English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
phonofilm فیلم صدادار
Other Matches
cassette کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassettes کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
pancromic فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reels قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling قرقره فیلم حلقه فیلم
reel قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled قرقره فیلم حلقه فیلم
vowel صدادار
vowels صدادار
snant صدادار
vocalic صدادار صوتی
vocalical صدادار صوتی
riptide جریان اب صدادار
phonic جسم صدادار
prevocalic بلافاصله قبل از حرف صدادار
umlaut ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
intervocalic واقع میان دو حرف صدادار بین الهجائین
vanished بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanish بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishing بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
filmstrip نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
macron علامت "-" که بالای حروف صدادار گذارده میشود تاصدای ان بلندتر شود
an حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود
load فیلم
film leader فیلم
film فیلم
loads فیلم
filmed فیلم
acetate film فیلم استاتی
cinematograph اپارات فیلم
talkies فیلم ناطق
instruction film فیلم اموزشی
advertising spot فیلم تبلیغاتی
film developer سازنده فیلم
film reader فیلم خوان
film recorder ضباط فیلم
film recorder فیلم نگار
film-strips نوار فیلم
instruction film فیلم درسی
filmstrip فیلم سینمایی
x ray film فیلم رونتگن
as good as a play <idiom> مثل فیلم
negative film فیلم منفی
phonofilm فیلم سخنگو
picturize فیلم برداشتن از
positive film فیلم مثبت
reversal film فیلم معکوس
telefilm فیلم تلویزیونی
peepshow فیلم شهوانی
peepshows فیلم شهوانی
talkie فیلم ناطق
film فیلم سینما
microfilming ریز فیلم
film-strip نوار فیلم
microfilming میکرو فیلم
microfilm ریز فیلم
microfilms ریز فیلم
microfilms میکرو فیلم
filmed فیلم سینما
filmed فیلم عکاسی
film فیلم عکاسی
filmy فیلم مانند
microfilmed ریز فیلم
film strip نوار فیلم
microfilmed میکرو فیلم
filmier فیلم مانند
filmiest فیلم مانند
moving picture فیلم سینما
microfilm میکرو فیلم
dubs فیلم را دوبله کردن
dubbed فیلم را دوبله کردن
metol دوای فهور فیلم
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
magnetic thin film فیلم نازک مغناطیسی
magnetic film storage ذخیره فیلم مغناطیسی
dub فیلم را دوبله کردن
technicolour روش فیلم رنگی
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
rerun نمایش مجدد فیلم
Make three copies of each film. از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
fast-forward جلو زدن فیلم
playoffs نشان دادن فیلم
playoff نشان دادن فیلم
magnetic film memory حافظه با فیلم مغناطیسی
magnetic film لایه فیلم مغناطیسی
film badge برگ شناسایی فیلم
false colour فیلم رنگی مصنوعی
camera magazine کاست فیلم دوربین
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
scenario متن فیلم سینمایی
talkie صنعت فیلم ناطق
image format اندازه فیلم عکاسی
talkies صنعت فیلم ناطق
geneva stop سیستم نگهدارنده فیلم
cinematograph دوبین فیلم برداری
spaghetti western فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
spaghetti westerns فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
scenario متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
It was a sI'lly boring film (movie). فیلم لوس وخنکی بود
newsreel فیلم اخبار جاری روز
newsreels فیلم اخبار جاری روز
horse opera فیلم یا نمایش گاوچرانان امریکایی
semidocumentary فیلم سینمایی نیمه مستند
filmed تاری چشم فیلم برداشتن از
film تاری چشم فیلم برداشتن از
magnetic thin film memory حافظه فیلم نازک مغناطیسی
sneak preview نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
scenarios متن یانمایشنامه فیلم سینمایی
sneak previews نمایش قبلی فیلم بطورخصوصی
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
She portrays a dancer in the film. او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
scenarios زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
smash hit <idiom> نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
scenario زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
Black and white. سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
lenticulate ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
What films are they showing at this cinema ( theatra house ) ? این سینما چه فیلم هائی رانشان می دهد ؟
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
rewound برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinds برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
rewinding برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
lithography کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
rewind برگرداندن نوار یا فیلم یا شمارنده به محل شروع
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
camera-shy کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
reprographics ترسیم ها و فیلم ها و روشهای تولید انبوه مجدد
It was filmed on location. صحنه فیلم درمحل واقعی فیلمبرداری شده
prescore ضبط صدا یا موسیقی فیلم قبل از فیلمبرداری
footage طول چیزی برحسب فوت مقدار فیلم بفوت
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
as dull as a ditch-water مثل فیلم های تکراری [خسته کننده و ملال آور]
soft ware وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
geneva stop کلیدچرخ دندهای صلیبی شکل که در دستگاه فیلم برداری موجود میباشد
grey scale سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
blips علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blip علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
com فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری ذخیره اطلاعات خروجی روی میکروفیلم icrofilm
computer output microfilm فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری تکنولوژی ضبط خروجی کامپیوتر روی میکروفیلم
computer output microfilm recorder دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
cellulose acetate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
phototypesetter وسیلهای که میتواند متن با rendution بالا روی کاغذ یا فیلم حساس به نور ایجاد کند
The documentary tries to be truthful to the events. این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
photo offset چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
The message of the film is that ... پیام این فیلم این است که ...
ymck تعریف رنگ بر پایه چهار رنگ که در نرم افزار DTP هنگام ایجاد فیلم رنگی مختلف برای چاپ استفاده میشود
whodunit فیلم پلیسی رمان پلیسی
whodunnits فیلم پلیسی رمان پلیسی
whodunits فیلم پلیسی رمان پلیسی
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com