Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (15 milliseconds)
English
Persian
yodel
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodels
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
Other Matches
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
gael
مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
to never let yourself get to thinking like them
<idiom>
نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند
[اصطلاح روزمره]
The people protested vocally.
صدای مردم درآمد ( اعتراض )
irredentism
نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
colony
موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم
[مانند زندان]
whoop
صدای جغدو مانند ان
whooping
صدای جغدو مانند ان
whoops
صدای جغدو مانند ان
whooped
صدای جغدو مانند ان
thunderclaps
صدای صاعقه مانند
thunderclap
صدای صاعقه مانند
oink
صدای خوک مانند
switzer land
سویس
swiss system
سیستم سویس
e f t a (european free trade association
سویس نروژ
the play of europe
کشور سویس
democracies
مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracy
مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
popular
مردم پسند و مناسب حال مردم
plebiscites
مردم خواست رای قاطبه مردم
plebiscite
مردم خواست رای قاطبه مردم
sou
مسکوک فرانسه یا سویس مساوی 50/0 فرانک
townsflk
اهالی شهر
townspeople
اهالی شهر
kakistocracy
حکومت به دست بدترین اهالی
moorish
وابسته به اهالی شمال افریقا
jayhawker
لقب اهالی استان کانزاس دراتازونی
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
new england
نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
myrmidon
یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
municipium
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
mountaineers
کوهستانی
hilariously
کوهستانی
mountainous
کوهستانی
rangey
کوهستانی
mountains
کوهستانی
orestes
کوهستانی
montane
کوهستانی
mountain
کوهستانی
rangy
کوهستانی
highland
کوهستانی
mountaineer
کوهستانی
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
uplands
زمین کوهستانی
shelf
سکوی کوهستانی
upland
زمین کوهستانی
oread
حوری کوهستانی
tarn
دریاچه کوهستانی
high land
زمین کوهستانی
mountain troops
یکانهای کوهستانی
mountain climate
اقلیم کوهستانی
glens
دره کوهستانی
transmountain
ماوراء کوهستانی
bench
سکوی کوهستانی
benches
سکوی کوهستانی
transmontane
ماوراء کوهستانی
upper terminal
ایستگاه کوهستانی
glen
دره کوهستانی
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
population
تعداد مردم مردم
populations
تعداد مردم مردم
clachan
دهکده کوچک کوهستانی
mountaineer
یکان کوهستانی کوهنورد
mountaineers
یکان کوهستانی کوهنورد
ghillie
نوکریکی از روسای کوهستانی
greenwood
درخت راج کوهستانی
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
gilly
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
tarn
دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
gillie
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
sing
اواز
voices
اواز
voicing
اواز
songless
بی اواز
voice
اواز
sings
اواز
Sea
[mountain]
air makes you hungry.
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
songfest
مجلس اواز
songster
اواز خوان
scat
اواز بی معنی
arias
اواز یکنفره
singers
اواز خوان
singer
اواز خوان
aria
اواز یکنفره
singsong
یک وزن اواز
chitter
اواز خواندن
songstress
زن اواز خوان
song
اواز سرودروحانی
airs
اواز اهنگ
crooners
اواز خوان
crooner
اواز خوان
songs
اواز سرودروحانی
deep mouthed
گنده اواز
aired
اواز اهنگ
air
اواز اهنگ
loudmouthed
بلند اواز
cantillate
با اواز خواندن
yodeler
اواز خوان
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
sporran
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
williwa
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
triller
اواز خوان باتحریر
cadenza
قطعه اواز یکنفری
croon
زمزمه کردن اواز
tune
اهنگ صدا اواز
sing
تصنیف اواز خواندن
cadenzas
قطعه اواز یکنفری
tunes
اهنگ صدا اواز
to sing to sleep
با اواز یا لالایی خوابندن
crooned
زمزمه کردن اواز
crooning
زمزمه کردن اواز
duos
اواز یا موسیقی دونفری
musicale
مجلس ساز و اواز
singin bird
پرنده اواز خوان
cantabile
مناسب برای اواز
serenader
سراینده اواز عاشقانه
cantor
اواز خوان مذهبی
croons
زمزمه کردن اواز
sings
تصنیف اواز خواندن
duo
اواز یا موسیقی دونفری
hers is best
مال اواز همه بهتراست
vaudeville
درام دارای رقص و اواز
accompaniments
ساز یا اواز همراهی کننده
glee club
کلوب یا باشگاه اواز و سرود
callithump
اواز یاتصنیف هزلی وتفریحی
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
acapella
اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
quavering
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
discant
نوعی اواز به درازا بحث کردن
quaver
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
oratorios
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
quavered
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
oratorio
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
can you pronounce him safe
بگویید که اواز خطر محفوظ است
quavers
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
we sang them home
ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
descant
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
accompanists
همراهی کننده با اواز یاسازی چون پیانو
descants
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
the inhabitants of tehran
ساکنان یا اهالی تهران زیستوران تهران
tour de france
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
quintette
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintets
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballads
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
ballad
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
quintet
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
antistrophe
حرکت از چپ براست نمایشگران هنگام اواز دسته جمعی
songfest
دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
fugue
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fugues
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
Susurrus
صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
skate off
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
residents of tehran
سکنه تهران اهالی تهران
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
tu-whit tu-whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu whit tu whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
fugal
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
thumped
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumping
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumps
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thump
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
population
[pop.]
مردم
the people
مردم
public
مردم
the deaf
مردم کر
peopled
مردم
people
مردم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com