English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
English Persian
pried فضولانه نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
Other Matches
to poke and pry فضولانه بهر سونگاه کردن
to pry into a person affairs فضولانه در باره کسی پرسش کردن
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
meddlesomes فضولانه
officiously فضولانه
intrusively فضولانه
impertinence or nency فضولانه
intrudingly فضولانه
pryingly فضولانه
meddlesomely فضولانه
intrusive فضولانه
inquisitively فضولانه
obtrusively فضولانه
officious فضولانه ناخواسته
impertinently گستاخانه فضولانه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
inbearing فضولانه حاضر خدمت
intrudes فضولانه امدن بدون حق وارد شدن
intrude فضولانه امدن بدون حق وارد شدن
intruded فضولانه امدن بدون حق وارد شدن
intruding فضولانه امدن بدون حق وارد شدن
pragmatically بطور علمی یا عبرت اموز فضولانه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
regarded نگاه کردن
to watch نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
leering نگاه کج کردن
stare رک نگاه کردن
eye نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
leered نگاه کج کردن
to set eyes on نگاه کردن
to look on with نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
regards نگاه کردن
see نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
squint چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
regard نگاه کردن
squinny کج کج نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
sees نگاه کردن
eyes نگاه کردن
eying نگاه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
glare خیره نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
gazing خیره نگاه کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
peek زیرچشمی نگاه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
gazes خیره نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
to run through نگاه اجمالی کردن در
skews منحرف کج نگاه کردن
look about بهر سو نگاه کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
gloated خیره نگاه کردن
glower خیره نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
peering با دقت نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
peer با دقت نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
glowed نگاه سوزان کردن
glows نگاه سوزان کردن
gloat خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
looked نگاه کردن نگریستن
glowering خیره نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
glim نگاه اجمالی کردن
glared خیره نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
gapes خیره نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
look نگاه کردن نگریستن
gaping باشگفتی نگاه کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
glowered اخم کردن نگاه خیره
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snooped نگاه تجسس امیز کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
glower اخم کردن نگاه خیره
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
glowering اخم کردن نگاه خیره
glowers اخم کردن نگاه خیره
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
to make eyes at به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to look at نگاه کردن به [نگریستن به] [به نظر آمدن]
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
peeped باچشم نیم باز نگاه کردن
peeping باچشم نیم باز نگاه کردن
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
peeps باچشم نیم باز نگاه کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
glances نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
To look fondly at someone . با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
glanced نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
glance نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com