Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
cont line
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
Other Matches
intercalated strata
چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
shearling
چیده باشند
lisped
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisps
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisp
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
lisping
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که اصولا" برای پردازش داده هایی است که شامل لیست هایی می باشند
twice laid
ساخته شده از انتهای رشتههای طناب
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
marlinespike
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
lateral route
جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
hanging committee
انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
radialized
دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
highlights
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlighted
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlight
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
distance line
طناب تنظیم فاصله
iteract
فاصله میان دو پرده
interstellar space
فاصله میان ستارگان
entracte
فاصله میان دو پرده
interdental space
فاصله میان دو دندان
interblock gap
فاصله میان بلوکی
dashed
فاصله میان دو حرف خط تیره
dash
فاصله میان دو حرف خط تیره
dashes
فاصله میان دو حرف خط تیره
diastema
شکاف یا فاصله میان دندانها
interfenestration
فاصله میان روزنه ها یاپنجرههای عمارت
bend allowance
فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
loral
وابسته به فاصله میان چشم ومنقار پرندگان
There is a vast gulf between the haves and have - nots .
میان دارا وندار دریایی فاصله است
dot pitch
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
dropped
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
kerning
کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
baseband transmission
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
colony
گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
anti-
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
pinioned
بال چیده
sheared
چیده شده
placed rockfill
چیده سنگریز
fleeced
پشم چیده
clipping
تکه چیده شده
cut nails
ناخنهای گرفته یا چیده
virgin wool
پشم تازه چیده شده
to page up type
حروف چیده را صفخه بندی کردن
The jewels were laid out beautifully.
جواهرات رابطرز زیبایی چیده بودند
pay out the rope
طناب را شل کنیدتاباز شود طناب رابدهیدبیاید
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
medoterranean
واقع در میان چند زمین میان زمینی
bangtail
دم اسب که پایین ان بطورافقی چیده شده باشد
brush revetment
سرشاخههای چیده شده کنارهم در کنار دیوار
branches of production
رشتههای تولید
pyramidal tracts
رشتههای هرمی
throwing events
رشتههای پرتابی
crop end
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
commissural fibres
رشتههای عصبی رابط
flocculate
بصورت رشتههای انبوه و کرکداردراوردن
rice
بصورت رشتههای برنج ماننددراوردن
interdisciplinary
مربوط به رشتههای مختلف علمی
fibrillation
انقباض بی نظم رشتههای عضلانی
lanyards
طناب کوتاه طناب کمر
lanyard
طناب کوتاه طناب کمر
cargo sling
طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
abiston
سنگ معدنی دارای رشتههای بلند
asbestos
سنگ معدنی دارای رشتههای بلند
fascicle
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fibre optics
وسیله تفکیک ستون نوربه رشتههای نازک
grid
رشتههای درهم و برهم راه اهن و مانند ان
grids
رشتههای درهم و برهم راه اهن و مانند ان
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
space
فاصله دادن فاصله داشتن
futtock
میان چوب میان تیر
intervenient
در میان اینده واقع در میان
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
hemstitch
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
string
بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
bytes
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
byte
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
fall wool
پشم پاییزه
[پشمی که در پاییز چیده می شود و مرغوبیت کمتری از پشم بهاره دارد.]
universal
قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
USART
قطعهای که توسط CPU هدایت میشود تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط داده موازی کار کند
local
MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
locals
MAR با سرعت بالا که به جای وسیله سخت افزاری برای ذخیره رشتههای بیتی و الگو به کار می رود
non rotating wire rope
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
wool in the grease
پشم نشسته پشم تازه چیده
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
vocal cords
تارهای صوتی رشتههای صوتی یا اوایی
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
aluminum wool
رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
psychophysics
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
array
می باشند
arrays
می باشند
the like of you
باشند
implication
B درست باشند
inclusion
B درست باشند
implications
B درست باشند
to be tuned in to a channel
کانالی را گرفته باشند
to be of the opinion that ...
به این عقیده باشند که ...
cradle scythe
داسی که درچهارچوب کارگذاشته باشند
corporation
که دارای شخصیت حقوقی باشند
beer on draught
ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
they are t of their doctrines
موافب اصول خودمی باشند
corporations
که دارای شخصیت حقوقی باشند
draught beer
ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
silver inwrought with gold
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
asylee
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
as like as two peas
مانند سیبی که دو نیم کرده باشند
special troops
یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
pinole
ارد ذرت بو داده که با شکرامیخته باشند
picked quarrel
نزاعی که با بهانه یا عمداراه انداخته باشند
person entitled to asylum
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
recognized asylum seeker
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
velvet powdered with pearls
مخملی که روی انرابادانههای مرواریداراسته باشند
paralleling
اگر به توجه نیاز داشته باشند
dish water
ابی که دران فرف شسته باشند
parallels
اگر به توجه نیاز داشته باشند
hippocras
شرابی که بان ادویه زده باشند
dish wash
ابی که دران فرف شسته باشند
parallelling
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled
اگر به توجه نیاز داشته باشند
covenantee
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
lashkar
گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
paralleled
اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel
اگر به توجه نیاز داشته باشند
floating harbour
لنگرگاهی که ازموج شکنهای شناورساخته باشند
frame
کنترل هایی
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
duett
قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
The applicants must be above
[over]
the age of 18.
متقاضیان بایستی از هجده سال به بالا باشند
whitleather
پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
funded debt
وامی که دربرابران وجوهی رااختصاص داده باشند
perfunctoriness
چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
like two peas in a pod
<idiom>
مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشند.
sparse array
ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
lipoprotein
مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
corporative state
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
i p that they are both gone
احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
octet
گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
divers statements
گفته هایی چند
What vegetables do you have?
چه سبزی هایی دارید؟
display tolerance
میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
Afro-
پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
peering
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peer
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
alternates
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternate
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
jump instruction
پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
scrap book
مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
in qviries r. to the accident
پرسش هایی درباره آن رویداد
line ahead
کشتی هایی که پشت سر هم میروند
the i. parts of a whole
بخش هایی مکمل یک چیزدرست
mews
طویله هایی که گرداگردمیدانی بسازند
the city has been proclaimed
قدغن هایی در شهربرقرارکرده اند
the tree shoot out brances
ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
pearly teeth
دندان هایی چون مروارید
it was skirted by trees
درخت هایی در کنار ان بود
Photos are accepted world
عکس هایی مقبولی دنیا
colour
جدول شماره هایی که ویندوز
colours
جدول شماره هایی که ویندوز
pack
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
driven well
چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
So much for our holiday.
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
package
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packages
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
packaged
توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com