English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (13 milliseconds)
English Persian
as to عطف به مربوط به
Search result with all words
current مربوط به زمان حال
currents مربوط به زمان حال
pertain مربوط بودن متعلق بودن
pertained مربوط بودن متعلق بودن
pertains مربوط بودن متعلق بودن
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا
several انفرادی مربوط به خود چند تن
Antarctic مربوط به قطب جنوب
our متکی یا مربوط بما
your مربوط به شما متعلق به شما
diurnal مربوط به روز جانورانی که درروزفعالیت دارند
sales مربوط به فروش
din سازمان استاندارد صنعتی آلمان معمولاگ مربوط به مشخصات ورودی ها و سوکت ها
mechanical مربوط به ماشین ها
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
logistical مربوط به لجستیک
logistical مربوط به اماد یکانها
fraud دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
frauds دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
Victorian مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
message در مقصد مربوط میشود
messages در مقصد مربوط میشود
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
periods منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
free مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freed مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
freeing مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
frees مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
header اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
headers اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
documentation متنهای مربوط به چیزی
toggle مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
toggles مربوط است به هر دستگاهی که دارای دو حالت پایدار است
executive مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
executives مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
arithmetic مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب
physical فیزیکی مربوط به تاسیسات
physical مربوط به استفاده از تماس یاخشونت بدنی
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
left wing مربوط به جناح چپ
left-wing مربوط به جناح چپ
bear مربوط بودن
bears مربوط بودن
circuit اطلاعات مربوط به توانایی یک مدار مخصوص
circuits اطلاعات مربوط به توانایی یک مدار مخصوص
down مربوط به کامپیوتر ها یا برنامه ها آنچه کار نمیکند
pip هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipped هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipping هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pips هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
connect مربوط کردن
connect اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects مربوط کردن
connects اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
cyclic کد حلقهای که مربوط به اعداد دهدهی میشود
off خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
facial مربوط به صورت
backstage مربوط به پشت پردهء نمایش
appertain مربوط بودن متعلق بودن
appertained مربوط بودن متعلق بودن
appertaining مربوط بودن متعلق بودن
appertains مربوط بودن متعلق بودن
sacrilegious مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
etymological مربوط به ریشه لغات
subsistence مربوط به زیست
mathematical مربوط به ریاضیات
privacy قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
privacy حق یک شخص برای کسترش دادن یا محدود کردن دستیابی به داده مربوط به خودش
biotechnology ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
name لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
names لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
operational قابل استفاده مربوط به عملیات
robotics مط العه هوش مصنوعی , برنامه ریزی و سافت مربوط به ساخت رباتها
organizational مربوط به سازمان
organizational مربوط به روشی که چیزی مرتب شده است
Elizabethan مربوط به بدوره ملکه الیزابت
postal مربوط به پست
senile مربوط به پیری
sonic مربوط به صوت یاسرعت صوت
residential مربوط به اقامت
liturgical مربوط به علم العبادات
ancillary مستخدم بومی مربوط به کلفت
bawdy مربوط به جاکشی
episcopal مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
graphic مربوط به نقاشی یاترسیم
graphic مربوط به نقاشی
general شرکت مربوط به امور اداری اصلی
general مربوط به همه چیز
generals شرکت مربوط به امور اداری اصلی
generals مربوط به همه چیز
set ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
sets ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
setting up ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
electronic الکترونیکی مربوط به الکترونیک
post مربوط به پست
Other Matches
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
pertinenet مربوط
cretaceous مربوط به گچ
pertaining مربوط به
condequent مربوط
pertinent مربوط
as for مربوط به
affined مربوط
correspondent مربوط به
curatorial مربوط به
eight bit system مربوط به یک
vespertinal مربوط به شب
coordinate مربوط
correspondents مربوط به
proper مربوط
germane مربوط
hydraulic مربوط به اب
lineal مربوط به خط
coherent مربوط
related مربوط
irrelevant نا مربوط
apposite مربوط
relevant مربوط
caprine مربوط به بز
pertinent مربوط به
for مربوط به
cerebellar مربوط به مخچه
computational مربوط به یک محاسبه
capitular مربوط بفصل
affiliated مربوط ساختن
c مربوط به کامپیوتر
operatic مربوط به اپرا
affiliates مربوط ساختن
brumal مربوط به زمستان
affiliate مربوط ساختن
commisural مربوط به درزوپیوندگاه
chromatic مربوط به رنگها
collegial مربوط به دانشکده
chromic مربوط به کرومیوم
churchly مربوط به کلیسا
calligraphic مربوط به خطاطی
parental مربوط به والدین
prospective مربوط به اینده
caloric مربوط به کالری
communist مربوط به کمونیسم
corresponsive مربوط بیکدیگر
garlicky مربوط به سیر
ecumenical مربوط به سرتاسرجهان
verbs مربوط به صدا
haemic مربوط بخون
verb مربوط به صدا
occupational مربوط به شغل
genethliac مربوط به طالع
coherently بطور مربوط
glossal مربوط به زبان
glyptic مربوط به حکاکی
goidelic مربوط بسلت
hawaiian مربوط به هاوایی
hominoid مربوط به بشر
horsy مربوط به اسب
hydrographic مربوط به اب نگاری
thermal مربوط به گرما
personal مربوط به کسی
gallinaceous مربوط بماکیان
four dimensional مربوط به بعدچهارم
futuristic مربوط به اینده
vehicular مربوط به خودرو
dictoral مربوط به دکتری
divisional مربوط به تقسیم
domiciliary مربوط به خانه
expiratory مربوط به زفیر
faunae مربوط به جانوران
filiate مربوط ساختن
polar مربوط به قط بها
polar مربوط به قطب
Hellenic مربوط به یونان
womanish مربوط به زن یا زنان
mammary مربوط به پستان
mammary مربوط به پستانداران
contiguous مربوط بهم
fistulous مربوط به ناسور
hydropic مربوط به استسقاء
affiliating مربوط ساختن
ameba مربوط به امیب
acetarious مربوط به سالاد
ceremonial مربوط به جشن
ceremonials مربوط به جشن
matrimonial مربوط به ازدواج
marital مربوط به زناشویی
surgical مربوط به جراحی
psychiatric مربوط به روانپزشکی
fossils مربوط بادوارگذشته
achaean مربوط به اخائیه
achaian مربوط به اخائیه
astrological مربوط به نجوم
amazonian مربوط به امازونها
aluminous مربوط به الومینیوم
aguish مربوط به تب و لرز
agrologic مربوط بخاکشناسی
aesthetic مربوط به علم
aesthetically مربوط به علم
adulterous مربوط به زنا
fossil مربوط بادوارگذشته
racing مربوط بمسابقه
outbound مربوط به خارج
fractional مربوط به بخشها
commercial مربوط به تجارت
nasal مربوط به بینی
nautical مربوط به کشتیرانی
ovarian مربوط به تخمدان
textual مربوط به متن یا نص
baronial مربوط به بارون
American مربوط بامریکا
military مربوط به نظام
fractional مربوط به بخشهایی
dependent مربوط محتاج
concerns مربوط بودن به
familial مربوط به خانواده
concern مربوط بودن به
municipal مربوط به شهرداری
attached مربوط متعلق
valedictory مربوط به خداحافظی
Americans مربوط بامریکا
britannic مربوط به بریتانیا
acrobatic مربوط به بندبازی
speculative مربوط به اندیشه
technological مربوط به فناوری
atomistic مربوط به اتم
technologically مربوط به فناوری
astro مربوط به نجوم
geriatric مربوط به پیری
circumstantial مربوط به موقعیت
bardic مربوط به رامشگری
retired مربوط به بازنشستگی
electrically مربوط به الکتریسیته
budgetary مربوط به بودجه
existential مربوط به هستی
aeronautical مربوط به فضانوردی
bear on مربوط بودن
anal مربوط به مقعد
basal مربوط به ته یابنیان
centenarian مربوط به قرن
centenarians مربوط به قرن
arteriovenous مربوط به رگها
sartorial مربوط به خیاطی
anent در مشارکت با مربوط به
analitical مربوط به تجزیه
ammino مربوط به امونیاک
ameboid مربوط به امیب
meteorological مربوط به هواسنجی
amebic مربوط به امیب
congressional مربوط به کنگره
anglian مربوط به نژاد
arithmeticlal مربوط به حساب
archival مربوط به بایگانی
arbitrative مربوط بحکمیت
arbitral مربوط به حکمیت
feminine مربوط به جنس زن
my مربوط بمن
nuclear مربوط به اتمی
thematic مربوط بموضوع
ameban مربوط به امیب
hydrostatic مربوط به فشار اب
yester مربوط به دیروز
villatic مربوط به دهکده
vespertine مربوط به شب شبانه
self- مربوط به خود
versicular مربوط به ایات
ghostly مربوط به روح
vermian مربوط به کرم
typographic مربوط به چاپ
procephalic مربوط به جلو سر
pertian مربوط بودن
communists مربوط به کمونیسم
woodsy مربوط به جنگل
weaponary مربوط به اسلحه
vindicative مربوط به توجیه
pertain to مربوط بودن به
histrionic مربوط به نمایش
tutorials مربوط به قیمومت
tutorial مربوط به قیمومت
professorate مربوط به استادی
numerical مربوط به اعداد
to the point مربوط بموضوع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com