English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
English Persian
aeon قرن بی انتها قرن ازلی
aeons قرن بی انتها قرن ازلی
eons قرن بی انتها قرن ازلی
Other Matches
predetermination ازلی
eternal ازلی
primordial ازلی
increate ازلی
innascible ازلی
pre existent ازلی
eterne ازلی
everlasting ازلی
prevenient ازلی
primordial element عنصر ازلی
primordial image صورت ازلی
the a of days خدای ازلی
eon قوه ازلی
asymptote مماس ازلی
archetypes صورت ازلی
archetype صورت ازلی
archetypally مربوط به صورت ازلی
archetypal مربوط به صورت ازلی
the ever lasting fod خدای ازلی و ابدی
eternally بطور ابدی یا ازلی
eternalness ازلیت :ابدی یا ازلی بودن
liberalism اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
preexist ازلی بودن قبلا موجود شدن
predestinate قبلا تعیین شده دارای سرنوشت ونصیب وقسمت ازلی
ended انتها
ends انتها
agelong بی انتها
extreme انتها
outrance انتها
supreme انتها
tailing انتها
adinfinitum بی انتها
tag end انتها
aeon بی انتها
forever بی انتها
infinite time بی انتها
immortality بی انتها
eternity بی انتها
perpetuity بی انتها
sempiternity بی انتها
eternality بی انتها
to the end تا انتها
foreverness بی انتها
out <adv.> انتها
fathomless بی انتها
endways از انتها
endings انتها
closest انتها
closes انتها
closer انتها
terminal انتها
open ended بی انتها
ending انتها
terminals انتها
infinite بی انتها
close انتها
endwise از انتها
extremities انتها
end انتها
extremity انتها
termination انتها
topless بی انتها
timeless بی انتها
open-ended بی انتها
head انتها دماغه
open ended system سیستم بی انتها
finish به انتها رسیدن
end mark نشان انتها
epiphonema حسن انتها
finishes به انتها رسیدن
over- به انتها رسیدن
over به انتها رسیدن
caudal نزدیک به انتها
acrogenous از انتها رسته
endless form ورقه بی انتها
endless loop حلقه بی انتها
zillion عدد بی انتها و معتنی به
ends در انتها یا پس از چندین مشکل
tail end قسمت نهایی انتها
ended در انتها یا پس از چندین مشکل
end در انتها یا پس از چندین مشکل
through از اغاز تا انتها کاملا
marginal حداکثر نزدیک به انتها
finish انجام دادن چیزی تا انتها
finishes انجام دادن چیزی تا انتها
regions محوطه بسیار وسیع وبی انتها
region محوطه بسیار وسیع وبی انتها
ending عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
endings عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
biased داده یا رکوردی که به انتها اشاره میکند
bicipital تقسیم شونده بدو قسمت دریک انتها
hangs وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
hang وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
loop حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loops حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
looped حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
doubled up صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
deque صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند
double صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
end نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
topology توپولوژی بکه که تمام قط عات به یک کابل وصل هستند که در هر انتها Terminator دارد
ends نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
endless knots طرح گره بدون انتها [که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
sagging تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
Ertman gul [نوعی طرح گل در قالی های ترکمن که بصورت لوزی بافته شده و در دو انتها جلوه ای از شاخ قوچ را نشان می دهد.]
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
shift در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifts در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifted در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
front end processor پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
arithmetic داده یا کلمهای که در ثبات یک بیت به چپ یا راست انتقال داده میشود و بیت انتها را از دست میدهد
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com