Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
wanelength
طول جدار جداکننده یا پرده جدا کننده
Other Matches
curtains
جدار پرده
vane
علامت بادنما پرده جدا کننده
vanes
علامت بادنما پرده جدا کننده
stabilizing sleeve
پرده متعادل کننده گلولههای منور
delineascope
پرژکتور منعکس کننده عکس در روی یک پرده پرژکتوراگراندیسمان عکس
separator
جداکننده
spacer
جداکننده
divider
جداکننده
delimiler
جداکننده
cut off wall
دیوار جداکننده
isolating switch
کلید جداکننده
strain insulator
مقره جداکننده
argument separator
جداکننده شناسه
separatory funnel
قیف جداکننده
cut off trench
گودال جداکننده
central strip
جداکننده جهات
impluse separator
جداکننده ایمپولز
record separator
جداکننده رکوردها
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
ingot slicing lathe
دستگاه جداکننده شمش
choir-wall
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
three phase switch
کلید جداکننده سه فاز
synchronizing separator
جداکننده همزمان سازی
paravanc
جداکننده زنجیر مین دریایی
screened
جدار
sidewall
جدار
screens
جدار
septum
جدار
races
جدار
raced
جدار
wythe
جدار
race
جدار
hulls
جدار
hull
جدار
screening, screenings
جدار
screen
جدار
wall
جدار
curtains
جدار
walls
جدار
dissepiment
جدار
partition
جدار افراز
bearing race
جدار یاتاقان
casing tube
لوله جدار
bulkhead
جدار داخلی
bulkheads
جدار داخلی
inner bottom
جدار داخلی
rough boundary
جدار زبر
tall road
راه با جدار
partitions
جدار افراز
toe crack
شکاف جدار سم اسب
chucking reamer
برقو با جدار تراش
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
slotted casing
لوله جدار مشبک
casing
لوله جدار چاه پوشش
casings
لوله جدار چاه پوشش
phlebitic
دچار اماس جدار ورید
floating reamer
برقو یا جدار تراش متحرک
lumen
حفره سلولی درون جدار گیاه
manubrium
سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
diatomaceous
دارای جدار سیلیسی شبیه گمزادان
acrus choralis
[جدار بین گروه کر و شبستان کلیسا]
uncased well
چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
tone and semitone
پرده ونیم پرده
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
tringle
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
sponson
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
cylinder liner
رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
ends
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ended
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
end
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
frankest
بی پرده
mantle
پرده
franking
بی پرده
franks
بی پرده
outspokenly
بی پرده
backstage
در پس پرده
blunt
بی پرده
at the rear of the stage
<adj.>
<adv.>
در پس پرده
curtains
پرده
mantles
پرده
painting
پرده
frank
بی پرده
franked
بی پرده
membrane
پرده
blunts
بی پرده
paintings
پرده
unreserved
بی پرده
free spoken
بی پرده
membranes
پرده
franker
بی پرده
blunted
بی پرده
blinds
پرده
palling
پرده
fin footed
پرده پا
blinded
پرده
tympan
پرده
palls
پرده
velum
پرده
bluntly
بی پرده
palled
پرده
pall
پرده
blunter
بی پرده
bluntest
بی پرده
tympanon
پرده
blunting
بی پرده
purdah
پرده
veil
پرده
veils
پرده
window shade
پرده
blind
پرده
hangings
پرده
door curtain
پرده در
door curtain
پرده
pecten
پرده
screen
پرده
straight out
بی پرده
plain spoken
بی پرده
straightforwardly
بی پرده
screened
پرده
screening, screenings
پرده
vane
پرده
vanes
پرده
patagium
پرده
screens
پرده
diaphragms
پرده
pert
بی پرده
straightforward
بی پرده
straightest
بی پرده
straighter
بی پرده
straight
بی پرده
smokescreen
پرده
uninhibited
بی پرده
diaphragm
پرده
membrane
پرده پوست
watertight diaphragm
پرده اب بندی
diaphrgam
میان پرده
shutters
پرده گذاشتن
disclosures
بی پرده گویی
film
پرده نازک
filmed
پرده نازک
tympanum
پرده گوش
eardrum
پرده گوش
shutter
پرده گذاشتن
drumhead
پرده صماخ
tympanic membrane
پرده گوش
wanelength
طول پرده
brise-soleil
پرده عمودی
membranes
پرده پوست
panels
پرده مخابرات
panel
پرده مخابرات
dossal
پرده محراب
veil nebula
ابری پرده
fretted
پرده دار
pellicular
پرده دار
dossel
پرده محراب
mediastinum
میان پرده
roundly
بی پرده اشکار
dorsel
پرده محراب
drapery panel
چین پرده ای
brise-soleil
پرده افقی
disclosure
بی پرده گویی
hymen
پرده بکارت
veil nebula
سحابی پرده
balustrata
پرده شبستان
webbed
پرده دار
curtain of fire
پرده اتش
diaphragm
میان پرده
To draw the curtain .
پرده را کشیدن
smokescreen
دود پرده
entracte
میان پرده
veil
پرده زدن
franks
بی پرده حرف زن رک
frank
بی پرده حرف زن رک
franked
بی پرده حرف زن رک
curtain rod
چوب پرده
deadlight
پرده کرکره
franker
بی پرده حرف زن رک
frankest
بی پرده حرف زن رک
A 4-cat play.
نمایش در 4 پرده
diaphragms
میان پرده
franking
بی پرده حرف زن رک
tableaux
پرده نقاشی
veils
پرده زدن
endoderm
پرده درونی
eardrum
پرده صماخ
Iron Curtain
پرده اهنین
eardrums
پرده گوش
eardrums
پرده صماخ
Shrouded in mystrey.
در پرده اسرار
watertight facing
پرده اب بندی
eardrum
پرده گوش
palmated
پرده دار
quater tone
یک چهارم پرده
endocardium
پرده درونی دل
tableaus
پرده نقاشی
tableau
پرده نقاشی
osmosis
ازیک پرده
foreshortening
پرده ازروبرو
panel code
کد پرده مخابرات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com