Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (8 milliseconds)
English
Persian
excess length
طول افزوده شده
Search result with all words
redundancies
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancy
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
gain
افزوده
gained
افزوده
gains
افزوده
parity
بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
increment
افزوده
increments
افزوده
padding
حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
additional
افزوده
register
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registering
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
self-
که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
hash
سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
relocation
کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
accrue
افزوده شدن
accrues
افزوده شدن
accruing
افزوده شدن
user
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
annexed
افزوده
additive
افزاینده افزوده
additives
افزاینده افزوده
adjunct
افزوده
adjuncts
افزوده
added
افزوده
vat
مالیات بر ارزش افزوده
vats
مالیات بر ارزش افزوده
value added tax
مالیات بر ارزش افزوده
value added tax
مالیات ارزش افزوده
value-added tax
مالیات بر ارزش افزوده
value-added tax
مالیات ارزش افزوده
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
accessional
افزوده
add on
افزوده شده
added value
ارزش افزوده
addend
افزوده
an interpolated verse
شعر افزوده
boosted b voltage
ولتاژ افزوده ب
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
epexegesis
کلمات افزوده شده برای توضیح
expansion card
کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
feeding storm
طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
gain score
نمره افزوده
given in
افزوده
he has none the wiser
چیزی براطلاعتش افزوده نشد
her courage did accrue
برجراتش افزوده گشت جراتش زیادشد
intercalary
اضافی افزوده
margin cost
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
metal deactivator
مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
noisy mode
سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
ohm additive
افزوده های روغنی
pad character
حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
paragoge
حرف افزوده
paragogic
افزوده الحاقی
progressive rebate
تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
stirling cycle
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
value added
ارزش افزوده
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
value added concept
مفهوم ارزش افزوده
value added taxation
مالیات بر ارزش افزوده
shirt-tail
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tails
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
voice-over
سخنان افزوده
voice-overs
سخنان افزوده
assigned
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
allocated
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
allotted
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
attached
<adj.>
<past-p.>
افزوده شده
Mercerization
مرسیزاسیون
[این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com