English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
abacus قالب موزائیک سازی
abacuses قالب موزائیک سازی
Other Matches
abacus گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
abacuses گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
modeller قالب سازی
modelling قالب سازی
ceroplastics قالب سازی با موم
die and mold making حدیده و قالب سازی
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
butter stamp قالب کره سازی
normal قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
pcm روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
native قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pulse روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
natives قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pulsed روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
Yellow Book مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
terrazzo موزائیک
corrugated tile موزائیک
tile موزائیک
tiles موزائیک
mosic با موزائیک اراستن
abaculus موزائیک کوچک
abaciscus موزائیک کوچک
mosaic work موزائیک کاری
mosaicist موزائیک ساز
in situ terrazzo موزائیک درجا
crazing خردشدگی موزائیک کردن
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
cone mosaic [موزائیک با نقش های زیگزاگ و لوزی]
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
moulding قالب
cell format قالب سل
moulder قالب گر
mold قالب
matrixes قالب
matrix قالب
burner frame قالب
foot pocket قالب پا
An ice – cube . یک قالب یخ
models قالب
block سد قالب
unformatted بی قالب
laster قالب گر
cluster قالب
cluster bomb قالب
carcasses قالب
cluster bombs قالب
carcass قالب
carcases قالب
ingot قالب
spectrum قالب
laster قالب کن
standard قالب
clusters قالب
forme قالب
sizes قالب
swage قالب
size قالب
green sand mold قالب تر
standards قالب
centering قالب
molded قالب
moulded قالب
templates قالب
model قالب
matters قالب
die قالب
matter قالب
mattered قالب
mattering قالب
mould قالب
cake قالب
close-fitting قالب تن
close fitting قالب تن
mandrel or dril قالب
molds قالب
kata قالب
fitted قالب
modelled قالب
blocks سد قالب
blocked سد قالب
split line خط قالب
moulds قالب
modeled قالب
template قالب
shapes قالب
matrix or matrices قالب
shape قالب
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
moulds قالب گرفتن
mould قالب گرفتن
case قالب قاب
mould قالب گیری
cases قالب قاب
form قالب کردن
pattern maker قالب ساز
die قالب گرفتن
molds قالب گرفتن
molds قالب گیری
slip form قالب لغزنده
sinker قالب ریز
molded قالب گرفتن
molded قالب گیری
hat block قالب کلاه
model قالب طرح
range format قالب دامنه
form شکل قالب
record format قالب رکورد
order format قالب دستور
moulds قالب گیری
record format قالب مدرک
file format قالب فایل
forms قالب کردن
field template قالب فیلد
formed شکل قالب
order format قالب سفارش
moulded قالب گرفتن
moulded قالب گیری
page frame قالب صفحه
document format قالب مدرک
formed قالب کردن
electrotype قالب برقی
sinkers قالب ریز
mandrel قالب مرغک
plasticity قالب پذیری
snapping قالب زنی
moulding قالب سیم
moulding قالب گیری
snapped قالب زنی
snap قالب زنی
fuse block قالب فیوز
pouring gate تغذیه قالب
laster گاز قالب کش
last n قالب کردن
acrobats قالب فایل
acrobat قالب فایل
last n قالب کفشدوزی
free format در قالب ازاد
cavetto قالب مجوف
molder قالب گیر
permanent shuttering قالب ثابت
stamping قالب گیری
mandril سنبه قالب
modelled قالب طرح
die قالب منگنه
shuttering قالب بتن
models قالب طرح
card format قالب کارت
found قالب کردن
shoe tree قالب کفش
variable format با قالب متغییر
founds قالب کردن
cased قالب گیری
to take a cast of قالب کردن
modeled قالب طرح
curved mould قالب قوسی
ingot mould قالب شمش
box caisson صندوق قالب پی
pig mold قالب شمش
A bar of soap. A cake of soap. یک قالب صابون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com