English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (3 milliseconds)
English Persian
interface فاصل
interfaces فاصل
disjunctive فاصل
Other Matches
partition حد فاصل
line of d. حد فاصل
ranges حد فاصل
ranged حد فاصل
range حد فاصل
partitions حد فاصل
frontier خط فاصل مرزی
midrib خط یا برامدگی حد فاصل
contour خط فاصل درنقشههای رنگی
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
contour map نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
half long حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
stationary front جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
hyperon جرمی که حد فاصل بین پروتون ونوترون دو اتم است
gyroplane نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
background سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
backgrounds سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com