English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (11 milliseconds)
English Persian
draft regulation طرح ایین نامه
Search result with all words
manual ایین نامه
code of practice ایین نامه
codes of practice ایین نامه
regulation ایین نامه
by-law ایین نامه
by-laws ایین نامه
bye-law ایین نامه
bye-laws ایین نامه
ordinance ایین نامه
ordinances ایین نامه
by law طبق ایین نامه
by low ایین نامه
byelaw ایین نامه
bylaw ایین نامه
bylaws ایین نامه
bylaws ایین نامه ومقررات داخلی
executive by law ایین نامه اجرایی
lawgiver واضع ایین نامه شارع
punishment book ایین نامه انضباطی
safety regulations ایین نامه جلوگیری از خطر
supply catalog ایین نامه تدارکاتی یا امادی
Other Matches
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
credential گواهی نامه اعتبار نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
affidavits شهادت نامه قسم نامه
certificates رضایت نامه شهادت نامه
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
doctrines ایین
doctrine ایین
ceremonies ایین
ceremony ایین
religions ایین
ethic ایین
ordinace ایین
they act after their kind به ایین
religion ایین
ordinances ایین
ordinance ایین
celebrating ایین
celebrates ایین
celebrate ایین
observandum ایین
function ایین رسمی
procedure ایین دادرسی
brahmanism ایین برهمنی
sacraments ایین دینی
sacrament ایین دینی
monumentally به ایین یادگاری
monkery ایین رهبانیت
monism ایین وحدت
magianism ایین مجوس
zoroastrianism ایین زرتشت
Hinduism ایین هندو
cults ایین دینی
cult ایین دینی
functioned ایین رسمی
methods ایین شیوه
kantianism ایین کانت
to unveil a statue ایین گشایش
functions ایین رسمی
voodooism ایین وودو
jacobinism ایین جاکوبین ها
Buddhism ایین بودا
etiquette ایین معاشرت
nuptial ceremonies ایین عروسی
prosodial ایین عروضی
doctrinaire ایین گرای
stoicism ایین رواقی
brahminism ایین برهمایی
parseeism ایین زرتشتی
epicurianism ایین اپیکور
liturgy ایین نماز
ceremonially رسمابا ایین
code of practice ایین کار
shintoism ایین شینتو
control of access ایین ورودی ها
orthodox درست ایین
Taoism ایین تائو
Judaism ایین یهود
agnosticism ایین لاادری
liturgies ایین نماز
codes of practice ایین کار
pythogoreanism ایین فیثاغورث
prosodiacal ایین عروضی
ritual ایین پرستش
method ایین شیوه
interment ایین تدفین
christianism ایین مسیحیت
apostasy ترک ایین
heathenism ایین کفار
liturgiology دانش ایین نمازliturgist
conventionalization توافق با ایین و رسوم
Protestantism اصول ایین پروتستانت
liturgist عالم در ایین نماز
principle of criminal procedure ایین دادرسی کیفری
burial service ایین بخاک سپاری
ritually برحسب ایین وشعائر
pantheism ایین وحدت وجود
civil procedure ایین دادرسی مدنی
code of procedure قانون ایین دادرسی
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
obsequies ایین تشیع جنازه
exequies ایین خاک سپاری
phallic cuit ایین قضیب پرستی
supply manuals ایین نامههای تدارکاتی
shrift ایین توبه وبخشش
pacificism ایین احتراز ازجنگ
housel ایین عشاء ربانی
pacifism ایین احتراز ازجنگ
funreal rites ایین تشییع جنازه
he has no manners ایین معاشرت نمیداند
rules for forming plurals ایین جمع بندی
hermeneutic ایین تفسیرکتاب مقدس
principle of civil litigation ایین دادرسی مدنی
oratorically ادیبانه از روی ایین سخنرانی
baptism ایین غسل تعمید و نامگذاری
Holy Communion ایین عشای ربانی مسیحیان
maundy ایین شستن پای بی نوایان
baptisms ایین غسل تعمید و نامگذاری
conventional مرسوم مطابق ایین وقاعده
innovate ایین تازهای ابتکار کردن
punctilio نکته دقیق در ایین رفتار
innovates ایین تازهای ابتکار کردن
innovating ایین تازهای ابتکار کردن
moral philosophy اصول اخلاق ایین رفتار
ungrammatical مخالف ایین دستور نادرست
innovated ایین تازهای ابتکار کردن
funeral وابسته به ایین تشییع جنازه
criminal proceedure code قانون ایین دادرسی کیفری
send-offs ایین بدرود ودعای خیر
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
send-off ایین بدرود ودعای خیر
solemnity ایین تشریفات مراسم سنگین
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
in my f. به ایین سوگند خدامی داند
puritanism ایین پاک دینان مسیحخی
grammatically مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
heraldry ایین وتشریفات نشانهای خانوادگی
indecorum عدم رعایت ایین معاشرت
initiatory دخولی وابسته به ایین دخول
funerals وابسته به ایین تشییع جنازه
send off ایین بدرود ودعای خیر
hermeneutics علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
hardshell سخت در رعایت ایین دینی
orientalize شیوه یا ایین خاوریان راپیروی کردن
grammaticize به ایین دستوردراوردن صرف ونحوی کردن
accentuation بکار بردن ایین تکیه صدا
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
communion ایین عشاء ربانی صمیمیت وهمدلی
they gave him a fine sendoff ایین بدرود راباوی بجااوردندبرایش دعای خیرکردند
palingenesis تجوید از راه تولد ایین تعمید مسیحیان
obsequial وابسته به ایین تشیع جنازه باختم مرده
formalization انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
initiatory rites ایین دخول کسی در انجمنی بادستور ویژه
conventionally برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
free love عشق ورزی ومجامعت بدون مراعات ایین ازدواج
pontifically چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
ceremonialist کسیکه پای بند رعایت ایین وتشریفات است
month's mind ایین مذهبی بیاد بود کسیکه درگذشته در روز سی ام مردنش
lavabo ایین دست شستن کشیش هنگام پیش بردن عشاه ربانی
mumpsimus ایین دیرینه بی معنی که ازروی تعصب بدان بچسبند نادان متعصب
gremial پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
maniple بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
voodooism ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
post boy نامه بر
letters نامه
carriers نامه بر
epistles نامه
breve نامه
epistle نامه
manifest نامه
manifests نامه
correspoundence نامه ها
carrier نامه بر
manifesting نامه
manifested نامه
letter نامه
localism ایین محلی علاقه محلی
procedure ایین کار روش کار
pigeongram نامه کبوتر
concession deed امتیاز نامه
concessionary agreement امتیاز نامه
letter of introduction معرفی نامه
letter of indemnity غرامت نامه
mailer نامه رسان
corrigenda غلط نامه
credential استوار نامه
marriage bed عقد نامه
marriage contract عقد نامه
decameron داستان نامه
letter of indemnity ضمانت نامه
letter of a اطلاع نامه
collins نامه پر سود
deed of conveyance صلح نامه
letter of invitation دعوت نامه
letter writer نامه نویس
letters of administration قیم نامه
letters of procurator وکالت نامه
warrant of attorney وکالت نامه
certificate of incorporation شرکت نامه
letters patent نامه سرگشوده
letter writer نامه نگاری
letters patent نامه سرگشاده
light list چراغ نامه
circular letter نامه اداری
letter of recommendation توصیه نامه
letter of recommendation سفارش نامه
memorandum of understanding تفاهم نامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com