Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
element
عامل اصلی محیط طبیعی
elements
عامل اصلی محیط طبیعی
Other Matches
in vivo
در محیط طبیعی
element
محیط طبیعی اخشیج
elements
محیط طبیعی اخشیج
denaturant
عامل غیر طبیعی
a key actor in a process
عامل اصلی در روندی
rezone
محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
shell out
خارج شدن به سیستم عامل وقتی که برنامه اصلی هنوز در حافظه است , پس کاربر به برنامه برمی گردد
to tip something
[British E]
ذخیره کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
ته نشین شدن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
رسوب کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
physiographic
وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
hook
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
naturalism
فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
scale
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
lan
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
feelings indigenous to man
احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
environmental test
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
accelerationists
شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
entourage
محیط
circumferences
محیط
outside
محیط
milieux
محیط
entourages
محیط
medium
محیط
mediums
محیط
environments
محیط
circuity
محیط
ambiance
محیط
ambience
محیط
outsides
محیط
surroundings
محیط
circumference
محیط
milieu
محیط
milieus
محیط
outline
محیط
girth
محیط
millieu
محیط
girths
محیط
settings
محیط
setting
محیط
outlining
محیط
peripheries
محیط
periphery
محیط
spheres
محیط
sphere
محیط
perimeters
محیط
outlines
محیط
outlined
محیط
perimeter
محیط
outward things
محیط
lapped
محیط
lap
محیط
environment
محیط
milieus
محیط اجتماعی
circumference
محیط دایره
perimeter
پیرامون محیط
ill neighboured
دارای محیط بد
workbench
محیط کاری
workbenches
محیط کاری
windowing environment
محیط پنجرهای
polarization of a medium
قطبش محیط
perimeters
پیرامون محیط
acclimatization
سازش با محیط
milieux
محیط اجتماعی
social milieu
محیط اجتماعی
in vitro
در محیط مصنوعی
circumferences
محیط دایره
silhouette
محیط مریی
circling
محیط دایره
circles
محیط دایره
circled
محیط دایره
circle
محیط دایره
bonification
به سازی محیط
perimeter
[circumference]
of a circle
محیط دایره
bodification
بهسازی محیط
environmentalists
محیط نگر
induced environment
محیط القایی
environmentalist
محیط نگر
circumambient
محیط دورگردیدن
mixed environment
محیط درهم
therapeutic millieu
محیط درمانی
ambient pressure
فشار محیط
ambient temperature
دمای محیط
psychological environment
محیط روانی
silhouettes
محیط مریی
milieu therapy
محیط درمانی
living environment
محیط زنده
shelf environment
محیط کم عمق
operational environment
محیط فعالیت
operational environment
محیط عملیاتی
environments
محیط زیست
threptic
محیط زاد
miseenscene
محیط کلی
atmospheric environement
محیط جوی
peripheries
محیط حدود
contour
محیط مرئی
environment
محیط زیست
mediums
محیط کشت
dispersive medium
محیط پخش
periphery
محیط حدود
comprehensive
وسیع محیط
medium
محیط کشت
dispersion medium
محیط پاشندگی
environment architecture
معماری محیط
milieu
محیط اجتماعی
climate for growth
محیط رشد
environmentalism
محیط زیست گرایی
psychonomics
محیط شناسی روانی
terrestrial environment
وضع محیط زمین
environmetal protection
حمایت محیط زیستی
domain knowledge
دانش محیط کاربرد
induced environment
محیط القا شده
environmental conservation
حفافت محیط زیست
derealization
دگرسان بینی محیط
environmental psychology
روانشناسی محیط نگر
collapse design
محاسبه در محیط خمیری
bonification scheme
طرح بهسازی محیط
data base environment
محیط پایگاه داده
environmentalism
محیط زیست شناسی
misfit
غیر متجانس با محیط
peripheral
دورهای وابسته به محیط
environmentalist
محیط زیست شناس
acid cure
پخت در محیط اسیدی
it is meters
محیط ان دومتر است
environments
محیط یا موقعیتهای فیزیکی
archibenthal enviroment
محیط ژرف اقیانوس
eco-
پیشوند محیط پرگیر
metaerg
صفت محیط زاد
misfits
غیر متجانس با محیط
accommodation
سازش با مقتضیات محیط
atlantic
دریای محیط غربی
accommodations
سازش با مقتضیات محیط
environmentalists
محیط زیست گرا
circumstance
شرایط محیط اهمیت
outside
محیط دست بالا
environment
محیط یا موقعیتهای فیزیکی
outsides
محیط دست بالا
acid catalysis
کاتالیزور در محیط اسیدی
environmentalist
محیط زیست گرا
environmentalists
محیط زیست شناس
environmental protection
حفاظت محیط زیست
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
invert
تغییر اعداد در محیط دودویی
contamination
عدم خلوص و یکنواختی محیط
inverts
تغییر اعداد در محیط دودویی
acclimatization
توافق بااب و هوای یک محیط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com