English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
keying interval فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
Other Matches
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
fixed echo انعکاس ثابت روی صفحه رادار
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
lapse فاصله زمانی
interval فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
lapsing فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی
time lag فاصله زمانی
time interval فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی مرده
time lag فاصله زمانی مرده
distributed lag توزیع فاصله زمانی
flash to bang time فاصله زمانی بین نور و صدای گلوله
train headway فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
relaxation time فاصله زمانی بین از بین بردن اشفتگی و برقراری حالت تعادل
echo انعکاس صدا انعکاس موج
echoed انعکاس صدا انعکاس موج
echoes انعکاس صدا انعکاس موج
echoing انعکاس صدا انعکاس موج
chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
gadgets نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
railings امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railing امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
lap turn زمان تناوب مین روبیها فاصله زمانی بین مین روبیها
radar prediction بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
directional radar prediction تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
blips نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
radar comouflage استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
radar tracking تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
clattering تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
predicting interval فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
radar locating تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
reaction انعکاس
reflection انعکاس
reactions انعکاس
reflectiveness انعکاس
reflectance انعکاس
reactional انعکاس
reflexion انعکاس
replication انعکاس
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
echo انعکاس صدا
reflectance ink جوهر انعکاس
reflecting power قدرت انعکاس
reflection plane صفحه انعکاس
reflexibility انعکاس پذیری
reflexible انعکاس پذیر
reflexible قابل انعکاس
echoes انعکاس صدا
internal reflection انعکاس درونی
echoed انعکاس صدا
reflexivity انعکاس پذیری
echoing انعکاس صدا
repercussion انعکاس برگشت
reflectors الت انعکاس
reflectance قابلیت انعکاس
anechoic بدون انعکاس
zigzag reflection انعکاس متعدد
first order reflection انعکاس مرتبه یک
atmospheric refraction انعکاس جوی
bottom bounce انعکاس از کف دریا
reflector الت انعکاس
catacoustics مبحث انعکاس صوت
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
rotational reflection axis محور چرخش انعکاس
echo sounder انعکاس سنج صدا
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
ice blink سفیدی افق از انعکاس دریا
antiphony انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
echo suppression جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
baffles صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
catadioptrics مبحث انعکاس و انکسار نور
echo sounding عمق یابی انعکاس صوت
baffled صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffle صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
brightness تغییر شدت انعکاس نور
baffling صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
photogene انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
snowblink انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
projective طرحی ایجاد شده بوسیله انعکاس یاتصویر
to the echo چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
luminaire دستگاه نورافکن مرکب ازحباب ودستگاه انعکاس نوروغیره
feedback پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
microphonics انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
illumination by reflection روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
sky man انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
side tone انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
sky glow انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
glares انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glare انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
radar رادار
balances خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balance خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
radome برج رادار
radome اطاق رادار
acquisition radar رادار هدفیابی
surveillance radar رادار مراقبتی
radar دستگاه رادار
radarman متصدی رادار
radar quardship نگهبانی رادار
radar ranging میدان رادار
teleran رادار تلویزیونی
aerial radar رادار هوایی
agl رادار هواپیما
aircraft gun laying رادار هواپیما
radar scope صفحه رادار
radar trace علامت رادار
radar trapping اختلال رادار
acquisition radar رادار هدفیاب
doppler radar رادار داپلر
radar installation تاسیسات رادار
radar countermeasures اقدامات ضد رادار
counter circuit کنتور رادار
radar beam پرتو رادار
crystal balls انتن رادار
radar beacon راهنمای رادار
sensor رادار مراقبتی
radar engineering مهندسی رادار
corner reflector پریکسوپ رادار
search radar رادار تجسسی
radar location موقعیت رادار
sidelooking airborne radar رادار جانبی
radar boresight محوریابی رادار
radar alimeter فرازیاب رادار
radar operator متصدی رادار
doppler radar رادار دوپلر
radar network شبکه ی رادار
crystal ball انتن رادار
radar equipment تجهیزات رادار
radar man متصدی رادار
radar boresight تطابق خط دید رادار
echoes برگشت امواج رادار
radar clutter منطقه کور رادار
radar beacon برج دیدبانی رادار
echo برگشت امواج رادار
radar measurement اندازه گیری رادار
echoed برگشت امواج رادار
radar beacon برج مراقبت رادار
radar countermeasures پیش گیریهای ضد رادار
acquisition radar رادار اکتشاف هدف
b scope صفحه کاتد رادار
beam width عرض بیم رادار
sbend distortion لرزش تصویر رادار
screening elevation تراز مانع رادار
sector of search منطقه مراقبت رادار
seeker رادار تجسس هدف
sidelobe بیم جانبی رادار
sidelooking airborne radar رادار با دید جانبی
surveillance radar رادار تجسس هدف
fire control radar رادار کنترل اتش
warning radar رادار هشدار دهنده
airborne sensor رادار مراقبتی هوابرد
radome گنبد انتن رادار
raydit رادار اقیانوس نگار
radar screen صفحه تصویر رادار
sector of search منطقه تجسس رادار
radar scope صفحه دید رادار
echoing برگشت امواج رادار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com