English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
Other Matches
rockers اسبک سوپاپ
rocker اسبک سوپاپ
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
shed دهنه [فضا و فاصله بین نخ های تار یا چله هنگامی که بصورت ضربی جهت عبور پود از هم جدا می شوند.]
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
stalklet ساقه کوچک
pedicel ساقه کوچک
priming استر کاری چیدن برگ رسیده تنباکو
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
blade cuff قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
tessera قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک
cirrocumulus قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
pilot motor موتور کوچک
fractional h.p. motor موتور کوچک
engine cycle سیکل کاری موتور
outboard motors موتور کوچک قایق
outboard motor موتور کوچک قایق
finishing تمام کاری
low gap semiconductor نیمه هادی با فاصله انرژی کوچک
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
trolling motor موتور کوچک سوارشده روی قایق پاروزنی
full time پیوسته کاری تمام وقت
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
nep پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car. به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
To sell at coast price . مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
rocker arm اسبک
bagnette [ابزار برجسته کاری کوچک]
baguet [ابزار برجسته کاری کوچک]
baguette [ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet [ابزار برجسته کاری کوچک]
rocker arm بازوی اسبک
rocker arm میل اسبک
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
primming بتونه کاری کردن راه انداختن موتور یا گرم کردن ان
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
card-cut [برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
distributes سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distribute سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributing سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
processor استفاده از چندین کامپیوتر کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
We started when the wind stopped . هنگامی که باد ایستادحرکت کردیم
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
kex ساقه پوک گیاهان چتری گیاه چتری که ساقه پوک داشته باشد
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
much little هنگامی که درجه کمتری مقصود باشد
distress gun شلیک توپ هنگامی که کشتی درخطراست
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
starting with the issue of July 1 هنگامی که با نشریه اول ژوئن شروع کنیم
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
overshot jaw ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
engine mounting نصب موتور قرارگاه موتور
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
local area network کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
Creches [جایی که از بچه ها مراقبت میشود هنگامی که پدر و مادر بیرون یا سر کار رفته اند]
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
flat twin engine موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate تمام شدن تمام کردن
terminated تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
The darkest hour is that before the down. <proverb> تاریک ترین لیظه هنگامی است که چیزی به فجر نمانده است .
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
moment of truth هنگامی که گاو باز برای کشتن با گاو رو به رو میشود
moments of truth هنگامی که گاو باز برای کشتن با گاو رو به رو میشود
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
valves سوپاپ
valve سوپاپ
valvate سوپاپ
delivery valve سوپاپ تحویل
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
globe valve سوپاپ کروی
valve lead تقدم سوپاپ
valve lag تاخیر سوپاپ
valve guide هادی سوپاپ
valve clearance لقی سوپاپ
check valve سوپاپ یک طرفه
discharge valve سوپاپ تخلیه
discharge valve سوپاپ دود
brake valve سوپاپ ترمز
admission port سوپاپ ورودی
intake valve سوپاپ گاز
intake port سوپاپ ورودی
inlet valve سوپاپ گاز
inlet port سوپاپ ورودی
regulator سوپاپ نافم
regulators سوپاپ نافم
slide valve سوپاپ متحرک
injector valve سوپاپ تزریق
tulip valve سوپاپ لولهای
solenoid valve سوپاپ مغناطیسی
inlet valve سوپاپ ورودی
lift valve سوپاپ بالارونده
solenoid controlled valve سوپاپ الکترومغناطیسی
intake valve سوپاپ ورودی
valveless بدون سوپاپ
camshaft میل سوپاپ
valviferous سوپاپ دار
camshafts میل سوپاپ
exhaust valve سوپاپ دود
blow off valve سوپاپ قطع دم
grinding تراشیدن سوپاپ
valves لامپ سوپاپ
rocker arm چکش سوپاپ
rocker arm انگشته ی سوپاپ
regulating valve سوپاپ تنظیم
air intake سوپاپ هوا
poppet valve سوپاپ لولهای
plate valve سوپاپ بشقابکی
poppet valve سوپاپ مکش
pilot valve سوپاپ تنظیم
discs بشقاب سوپاپ
valve لامپ سوپاپ
push rod راهنمای سوپاپ
disc بشقاب سوپاپ
plunge valve سوپاپ شناور
high pressure valve سوپاپ فشار قوی
butterfly valve سوپاپ یا دریچه پولکی
lathe دستگاه سوپاپ تراش
lathes دستگاه سوپاپ تراش
suction مکش سوپاپ تلمبه
valve بشکل دریچه یا سوپاپ
respirators سوپاپ ضربت گیر
respirator سوپاپ ضربت گیر
valve refacer دستگاه پرداخت سوپاپ
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
valve timing زمان بندی سوپاپ
valve timing تنظیم سوپاپ اتومبیل
valve scavenging پاک کردن سوپاپ
valves بشکل دریچه یا سوپاپ
single phase induction motor موتور القائی یک فازه موتور اندوکسیونی یک فازه
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
check valve سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valve lift کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
valvate سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
grinders چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinder چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
cruise valve سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
rocker arm اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
stem ساقه
shank ساقه
haulm ساقه
footstalk ساقه گل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com