English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English Persian
downwash فشار باد به سمت پایین
Search result with all words
hypotension فشار خون خیلی پایین
low blood pressure فشار خون کم یا پایین
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
Other Matches
depress پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses پایین دادن لوله پایین اوردن
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
down سوی پایین بطرف پایین
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low level پایین
lowers پایین تر
shitu پایین
underneath پایین
low پایین
de- پایین
beneath پایین
beneath پایین تر
lowering پایین تر
down پایین
neath or neath پایین
subatmospheric پایین تر از جو
submiss پایین
subteen پایین تر از سن 31
tailwater پایین اب
bal از مچ پا به پایین
lower پایین
lowered پایین تر
down stairs پایین
neath or neath پایین تر
lower پایین تر
below پایین
shortest پایین تر
short پایین تر
dowm پایین
flattest پایین
sub- یا پایین تر
further down پایین تر
bottoms پایین
lower limit حد پایین
infara پایین تر
thereinafter [archaic or formal] <adv.> در پایین
bottom پایین
hereinafter [formal] <adv.> در پایین
hereafter <adv.> در پایین
below <adv.> در پایین
vide infara پایین
hypogenous پایین رو
shorter پایین تر
infara پایین
lower most پایین تر
flat پایین
lower bound کران پایین
low altitude ارتفاع پایین
bottom up از پایین به بالا
subordinated فرعی پایین تر
subordinates فرعی پایین تر
subordinating فرعی پایین تر
descend پایین امدن
low wing بال پایین
bottommost پایین ترین
descends پایین امدن
look down پایین امدن
downward روبه پایین
low resolution تفکیک پایین
shutting پایین اوردن
low resolution وضوح پایین
drive ضربه از پایین
downward پایین زیرین
the masses دستههای پایین تر
shut پایین اوردن
low activity فعالیت پایین
the valley lies below ده در پایین است
drives ضربه از پایین
mean low water اب پایین میانگین
shuts پایین اوردن
to beat down پایین اوردن
comedown پایین رفتن
lower mast دکل پایین
low level در سطح پایین
to go down پایین رفتن
depressions پایین دادن
to get down پایین رفتن
catabatic پایین اینده
depression پایین دادن
beneath از زیر پایین تر از
to let down پایین کردن
to sink in the scale پایین رفتن
to set down پایین اوردن
to reach down پایین اوردن
lowest پایین ترین
lower most پایین ترین
lowermost پایین ترین
bate پایین اوردن
to look down پایین امدن
lowpass پایین گذار
up and down بالا و پایین
lower limit کران پایین
low pass پایین گذر
low frequency فرکانس پایین
low energy انرژی پایین
degrade پایین دادن
At lower levels. در سطوح پایین تر
degrades پایین دادن
to come down پایین امدن
uoppon pyon soon koot کف دست پایین
undermost پایین ترین
lower threshold استانه پایین
From top to bottom. ازبالاتا پایین
downstairs طبقه پایین
nether زیر پایین
nether واقع در پایین
low order پایین رتبه
low order مرتبه پایین
to bring down پایین اوردن
downfield میدان پایین
downfeed تغذیه رو به پایین
downward stroke ضربه رو به پایین
downstream پایین دست
downstream پایین رود
face down feed خورد رو به پایین
down stroke ضربه رو به پایین
downward compatible سازگار رو به پایین
top-down از بالا به پایین
alow روبه پایین
lower classes طبقه پایین
lower class طبقه پایین
top down از بالا به پایین
down draft جریان رو به پایین
low پایین اهسته
pushdown پایین فشردنی
downward travel ضربه رو به پایین
downward swing نوسان رو به پایین
downward movement حرکت رو به پایین
downward compatibility سازگارمتمایل به پایین
downtrend سیربطرف پایین
push down stack پایین فشردنی
res noitaloseR پایین
feet پایین دامنه
low پایین ضعیف
downmost پایین ترین
breast نورد پایین
download بارگیری پایین
down current جریان رو به پایین
lee پایین باد
oars down پارو پایین
go down پایین رفتن
nutate پایین افتادن
dim light نور پایین
go dan barai رد کردن از پایین
infrahuman پایین تر از انسان
desceht پایین امدن
submaxilla ارواره پایین
subordinate فرعی پایین تر
nutant پایین افتاده
decurrent پایین افتاده
nether world جهان پایین
minor پایین رتبه
neath or neath پایین زیرین
prolapse پایین افتادگی
let down پایین کردن
prolapse پایین افتادن
prolapsus پایین افتادگی
foot پایین بادبان
disrate پایین اوردن
the lower world جهان پایین
hereinbelow ازاین پایین تر
overhand از پایین ببالا
hereinbelow در پایین این
on the down grade پایین رونده
paraplegia فلج پایین تنه
under پایین تراز کمتر از
below the mark پایین تر از میزان مقر ر
ratag طبقات پایین اجتماع
understrapper عامل پایین درجه
under- پایین تراز کمتر از
foot قسمت پایین چیزی
princeling شاهزاده پایین رتبه
under arm stroke ضربه پایین دست
swooping بسرعت پایین امدن
underbody پایین تنه لباس
top down development توسعه از بالا به پایین
swoop بسرعت پایین امدن
downward به طرف یک موقعیت پایین تر
low temperature درجه حرارت پایین
minor پایین رتبه خرد
swooped بسرعت پایین امدن
swoops بسرعت پایین امدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com