English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
shore to shore movement عملیات و حرکت مستقیم از یک ساحل به ساحل دیگر
Other Matches
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
onshore روی ساحل متوجه بطرف ساحل
inshore بطرف ساحل جلو ساحل
transfer area در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
cabotage کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
left slide حرکت موج سوار روی موج بسمت چپ روبرو ساحل
landing schedule برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
approach lane مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
naval landing party تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
coasts ساحل
landside ساحل
coast ساحل
littoral ساحل
rivage ساحل
beached ساحل
beaches ساحل
beach ساحل
shore ساحل
banks ساحل
ashore به ساحل
brae ساحل
bank ساحل
sea shore ساحل
shores ساحل
causey ساحل
beaches ساحل شنی
beached زدن به ساحل
attack group گروه تک به ساحل
shore ساحل دریا
beach ساحل شنی
beach زدن به ساحل
shore duty خدمت ساحل
onshore واقع در ساحل
shores کرانه ساحل
seashore ساحل دریا
seashores ساحل دریا
near shore نزدیک به ساحل
inshore به طرف ساحل
hard beach ساحل مستحکم
river banks ساحل رودخانه
shore کرانه ساحل
river bank ساحل رودخانه
shores ساحل دریا
sandbank ساحل شنی
shoreline خط ساحل یا خط ساحلی
sandbanks ساحل شنی
shorelines خط ساحل یا خط ساحلی
beached ساحل شنی
back beach ساحل جزرو مد
low lander ساحل نشین
basegram پیام از ساحل
beach party تیم ساحل
coral reef ساحل مرجانی
river line خط ساحل رودخانه
seacoast ساحل دریا
land combat نبرد در ساحل
offshore از جانب ساحل
offshore دور از ساحل
coastward بطرف ساحل
coastwards بطرف ساحل
coastwards درامتداد ساحل
sea coast ساحل دریا
in نزدیک ساحل
bankside شیب ساحل
bank revetment پوشش ساحل
backshore beach ساحل جزرو مد
backshore ساحل جزرو مد
riparian ساحل رودخانه زی
stethe ساحل رودخانه
beaches زدن به ساحل
coastwise درطول ساحل
coastward درامتداد ساحل
on shore روی ساحل
in- نزدیک ساحل
bank protection ساحل داری
coast guardsman ساحل بان
waterside متعلق به کناردریا ساحل
bars خور پیشرفتگی اب به ساحل
ashore بکنار بطرف ساحل
landing beach ساحل پیاده شدن
coast defence سازمان پدافنداز ساحل
coast in point نقطه ورود به ساحل
bar خور پیشرفتگی اب به ساحل
bank angle زاویه شیب ساحل
Ivory Coast کشور ساحل عاج
bank line نخ ماهیگیری وصل به ساحل
riverain ساکن ساحل رودخانه
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
retract دور شدن از ساحل
retracted دور شدن از ساحل
retracting دور شدن از ساحل
retracts دور شدن از ساحل
roadstead لنگرگاه دور از ساحل
seebreeze باد از دریا به ساحل
lee shore ساحل در معرض باد
shoring پیاده شدن در ساحل
hinterland زمین پشت ساحل
shelf سراشیب ساحل دریا
inside موج نزدیک ساحل
put out از ساحل عازم شدن
insides موج نزدیک ساحل
near bank ساحل نزدیک رودخانه
hinterlands زمین پشت ساحل
to wash something up بکنار ساحل شستن چیزی
coasting کشتی رانی در طول ساحل
bank صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
to wash something ashore بکنار ساحل شستن چیزی
debarkation net پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
offshore winds بادخشکی بادهای دور از ساحل
shore break موجهاییکه نزدیک ساحل می شکنند
landing attack تک همراه با پیاده شدن به ساحل
foreshore لبه جلوی ساحل دریا
foreshores لبه جلوی ساحل دریا
banks صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
beaching gear وسایل به ساحل کشیدن ناو
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
cay ساحل مرجانی یاشنی درجزیره
skate boat قایق بسته به ساحل در اغازمسابقه
point break موجهاییکه با زاویه به ساحل نزدیک می شوند
alighting area نقطه پیاده شدن خودروها به ساحل
barrier reef صخره مرجانی که تقریباموازی ساحل است
council of entent ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
beachheads پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
landing پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
liberty man ملوانی که اجازه دارد به ساحل برود
beachhead پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
coast in point نقطه نزدیک شدن کشتی به ساحل
offshore دور از ساحل قسمت ساحلی دریا
landings پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
straight off مستقیما درجلو موج روبه ساحل
shore duty ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
wharfs لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
wharves لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
soup موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
soups موج شکسته کف دار که بسرعت به ساحل می رسد
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
landing attack تک فرود یا پیاده شدن به ساحل با کشتی یاهواپیما
approach line خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
landing party گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
wharf لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
camp-shedding [پایه ها و تخته های روی ساحل رودخانه]
dune خاکریز یاتپه شنی ساحل که بادانها را جابجامیکند
jolly boat قایق بار کشی از کشتی به ساحل و بعکس
bollards تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
painter طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
bollard تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
barrier light نورافکن ساحل دریا برای پیداکردن مسیر کشتی
scylla صخرهای در ساحل ایتالیاروبروی گرداب معروف به "شاریبدیس " در سیسیل
hard-up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
painters طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
hard up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
transfer berth دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
touchdowns درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
touchdown درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
mooring penant طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
direct مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
catch مانوردادن روی موج و رانده شدن موج سواربطرف ساحل
disembarkation به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
hard beach قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
landing approach مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
piloting ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
cabotage کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
riverain کرانه نشین ساحل نشین
inshore نزدیک کرانه نزدیک ساحل
riverine داخل رودخانهای یا ساحل رودخانهای
attack force نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
coastal convoy ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
simple motion حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
feint حرکت فریبنده عملیات دروغین
feints حرکت فریبنده عملیات دروغین
feinted حرکت فریبنده عملیات دروغین
feinting حرکت فریبنده عملیات دروغین
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
on the move <idiom> حرکت از مکانی به مکان دیگر
notations عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
washed حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washes حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
wash حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
carrying حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carried حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carries حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carry حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
tabbing ترتیب حرکت تمرکز از یک دگمه یا میدان به دیگر با انتخاب کلید tab
shoot the duck حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
dasd Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com