتیاز
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
office-holders
صاحب مقام
office-holder
صاحب مقام
homeowners
صاحب خانه
homeowner
صاحب خانه
unowned
بی صاحب بیمالک
titlist
صاحب سندمالکیت
stock holder
صاحب سهم
slaveholder
صاحب برده
shop keeper
صاحب دکان
titled
صاحب لقب
benefactors
صاحب خیر
employer
صاحب کار
employers
صاحب کار
benefactor
صاحب خیر
shipowner
صاحب کشتی
sharecropper
صاحب نسق
master of the time
صاحب الزمان
man of place
صاحب منصب
strays
جانور بی صاحب
stray
جانور بی صاحب
of consequence
صاحب شان
permit holder
صاحب جواز
man of place
صاحب مقام
straying
جانور بی صاحب
liege
صاحب تیول
officiary
صاحب منصب
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
notary public
صاحب محضر
seignior
صاحب تیول
restauranteur
صاحب رستوران
manufaturer
صاحب کارخانه
nursery man
صاحب قلمستان
publicans
بیگانه صاحب میخانه
martyologist
صاحب تذکره شهدا
i own that house
من صاحب ان خانه هستم
publican
بیگانه صاحب میخانه
mansion house
خانه صاحب تیول
housemothers
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
own
صاحب چیزی بودن
owned
صاحب چیزی بودن
owning
صاحب چیزی بودن
owns
صاحب چیزی بودن
yachtsman
صاحب کشتی تفریحی
yachtsmen
صاحب کشتی تفریحی
in the saddle
یراق صاحب مقام
endowed
صاحب مال و مکنت
newspaperman
صاحب وگرداننده روزنامه
holding company
شرکت صاحب سهم
innholder
صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
lord paramount
صاحب تیول عمده
housemother
زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
newspapermen
صاحب وگرداننده روزنامه
title-holder
صاحب سند مالکیت
office-holders
صاحب منصب دولت
placeman
صاحب منصب اداری
office-holder
صاحب منصب دولت
pooh bah
صاحب چندین مقام
prosecuting attorney
صاحب منصب پارکه
wharfinger
صاحب لنگرگاه یابارانداز
to come into a property
مالی را صاحب شدن
res nullius
مال بلا صاحب
chartered companies
شرکتهای صاحب الامتیاز
challenge round
مبارزه با صاحب عنوان
at owner's risks
به هزینه صاحب مال
title-holders
صاحب سند مالکیت
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
infeoff
صاحب ملک کردن
to have something at one's disposal
صاحب چیزی بودن
to have something
صاحب چیزی بودن
signatories
صاحب امضاء امضایی
owner's risk
ریسک صاحب کالا
estray
جانوراواره وبی صاحب
signatory
صاحب امضاء امضایی
boniface
صاحب مهمانخانه ورستوران
staffs
افسران صاحب منصبان
croupiers
کمک صاحب بانک
staff
افسران صاحب منصبان
staffed
افسران صاحب منصبان
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
licensees
صاحب جواز یا امتیاز
licensee
صاحب جواز یا امتیاز
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
croupier
کمک صاحب بانک
proprietor
صاحب حق طبق کتاب
peer
صاحب لقب اشرافی
peered
صاحب لقب اشرافی
peering
صاحب لقب اشرافی
proprietors
صاحب حق طبق کتاب
evangelists
صاحب انجیل مژده رسان
proprietorship
صاحب ملک یامغازه بودن
portreeve
صاحب منصبی که پایین ترازشهرداراست
evangelist
صاحب انجیل مژده رسان
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
play the ball
با دریبل صاحب توپ شدن
manor houses
خانه ارباب یا صاحب تیول
manor house
خانه ارباب یا صاحب تیول
waif
بچه بی صاحب ادم دربدر
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
abandonee
صاحب اشیاء ترک شده
atentee
صاحب اختراع ثبت شده
barkeep
باده فروش صاحب میکده
barkeeper
باده فروش صاحب میکده
barton
حیاط رعیتی صاحب ملک
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
patentee
صاحب اختراع ثبت شدن
patentee
صاحب اختراع ثبت شده
licensee
صاحب جواز دارنده پروانه
batons
عصا یا چوپ صاحب منصبان
licensees
صاحب جواز دارنده پروانه
baton
عصا یا چوپ صاحب منصبان
nursery man
درخت کار صاحب تلمبار
equites
سواره نظام صاحب امتیاز
he is the owner of this house
او صاحب این خانه است
series
رشته
funicle
رشته
tatter
رشته رشته
ghaut
رشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com