English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
dominie عنوان کشیشان کلیسای هلند
Other Matches
biretta یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
your reverence عنوان کشیشان که برابر است با عناوین قدیمی ایران
his reverence جناب اقای- عنوان کشیشان که برابراست باعناوین قدیمی ایران
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
priest ridden زیر نفوذ کشیشان قرار گرفته منکوب کشیشان
sacerdotal وابسته به کشیشان درخور کشیشان
feria کلیسای کاتولیک و کلیسای انگلیس روزهای عادی هفته
reunionism دلبستگی به پیوند کلیسای کاتولیک با کلیسای انگلیس
lady-chapel [کلیسای کوچک در کلیسای اصلی برای تکریم]
Netherlands هلند
netherlander اهل هلند
western european union لوگزامبورک هلند
hollander اهل هلند
Holland کشور هلند
ley den نام شهری در هلند
Common Market فرانسه لوکزامبورگ و هلند
the hague لاهه :نام پایتخت هلند
title صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
titles صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
calotte شبکلاه کشیشان
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
Boer سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Boers سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
dalailama رئیس کشیشان بودایی تبت
sacerdotage کشیش مابی جماعت کشیشان
hoods باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hood باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
lamasery-rise [خانقاه کشیشان بودایی در تبت]
lama teshu رئیس کشیشان بودایی مغولستان
alb پیراهن سفید و بلند کشیشان
pontifex عضو شورای کشیشان کاتولیک
soutane ردای مخصوص کشیشان کاتولیک
eponym عنوان دهنده عنوان مشخص
lamasery ries خانقاه کشیشان بودایی در تبت و مغولستان
shovel hat کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس
chantry پولی که وقف کشیشان میشودتابرای مردگان بخوانند
humeral veil پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
ark [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
aaronic از نسل هارون جزو گروه کشیشان پایین درجه مورمن
recessional hymn سرودیکه هنگام دست کشیدن کشیشان از عبادت نواخته میشود
maniple بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
benelux اتحادیه گمرکی بلژیک و هلند و لوکزامبوزگ که کم کم معنی شخصیتهای حقوقی این سه کشور را نیزبه خود گرقته است
cross-doomed کلیسای گنبددار
cross-church کلیسای صلیبی
popery کلیسای کاتولیک رم
cathedrals کلیسای جامع
cathedral کلیسای جامع
greek church کلیسای خاور
st peter's کلیسای سن پیر
greek church کلیسای شرقی
romanist عضو کلیسای رم
the orthodox church کلیسای خاور
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
Church of England کلیسای انگلستان
Coptic Church کلیسای قبطی
minster کلیسای بزرگ
kirk کلیسای اسکاتلند
chapel کلیسای کوچک
chapels کلیسای کوچک
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
C. of E مخفف کلیسای انگلیس
Catholics عضو کلیسای کاتولیک
nonconformist مخالف کلیسای رسمی
Catholic عضو کلیسای کاتولیک
nonconformists مخالف کلیسای رسمی
established church کلیسای قانونی و شرعی
episcopalian پیرو کلیسای اسقفی
canon low قانون کلیسای کاتولیک
greed orthodox کلیسای ارتدکس یونانی
greek catholic عضو کلیسای شرقی
episcopalianism پیروی از کلیسای اسقفی
episcopalians پیرو کلیسای اسقفی
orthodoxly بشیوه کلیسای خاور
laura صومعه کلیسای شرقی
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
parochial school مدرسه وابسته به کلیسای بخش
orthodox مطابق عقاید کلیسای مسیح
episcopal مربوط به کلیسای اسقفی درمسیحیت
presbyterian وابسته به کلیسای مشایخی پروتستان
gregorian وابسته به کلیسای گریگوریان ارمنستان
Cluny [کلیسای کلونی به سبک رنسانس]
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
Roman Catholic وابسته به کلیسای کاتولیک روم
Roman Catholics وابسته به کلیسای کاتولیک روم
archimandrite رئیس دیر در کلیسای شرقی
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
anglicanism اصول و انتقادات کلیسای انگلیس
presbyterianism پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
lateran نام کلیسای جامع رم نامیده میشود
lutheran وابسته به مارتین لوتر کلیسای لوتران
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
jacobite عضو کلیسای قدم سوریه و عراق
abbey کلیسا نام کلیسای وست مینستر
abbeys کلیسا نام کلیسای وست مینستر
altar-screen [پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
romanism اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
mantelletta شنل بلند تا سر زانو مخصوص کاردینال کلیسای کاتولیک
the r. مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
Calvinist austerity [معماری قرن بیست و بیست و یک بخصوص در هلند از مشخصه های آن تیرهایی با لبه های تیز و سخت بوده است.]
parish clerk کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
nonagium عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
episcopacy مقام اسقفی پیروی از کلیسای اسقفی
headings عنوان
rubric عنوان
topics عنوان ها
rubrics عنوان
prints عنوان و..
subjects عنوان ها
printed عنوان و..
print عنوان و..
appellative عنوان
names عنوان ها
life peer عنوان
topic عنوان
subject [topic] عنوان
life peers عنوان
heading عنوان
themes عنوان ها
headlines عنوان
headline عنوان
titles عنوان ها
title عنوان
epithet عنوان
title عنوان
titles عنوان
ground عنوان
head line عنوان
epithets عنوان
captions عنوان
capitulary عنوان
caption عنوان
headwords عنوان
headword عنوان
name عنوان
by way of remainder به عنوان رد
the hoy f. عنوان پاپ
start of heading شروع عنوان
Under the title ( heading) of … تحت عنوان ...
guize روبند عنوان
brands عنوان تجارتی
branding عنوان تجارتی
brand عنوان تجارتی
in a topic form بصورت عنوان
intitule عنوان دادن به
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
appropriation title عنوان اعتبار
natural حرکت در عنوان
superscrible عنوان روی
untitled بدون عنوان
appropriation title عنوان سپرده
titlist دارای عنوان
exercise term عنوان مانور
nowise به هیچ عنوان
on loan به عنوان قرض
honorifics عنوان تجلیلی
honorific عنوان تجلیلی
surnames لقب عنوان
surname لقب عنوان
naturals حرکت در عنوان
possessory title عنوان مالکیت
topic عنوان سرفصل
topics عنوان سرفصل
message heading عنوان پیام
heading عنوان سرصفحه
headings عنوان گذاری
headings عنوان سرصفحه
heading عنوان گذاری
head سالار عنوان
berths کسب عنوان
berthing کسب عنوان
berthed کسب عنوان
berth کسب عنوان
doctorates عنوان دکتری
doctorate عنوان دکتری
captions عنوان دادن
caption عنوان دادن
for example به عنوان مثال
exempli gratia [e.g.] به عنوان مثال
head عنوان مبحث
subhead عنوان جزء یا فرعی
titles دارنده عنوان قهرمانی
subhead عنوان فرعی مقاله
lord عنوان لردی دادن به
titles واگذارکردن عنوان دادن به
superscription عنوان روی پاکت
title دارنده عنوان قهرمانی
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
defending shampion مدافع عنوان قهرمانی
languages برنامهای که به عنوان مترجم
language برنامهای که به عنوان مترجم
misdirection گمراهی عنوان غلط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com