Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
archetype
طرح یا الگوی اصلی
archetypes
طرح یا الگوی اصلی
Other Matches
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
attack pattern
الگوی تک
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
micro model
الگوی خرد
bit pattern
الگوی ذرهای
molecular model
الگوی مولکولی
probabilistic model
الگوی تصادفی
bit pattern
الگوی بیتی
energy pattern
الگوی انرژی
neoclassical model
الگوی نئوکلاسیک
normative model
الگوی هنجاری
dynamic model
الگوی پویا
stochastic model
الگوی تصادفی
economic model
الگوی اقتصادی
econometric model
الگوی اقتصادسنجی
pattern of development
الگوی توسعه
program schema
الگوی برنامه
mathematical model
الگوی ریاضی
macro model
الگوی کلان
radiation pattern
الگوی تابش
vintage model
الگوی زمانی
haavelmo model
الگوی هاولمو
two sector model
الگوی دو بخشی
random model
الگوی تصادفی
purchasing patterns
الگوی خرید
stenograph
الگوی حروف
movement pattern
الگوی حرکتی
demand pattern
الگوی تقاضا
probabilistic model
الگوی احتمالی
conjunctive model
الگوی عطفی
mathematicl model
الگوی ریاضی
field template
الگوی فیلد
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
macro dynamic model
الگوی کلان پویا
keyboard template
الگوی صفحه کلید
street gauge
الگوی سطح راه
planning model
الگوی برنامه ریزی
s r model
الگوی محرک- پاسخ
stencil plate
الگوی نقشه برداری
stimulus response model
الگوی محرک- پاسخ
sport skill pattern
الگوی مهارت ورزشی
space filling molecular model
الگوی مولکولی فضا پر کن
feminiene stereotype
الگوی قالبی زنانگی
stick and ball model
الگوی گلوله و میله
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
vintage model
الگوی مقطع زمانی
decision model
الگوی تصمیم گیری
micro dynamic model
الگوی خرد پویا
developmental motor pattern
الگوی حرکت تکوینی
fundamental motor pattern
الگوی بنیادی حرکت
noncompetitive model
الگوی غیر رقابتی
balanced growth model
الگوی رشد متوازن
drill jig
الگوی مته کاری
drilling jig
الگوی مته کاری
scheme
الگوی پیش فرض
free electron model
الگوی الکترون ازاد
stimulus organism response model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
s o r model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
matrixes
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
areas
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
encoding
نمایش یک حرف یاعنصر با ترکیب یا الگوی یکتا از بیت ها در یک کلمه
area
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
grades
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
dithers
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dithered
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
dither
رنگی که از الگوی چندین پیکسل متفات تشکیل شده است
grade
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
audio
الگوی صوتی دیجیتال که روی دیسک ذخیره شده است
dense binary code
کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
format
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
mask
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
masks
محل ذخیره سازی در کامپیوتر که حاوی الگوی بیتها به صورت ماسک است
formats
فرآیندی که الگوی فیزیکی و ترتیب شیارها و سکتورهای روی دیسک را مشخص میکند
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
sprayed
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
sprays
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
spraying
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
spray
زایده نگهدارنده پالتهای سوارشده روی ریل بار هواپیما الگوی پخش ترکشها
matrixes
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
masks
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
mask
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
ebcdic
کد کامپیوتربرای نشان دادن یک الگوی خاص از هشت بیت باینری یک کد 8 بیتی که برای نمایش اطلاعات در کامپیوتر مدرن بکار برده میشود
controller
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
lasers
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
laser
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
controllers
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
identities
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
identity
الگوی بیتها پیش از اولین بلاک داده در نوار مغناطیسی که قالب نوار استفاه شده را مشخص میکند
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
rotation
جابجایی یک الگوی بیت درکلمه به چپ یا راست , بیت آخر قدیمی در بیت اول جدید قرار می گیرد
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
s r s model
الگوی محرک- پاسخ- محرک
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
s s model
الگوی محرک- محرک
stimulus stimulus model
الگوی محرک- محرک
drilling pattern
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
firsthand
اصلی
vital
<adj.>
اصلی
originals
اصلی
proto
اصلی
substantive
[essential]
<adj.>
اصلی
elementary
اصلی
original
اصلی
mastered
اصلی
normative
اصلی
main attack
تک اصلی
line link
خط اصلی
intrinsic
اصلی
essential
اصلی
essentials
اصلی
arches
اصلی
principle
اصلی
rudimental
اصلی
elemental
اصلی
masters
اصلی
fundamental
اصلی
parent
اصلی
trunks
خط اصلی
initialling
اصلی
principals
اصلی
initials
اصلی
main door
در اصلی
primitive
اصلی
inherent
اصلی
head
اصلی
initial
اصلی
trunk
خط اصلی
initialed
اصلی
initialing
اصلی
initialled
اصلی
native code
کد اصلی
primal
اصلی
master
اصلی
functional
اصلی
basics
اصلی
organic
اصلی
major
<adj.>
اصلی
principal
اصلی
elementarily
اصلی
basic
اصلی
arch-
اصلی
arch
اصلی
main deck
پل اصلی
essential
<adj.>
اصلی
quintessential
<adj.>
اصلی
primarily
اصلی
main stem
خط اصلی
main line
خط اصلی
fundametal
اصلی
main lines
خط اصلی
germinal
اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com