Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 270 (44 milliseconds)
English
Persian
clearing operations
عملیات پاک کردن مین
Search result with all words
abort
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborting
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborts
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
feint
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinted
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinting
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feints
حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
circuit
یچ کردن عملیات انجام میدهد
circuits
یچ کردن عملیات انجام میدهد
reprisal
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
rehearsal
تمرین کردن عملیات
rehearsals
تمرین کردن عملیات
maneuvred
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvres
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvres
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring
تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
batch
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batches
با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
phasing
مرحله بندی کردن عملیات
logging
عملی باز کردن عملیات در یک سیستم
open
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
cease
قطع کردن عملیات
ceased
قطع کردن عملیات
ceases
قطع کردن عملیات
ceasing
قطع کردن عملیات
reconnoitered
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitering
عملیات اکتشافی کردن
reconnoiters
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitre
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitred
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitres
عملیات اکتشافی کردن
reconnoitring
عملیات اکتشافی کردن
algebra
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
costing
مشخص کردن هزینه عملیات
demonstration
تظاهر به انجام عملیات کردن
demonstrations
تظاهر به انجام عملیات کردن
coach
رهبری عملیات ورزشی را کردن
coached
رهبری عملیات ورزشی را کردن
coaches
رهبری عملیات ورزشی را کردن
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
scout
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouted
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouts
عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
cyaniding
عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
exploratory hunting
عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
interdict
ممانعت کردن اجرای عملیات ممانعتی
interdiction
ممانعت کردن عملیات یا اتش ممانعتی
master clear
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
mine watching
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
notron utilities
مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
passing action
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
prepare for action
حاضر به عملیات شدن حاضر به تیر کردن
reconnoiter
عملیات اکتشافی کردن
ship to shore
حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
tasking
سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
Other Matches
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
op
عملیات
treatment
عملیات
treatments
عملیات
operations
عملیات
operation
عملیات
campaigning
عملیات جنگی
synchronous operation
عملیات همزمان
base operation
عملیات پایگاهی
block operation
عملیات بلوک
limiting operation
عملیات محدودکننده
campaign
عملیات جنگی
centre of activities
مرکز عملیات
base of operations
پایگاه عملیات
surface treatment
عملیات سطحی
campaigned
عملیات جنگی
thermal treatment
عملیات گرمایی
rehearsal
تکرار عملیات
rehearsals
تکرار عملیات
conversational operation
عملیات محاورهای
closing
خاتمه عملیات
infiltration
عملیات نفوذی
combat information center
اطاق عملیات
counter espionage
عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage
عملیات ضدجاسوسی
earthworks
عملیات خاکی
scope
هدف عملیات
scope
منظور از عملیات
sabotage
عملیات تخریبی
sabotaged
عملیات تخریبی
string operation
عملیات رشتهای
theater of operations
صحنه عملیات
chemical operations
عملیات شیمیایی
terminal operations
عملیات بارانداز
sabotaging
عملیات تخریبی
sabotages
عملیات تخریبی
terrain
زمین عملیات
terminal operations
عملیات اسکلهای
computer operation
عملیات کامپیوتر
serial operation
عملیات سری
radius
شعاع عملیات
f.of operations
حوزه عملیات
immediate action
عملیات فوری
campaigns
عملیات جنگی
external operation
عملیات خارجی
scene of action
صحنه عملیات
earth work
عملیات خاکی
espial
عملیات جاسوسی
building operations
عملیات ساختمانی
continuity of operations
تسلسل عملیات
continuity of operations
مداومت عملیات
business type operation
عملیات تجارتی
concrete operations
عملیات عینی
electrochemical treatment
عملیات الکتروشیمایی
business type operation
عملیات کامپیوتری
concept of operations
تدبیر عملیات
spial
عملیات جاسوسی
Military operations.
عملیات نظامی
offensives
عملیات افندی
offensive
عملیات افندی
parallel operation
عملیات موازی
over the beach operations
عملیات کرانهای
flight operations
عملیات پرواز
initiative
ابتکار عملیات
global operation
عملیات سراسری
over the beach operations
عملیات ساحلی
initiatives
ابتکار عملیات
hostilities
عملیات خصمانه
phase
مرحله عملیات
destructive operation
عملیات مخرب
phasing
مراحل عملیات
phased
مرحله عملیات
war room
اتاق عملیات
Construction works .
عملیات ساختمانی
process chart
نقشه عملیات
harassing actions
عملیات ایذایی
area of operation
منطقه عملیات
preliminary treatment
عملیات مقدماتی
night operations
عملیات شبانه
plan of action
طرح عملیات
deputy for operations
معاونت عملیات
operationally ready
حاضر به عملیات
phases
مرحله عملیات
operations room
اتاق عملیات
operations research
تحقیق در عملیات
actions
جنگ عملیات
action
عملیات جنگی
airborne battlefield
عملیات هوابرد
action
جنگ عملیات
formal operations
عملیات صوری
airmobile operations
عملیات هوارو
nature of the operation
ماهیت عملیات
subversives
عملیات براندازی
subversive
عملیات براندازی
hostility
عملیات خصمانه
air operations
عملیات هوایی
delays
عملیات تاخیری
operations personal
پرسنل عملیات
operation overlay
کالک عملیات
operation map
نقشه عملیات
actions
عملیات جنگی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
operation manager
مدیر عملیات
operation center
مرکز عملیات
operating program
برنامه عملیات
delay
عملیات تاخیری
delaying
عملیات تاخیری
regions
ناحیه عملیات
delaying action
عملیات تاخیری
flow charts
شمای عملیات
flow chart
شمای عملیات
region
ناحیه عملیات
arithmetic operation
عملیات حسابی
delay action
عملیات تاخیری
covert operations
عملیات پنهانی
covert operations
عملیات مخفی
offence
عملیات تعرضی
rescue operation
عملیات نجات
logical operations
عملیات منطقی
offence
عملیات افندی
offenses
عملیات تعرضی
offenses
عملیات افندی
assistant chief of staff, g (operations
معاونت عملیات
action deferred
تامل در عملیات
hot dogging
عملیات نمایشی
divert action
عملیات مخالف
countermine
عملیات ضد مین
finishing
عملیات تکمیل
counter battery
عملیات ضد اتشبار
dry run
عملیات جنگی
psychological operations
عملیات روانی
heat treatment
عملیات حرارتی
counter military
ضد عملیات نظامی
Counter – espionage operations k.
عملیات ضد جاسوسی
autonomous operation
عملیات ازاد
autonomous operation
عملیات مستقل
denial operations
عملیات ممانعتی
manual operation
عملیات دستی
pseudooperation
شبه عملیات
logistic route
فن امادکردن یکانهادر عملیات
feinting
تظاهر به عملیات تظاهرات
rescue and assistance
عملیات نجات و مددکاری
intratheater
داخل صحنه عملیات
politico military
عملیات سیاسی نظامی
umpiring
داوری عملیات بازرس
campaigned
یک رشته عملیات جنگی
staging area
منطقه شروع عملیات
open market operations
عملیات بازار ازاد
chief of naval operations
فرمانده عملیات دریایی
campaign
یک رشته عملیات جنگی
multijob operation
عملیات چند کاره
psychological warfare
عملیات جنگ روانی
sand blasting practice
عملیات ماسه پاشی
surface treatment
عملیات سطح رویه
stability operations
عملیات ارام سازی
retrograde movement
عملیات عقب روی
cycles
دوره عملیات یابازی
feint
تظاهر به عملیات تظاهرات
naval district
ناحیه عملیات دریایی
resumption of hostilities
از سر گیری عملیات خصمانه
feinted
تظاهر به عملیات تظاهرات
feints
تظاهر به عملیات تظاهرات
civic action
عملیات مردم یاری
direction center
مرکز هدایت عملیات
stability
عملیات ارام سازی
campaigns
یک رشته عملیات جنگی
search and rescue
عملیات تجسس و نجات
phase difference
اختلاف مراحل عملیات
combat operations
مرکز عملیات رزمی
sidewalk superintendent
نافر عملیات ساختمانی
shortest operating time
کوتاهترین زمان عملیات
precipitation heat treatment
عملیات حرارتی رسوبی
computer operations manager
مدیر عملیات کامپیوتر
electroplating shop
کارگاه عملیات گالوانیزهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com