Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
probability factor
ضریب احتمال
Search result with all words
probability factor
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
Other Matches
modulus of elasticity
ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
attenuation factor
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
convergence factor
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
design stress resultant
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
biquinary notation
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
partition coefficient
ضریب توزیع ضریب تقسیم
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
ballistic coefficient
ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slice
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
chance
احتمال
chanced
احتمال
chancing
احتمال
supposition
احتمال
suppositions
احتمال
liability
احتمال
possibility
احتمال
probability
احتمال
possibilities
احتمال
eventualities
احتمال
liabilities
احتمال
expectancy
احتمال
eventuality
احتمال
contingency
احتمال
contingencies
احتمال
like lihood
احتمال
aptness
احتمال
presumptions
احتمال
presumption
احتمال
verisimilitude
احتمال
likelihood
احتمال
expectance
احتمال
chances
احتمال
likelihoood
احتمال
probabilism
احتمال گرایی
conditional probability
احتمال مشروط
compound probability
احتمال مرکب
risks
احتمال زیان
risking
احتمال زیان
unlikelihood
عدم احتمال
risked
احتمال زیان
experimental probability
احتمال تجربی
experimental probability
احتمال ازمایشی
improbability
عدم احتمال
contingency
احتمال وقوع
moral certainty
احتمال قوی
on the chance of
نظر به احتمال
presumedly
احتمال میرود
mathematical probability
احتمال ریاضی
presumption of fraud
احتمال تقلب
kill probability
احتمال کشندگی
contingencies
احتمال وقوع
inverisimilitude
عدم احتمال
risk
احتمال زیان
transition probability
احتمال انتقال
probability function
تابع احتمال
probability of collision
احتمال برخورد
stand a chance
<idiom>
احتمال داشتن
probability of detection
احتمال کشف
probability of ionization
احتمال یونش
probability of kill
احتمال انهدام
probability ratio
بهر احتمال
probability theory
نظریه احتمال
statistical weight
احتمال ترمودینامیکی
odds
احتمال ووقوع
the probability is
احتمال میرود
There is a 50-50 chance.
احتمال 50-50است
transition probability
احتمال جهش
the probability is
احتمال دارد
probability distribution
توزیع احتمال
probability analysis
احتمال کاوی
probability of detection
احتمال اکتشاف
probability curve
منحنی احتمال
worst-case
بدترین وضع یا احتمال
it is beyond recall
احتمال لغوشدن ندارد
radial probability distribution
توزیع احتمال شعاعی
It is quite likely that ….
خیلی احتمال می رود که …
maximum liklihood method
روش حداکثر احتمال
risked
احتمال زیان و ضرر
look for
<idiom>
با احتمال فکر کردن
kill probability
احتمال واردکردن تلفات
likelihood
احتمال کلی دارد
angular probability distribution
توزیع زاویهای احتمال
maximum probility detection
تعیین احتمال حداکثر
risk
احتمال زیان یاخطر
probability density function
تابع چگالی احتمال
balance
احتمال رویداد خطا
balances
احتمال رویداد خطا
risks
احتمال زیان یاخطر
in all like
احتمال کلی دارد
normal probability curve
منحنی بهنجار احتمال
risks
احتمال زیان و ضرر
risk
احتمال زیان و ضرر
probability density
چگالی احتمال
[ریاضی]
probability of kill
احتمال از بین رفتن
in all probability
احتمال کلی میرود
risking
احتمال زیان و ضرر
risking
احتمال زیان یاخطر
risked
احتمال زیان یاخطر
damage threat
احتمال تولید خسارت
it is p that he did not go
احتمال داردنرفته باشد دورنیست که
odds-on
دارای احتمال بیش از 5 درصد
to be on the safe side
برای اینکه احتمال اشتباه
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
risking
احتمال خطر ریسک کردن
single shot hit probability
احتمال اصابت یک گلوله به هدف
risked
احتمال خطر ریسک کردن
risks
احتمال خطر ریسک کردن
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
damage threat
منطقه احتمال تولید خسارت
risk
احتمال خطر ریسک کردن
In all probability. Very likely.
به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
central tendency
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
it may be presumed that
احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
presumes
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presume
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presumed
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
shoo in
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
i p that they are both gone
احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
long shot
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
characteristic strength
مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
The chances of a soloution are bleak.
احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
error handling
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
long shot
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
cruelty
در CLعبارت است از سوء رفتار یکی از زوجین با دیگری به نحوی که احتمال منجر شدن ان به صدمات بدنی
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
the story is probale
این داستان راست مینماید این حکایت احتمال داردراست باشد
dud probability
درصد احتمال عمل نکردن گلوله یا اصابت نکردن ان
characteristic actuation probability
احتمال مسلح شدن مین توسط مین جمع کن
hartley
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
phi coefficient
ضریب فی
ratio
ضریب
modulus
ضریب
ratios
ضریب
factors
ضریب
factor
ضریب
coefficient
ضریب
modules
ضریب
module
ضریب
coefficients
ضریب
modulus of elasticity
ضریب ارتجاعی
absorption constant
ضریب جذب
pay grade
ضریب حقوقی
mixing coefficient
ضریب اختلاط
absorptive power
ضریب جذب
coefficient of absorption
ضریب جذب
absorption coefficient
ضریب جذب
loss factor
ضریب اتلاف
luminosity factor
ضریب درخشندگی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
magnification ratio
ضریب تقویت
magnification ratio
ضریب بزرگنمایی
extinction coefficient
ضریب جذب
absorption factor
ضریب جذب
modulus of elasticity
ضریب کشسانی
normalizing coefficient
ضریب هنجارش
multiplier
ضریب تکاثر
multiplication factor
ضریب تقویت
mortality factor
ضریب تلفات
absorbency index
ضریب جذب
moment coefficient
ضریب گشتاور
modulus of stiffness
ضریب سفتی
modulus of shear
ضریب برش
modulus of rigidity
ضریب صلابت
modulus of rigidity
ضریب صلبیت
packing factor
ضریب فشردگی
correlation
ضریب رابطه
modulus of rupture
ضریب گسیختگی
absorptance
ضریب جذب
modulus of elasticity
ضریب شکل
modulus of elasticity
ضریب برجهندگی
oxidation coefficient
ضریب اکسایش
impact coefficient
ضریب ضربه
impact factor
ضریب ضربه
impact factor
ضریب تشدید
impact factor
ضریب برخورد
impedance factor
ضریب ناگذرایی
impermeability factor
ضریب نفوذناپذیری
accommodation coefficient
ضریب برابری
index of fraction
ضریب انکسار
index of refraction
ضریب شکست
imaginary figure
ضریب موهومی
internal transmittance
ضریب انتقال
image propagation factor
ضریب انتقال
friction coefficient
ضریب اصطکاک
friction factor
ضریب اصطکاک
fusion coefficient
ضریب فوزیون
gini coefficient
ضریب جینی
gravimetric factor
ضریب وزنی
activity coefficient
ضریب فعالیت
hydraulic conductivity
ضریب ابگذری
image attenuation coefficient
ضریب میرایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com