Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
middle class
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
middle classes
طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
Other Matches
blue blood
عضو طبقه اشراف
patriciate
طبقه اشراف مقام بزرگ زادگان واشراف
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downstairs
طبقه پایین
lower classes
طبقه پایین
lower class
طبقه پایین
underclass
طبقه پایین جامعه
subclass
طبقه پایین جامعه
lower class
طبقه پایین جامعه
vulgus
مردم طبقه پایین
lowerclassman
شخصی که از طبقه پایین است
aristocrate
اشراف
noblesse
اشراف
aristocracy
اشراف سالاری
aristocrat
طرفدارحکومت اشراف
aristocracy
طبقهء اشراف
aristocrat
اشراف زاده
aristocrats
اشراف زاده
aristocracies
اشراف سالاری
aristocracies
طبقهء اشراف
aristocrats
طرفدارحکومت اشراف
optimates
گروه اشراف
entresol
طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
aristocrat
عضو دستهء اشراف
aristocrats
عضو دستهء اشراف
aristocrate
طرفدار حکومت اشراف
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
intermediate
آنچه در یک طبقه بین دو طبقه دیگر است
junkerism
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
junkerdom
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
down
سوی پایین بطرف پایین
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor.
ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
aristocracy
حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
aristocracies
حکومت اشراف که اشرافیت ایشان ممکن است ازامتیازات مالی یا نظامی یااجتماعی و تربیتی خاص باشد
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
stratify
طبقه طبقه کردن
blue blood
نجیب زاده اشراف زاده
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
bed
طبقه ته
course
طبقه
beds
طبقه ته
stage
طبقه
coursed
طبقه
of all sorts
از هر طبقه
courses
طبقه
ranks
طبقه
stages
طبقه
generals
طبقه
floor
طبقه
floored
طبقه
floors
طبقه
category
طبقه
phases
طبقه
phased
طبقه
phase
طبقه
bed
طبقه
beds
طبقه
storey
طبقه
range
طبقه
ranged
طبقه
ranges
طبقه
ilk
طبقه
strips
طبقه
two storeyed
دو طبقه
folium
طبقه
genre
طبقه
genres
طبقه
straticulate
طبقه طبقه
story
طبقه
story=storey
طبقه
storey=story
طبقه
stepless
بی طبقه
single stage
یک طبقه
rank
طبقه
first class
طبقه یک
grades
طبقه
storeys
طبقه
grade
طبقه
laminate
طبقه طبقه
pigeonhole
طبقه
stories
طبقه
lain
طبقه
ranked
طبقه
classes
طبقه
layers
طبقه
classed
طبقه
grain
طبقه
classing
طبقه
layer
طبقه
general
طبقه
castes
طبقه
class
طبقه
caste
طبقه
stratum
طبقه
vide infara
پایین
shitu
پایین
lower
پایین
dowm
پایین
lower limit
حد پایین
down stairs
پایین
below
پایین
bal
از مچ پا به پایین
lower most
پایین تر
de-
پایین
flat
پایین
submiss
پایین
flattest
پایین
hypogenous
پایین رو
infara
پایین
infara
پایین تر
tailwater
پایین اب
below
<adv.>
در پایین
underneath
پایین
subatmospheric
پایین تر از جو
hereinafter
[formal]
<adv.>
در پایین
bottoms
پایین
thereinafter
[archaic or formal]
<adv.>
در پایین
bottom
پایین
further down
پایین تر
hereafter
<adv.>
در پایین
subteen
پایین تر از سن 31
neath or neath
پایین تر
neath or neath
پایین
lowered
پایین تر
lower
پایین تر
beneath
پایین تر
low level
پایین
lowering
پایین تر
shorter
پایین تر
sub-
یا پایین تر
low
پایین
down
پایین
lowers
پایین تر
beneath
پایین
shortest
پایین تر
short
پایین تر
second flour
طبقه دوم
taxonomy
طبقه بندی
multi stage
چند طبقه
sorting
طبقه بندی
input stage
طبقه اولیه
stratiform
طبقه مانند
low grade
کم طبقه بندی
basement
طبقه زیر
stratification
طبقه بندی
basements
طبقه زیر
stratiform
طبقه وار
subclass
طبقه فرعی
substratum
طبقه زیر
classifications
طبقه بندی
subordinate class
طبقه وابسته
main stage
طبقه اصلی
peerage
طبقه لردها
modulator stage
طبقه مدولاسیون
input stage
طبقه ورودی
subclass
زیر طبقه
substratum
پی طبقه زیر
category
طبقه افراد
non producing class
طبقه نامولد
bourgeoisie
طبقه سوداگر
class i property
کالای طبقه 1
power output stage
طبقه خروجی
class limits
حدود طبقه
class i property
اموال طبقه 1
class i supplies
اماد طبقه 1
peasntry
طبقه روستایان
mezzanine
نیم طبقه
class ii property
کالای طبقه 2
category
طبقه نگهداری
leisure class
طبقه مرفه
category
طبقه اجناس
grading
طبقه بندی
assortment
طبقه بندی
mezzanines
نیم طبقه
low power stage
طبقه کم قدرت
lower floor
طبقه تحتانی
layer of rock
طبقه سنگی
roturier
از طبقه عوام
social class
طبقه اجتماعی
class interval
حدود طبقه
spectral class
طبقه بینابی
ionosphere
طبقه یونسفر
intellectual class
طبقه روشنگر
class interval
فاصله طبقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com