Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
ram's horn
قسمتی ازاستحکامات خندق
Other Matches
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
trig
خندق
dike
خندق
fosse
خندق
ditch
خندق
sheuch
خندق
ditched
خندق
sheugh
خندق
ditches
خندق
foss
خندق
trench
خندق
moat
خندق
moats
خندق
trenches
خندق
caponiere
خندق
graft
اختلاس خندق
sike
ناودان خندق
escarpments
سرازیری خندق
grafted
اختلاس خندق
moats
خندق کندن
moat
خندق کندن
trench
خندق زدن
escarpment
سرازیری خندق
trenches
خندق زدن
scarp
سراشیبی خندق
retrench
از نو خندق ساختن
grafts
اختلاس خندق
vallation
استحکامات خندق
road ditch
خندق جاده
escarpments
سینه کش سرازیری خندق
entrench
خندق کندن درسنگرقراردادن
wallow course
خندق ضدعفونی خودروها
sacrp
دیوار درونی خندق
escarpment
سینه کش سرازیری خندق
scarp
دیوار درونی خندق
sacrp
سراشی داخلی خندق
dike
خندق کنی کردن
slit trench
خندق باریک جهت سنگرگیری
to go into the ditch
با خودرو به خندق جاده رفتن
escarp
سرازیری درونی خندق یاخاکریز
ditch
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditched
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditches
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditching
فروداضطراری هواپیما روی اب خندق یا سنگر کنی
trench burial
دفن مردگان در خندق استفاده از قبر خندقی عمومی
wallow course
خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
straddle trench
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
portion
قسمتی
triploidy
سه قسمتی
portions
قسمتی
triplex
سه قسمتی
partite
قسمتی
sector
قسمتی ازجبهه
legs
قسمتی از مسابقه
esprit de corps
روحیه قسمتی
spirit de corps
روحیه قسمتی
another guess
قسمتی دیگر
double cloister
راهرو دو قسمتی
esprit de corps
حمیت قسمتی
spiriting
حمیت قسمتی
flattest
قسمتی از یک عمارت
partial
بخشی قسمتی
plank
قسمتی ازبرنامه
spirit
حمیت قسمتی
sectors
قسمتی ازجبهه
pate
سر یا قسمتی از سرانسان
tripartition
سه قسمتی کردن
flat
قسمتی از یک عمارت
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
spirit de corps
حمیت قسمتی
leg
قسمتی از مسابقه
esprit
حمیت قسمتی
split second
قسمتی از ثانیه
triploid
سه قسمتی سه بخشی
module
قسمتی از سفینه فضایی
rebates
پرداخت قسمتی از بدهی
modules
قسمتی از سفینه فضایی
lobotomies
برش قسمتی از مغز
lobotomy
برش قسمتی از مغز
rebate
پرداخت قسمتی از بدهی
expansion joint
اتصال چند قسمتی
striking out pleading
حذف قسمتی از مدافعات
section charge
خرج چند قسمتی
neck of the woods
<idiom>
ناحیه یا قسمتی از کشور
aliquot part charge
خرج چند قسمتی
creased
قسمتی از زمین کریکت
helmeted
دارای قسمتی که مانندخودباشد
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
march unit
قسمتی ازستون راهپیمایی
creasing
قسمتی از زمین کریکت
wing
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
fractions
کسر درصدی از قسمتی از
winging
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
fraction
کسر درصدی از قسمتی از
crease
قسمتی از زمین کریکت
creases
قسمتی از زمین کریکت
displacement hull
قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
zapping
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zaps
پاک نمودن قسمتی از برنامه
whip
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
fractional damage
خسارت وارده به قسمتی از وسیله
barons
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
pneumonectomy
قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
slot charter
اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
aliquot propelling charge
خرج پرتاب چند قسمتی
zapped
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zap
پاک نمودن قسمتی از برنامه
lobectomy
برداشتن قسمتی ازیک عضو
whipped
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
hash mark
قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
whips
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
freeboard
قسمتی از قایق که بیرون اب است
necks
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
neck
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
baron
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
contract termination
فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
table flap
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
fat bits
بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
tail skid
قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
lectionary
ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
faubourg
قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
judea
یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
cymric
وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
flushes
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flush
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
paleocene
قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
flushing
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
gastrectomy
عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
alethiology
قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
crop
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
beaver
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
footprints
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
parish
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
fermata
تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
warhead
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
parishes
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
warheads
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
skip
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
appendixes
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
scrap
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
leg side
قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
scrapped
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
main yard
قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
scrapping
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
skips
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
scraps
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
headstock
قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
footprint
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
slabs
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
skipped
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
beavers
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
bay
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
wrist
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
Please let me take a share in the expenses.
اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
accessory of section
قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
pokes
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
targum
ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
vacuity
قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
poking
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
appendix
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
wrists
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
poke
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
entablature
قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
dower
قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
bayed
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
slab
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
baying
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bays
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
descender
قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
almonry
[قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
hypotrachelion
[um]
[در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
footing
قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
outwork
قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
ullage
قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
nose piece
قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
land tie
تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
file handing routine
قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
but for income
قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
check point
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
aeromedicine
قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
qube
تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
aprons
چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
bundles
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
virtual inertia
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
bundling
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
germinal area
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
loft
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com