English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
deformation work عملیات مربوط به تغییر شکل
Other Matches
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
operational قابل استفاده مربوط به عملیات
cryptologistics امور لجستیکی مربوط به عملیات رمز
batch با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batches با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
national command یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
component change order دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
national component هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
deformation due to tangential force تغییر شکل مربوط به عامل مماسی
anodize روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
event driven برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
s factor ضریب مربوط به تغییر سمت بازای 001 متر
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
scrolls که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
scroll که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
boolean algebra قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
to transubstantiate تغییر دادن ماده [نان و شراب مربوط به عشاربانی] به بدن و خون عیسی مسیح [دین]
psychological عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation عملیات کنترل زمین عملیات
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changed تغییر کردن تغییر دادن
changes تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changing تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
operation 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
operations عملیات
operation عملیات
op عملیات
treatment عملیات
treatments عملیات
radius شعاع عملیات
manual operation عملیات دستی
hostilities عملیات خصمانه
synchronous operation عملیات همزمان
terminal operations عملیات اسکلهای
phase مرحله عملیات
subversive عملیات براندازی
computer operation عملیات کامپیوتر
hostility عملیات خصمانه
combat information center اطاق عملیات
harassing actions عملیات ایذایی
subversives عملیات براندازی
concept of operations تدبیر عملیات
terminal operations عملیات بارانداز
base of operations پایگاه عملیات
area of operation منطقه عملیات
hot dogging عملیات نمایشی
block operation عملیات بلوک
war room اتاق عملیات
Construction works . عملیات ساختمانی
scope هدف عملیات
scope منظور از عملیات
amphibious operation عملیات اب خاکی
building operations عملیات ساختمانی
arithmetic operation عملیات حسابی
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
Military operations. عملیات نظامی
base operation عملیات پایگاهی
autonomous operation عملیات ازاد
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
autonomous operation عملیات مستقل
immediate action عملیات فوری
initiative ابتکار عملیات
initiatives ابتکار عملیات
finishing عملیات تکمیل
business type operation عملیات تجارتی
business type operation عملیات کامپیوتری
rehearsal تکرار عملیات
campaigns عملیات جنگی
action deferred تامل در عملیات
infiltration عملیات نفوذی
limiting operation عملیات محدودکننده
logical operations عملیات منطقی
thermal treatment عملیات گرمایی
campaigned عملیات جنگی
rehearsals تکرار عملیات
airmobile operations عملیات هوارو
airborne battlefield عملیات هوابرد
air operations عملیات هوایی
centre of activities مرکز عملیات
heat treatment عملیات حرارتی
chemical operations عملیات شیمیایی
campaign عملیات جنگی
theater of operations صحنه عملیات
covert operations عملیات مخفی
operating program برنامه عملیات
operation center مرکز عملیات
operation manager مدیر عملیات
operation map نقشه عملیات
operation overlay کالک عملیات
operationally ready حاضر به عملیات
serial operation عملیات سری
delay action عملیات تاخیری
delaying action عملیات تاخیری
region ناحیه عملیات
regions ناحیه عملیات
sabotage عملیات تخریبی
covert operations عملیات پنهانی
action جنگ عملیات
action عملیات جنگی
actions جنگ عملیات
actions عملیات جنگی
closing خاتمه عملیات
earthworks عملیات خاکی
sabotaging عملیات تخریبی
sabotages عملیات تخریبی
sabotaged عملیات تخریبی
denial operations عملیات ممانعتی
deputy for operations معاونت عملیات
destructive operation عملیات مخرب
over the beach operations عملیات کرانهای
parallel operation عملیات موازی
rescue operation عملیات نجات
terrain زمین عملیات
plan of action طرح عملیات
espial عملیات جاسوسی
process chart نقشه عملیات
pseudooperation شبه عملیات
psychological operations عملیات روانی
external operation عملیات خارجی
over the beach operations عملیات ساحلی
electrochemical treatment عملیات الکتروشیمایی
phased مرحله عملیات
formal operations عملیات صوری
divert action عملیات مخالف
scene of action صحنه عملیات
dry run عملیات جنگی
operations personal پرسنل عملیات
flight operations عملیات پرواز
operations research تحقیق در عملیات
operations room اتاق عملیات
earth work عملیات خاکی
phases مرحله عملیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com