English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
raiding party قسمت مامور دستبرد یا تاخت
Other Matches
rading party قسمت مامور دستبرد
rading party قسمت مامور تک در عملیات کمین دسته مامور شبیخون
raiding party قسمت مامور کمین
task element قسمت مامور اجرای عملیات
delegate مامور فرستاده مامور کردن
delegated مامور فرستاده مامور کردن
delegates مامور فرستاده مامور کردن
delegating مامور فرستاده مامور کردن
defalcation دستبرد
peculation دستبرد
misappropriation دستبرد
larceny دستبرد
rapine دستبرد
robberies دستبرد
robbery دستبرد
sneak raid دستبرد
burgle دستبرد زدن
burgling دستبرد زدن
burgles دستبرد زدن
burgled دستبرد زدن
robs دستبرد زدن
housebreaking دستبرد بخانه
embezzling دستبرد زدن به
robbing دستبرد زدن
robbed دستبرد زدن
rob دستبرد زدن
move in on <idiom> دستبرد زدن
steal دستبرد زدن
steals دستبرد زدن
embezzle دستبرد زدن به
embezzled دستبرد زدن به
embezzles دستبرد زدن به
sneak raid دستبرد سریع
peculation دستبرد در مال دولت
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
gallops تاخت
attacked تاخت
attack تاخت
canter تاخت
canters تاخت
attacks تاخت
galloped تاخت
gallop تاخت
cantering تاخت
cantered تاخت
section قسمت قسمت کردن برش دادن
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
invasions تاخت وتاز
invaders تاخت و تازگر
irruptive تاخت وتازکننده
invader تاخت و تازگر
raiding تاخت و تاز
to sweep down on تاخت کردن
invasions تاخت و تاز
incursions تاخت و تاز
incursion تاخت و تاز
brattle تاخت چهارنعل
to run across or against بکسی تاخت
inroad تاخت و تاز
inbreak تاخت و تاز
gallop تاخت کردن
galloped تاخت کردن
hand gallop تاخت ملایم
onset تاخت و تاز
invasion تاخت و تاز
raided تاخت و تاز
invasion تاخت وتاز
raids تاخت و تاز
inburst تاخت وتاز
inruption تاخت وتاز
raid تاخت و تاز
gallops تاخت کردن
attack تاخت و تاز یورش
loping تاخت حرکت خرامان
overruns تاخت و تاز کردن
overrunning تاخت و تاز کردن
lopes تاخت حرکت خرامان
foray تاخت وتاز کردن
lope تاخت حرکت خرامان
raids تک سریع تاخت و تاز
invade تاخت و تاز کردن در
invaded تاخت و تاز کردن در
invades تاخت و تاز کردن در
invading تاخت و تاز کردن در
loped تاخت حرکت خرامان
forays تاخت و تاز کردن
forays تاخت وتاز کردن
foray تاخت و تاز کردن
raiding تک سریع تاخت و تاز
overrun تاخت و تاز کردن
ravaging تاخت و تاز ویرانی
ravages تاخت و تاز ویرانی
ravage تاخت وتاز کردن
ravaging تاخت وتاز کردن
ravaged تاخت وتاز کردن
attacked تاخت و تاز یورش
ravaged تاخت و تاز ویرانی
ravage تاخت و تاز ویرانی
incursive تاخت و تاز امیز
ravages تاخت وتاز کردن
raided تک سریع تاخت و تاز
attacks تاخت و تاز یورش
invasive تاخت وتاز کننده
raid تک سریع تاخت و تاز
loping شلنگ انداختن تاخت رفتن
loped شلنگ انداختن تاخت رفتن
lope شلنگ انداختن تاخت رفتن
lopes شلنگ انداختن تاخت رفتن
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
galloper عراده توپ سبک تاخت کننده
to outflank an army گرد سپاهی گشتن و از پهلوبدان تاخت کردن
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
golden horde سپاهیان مغول که در قرن سیزدهم اروپای شرقی رامورد تاخت و تاز قرار دادند
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
throttle عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
officers مامور
commissionaire مامور
commissionaires مامور
functionaries مامور
officer مامور
commissioner مامور
commissioners مامور
official مامور
bedell مامور
appointed مامور
agent مامور
bedel مامور
missionary مامور
agents مامور
functionery مامور
missionaries مامور
functionary مامور
pursuivant مامور
ranksman مامور صف
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
scouted مامور اکتشاف
inquisitors مامور تحقیق
scout مامور اکتشاف
executive bailiff مامور اجرا
file clerk مامور بایگانی
scouts مامور اکتشاف
envoi مامور نماینده
bailiff مامور اجرا
tollman مامور نواقل
bailiffs مامور اجرا
attackman مامور حمله
diplomatic officer مامور سیاسی
bumbailiff مامور اجرا
assignee نماینده مامور
consular officer مامور کنسولی
counterspy مامور ضد جاسوسی
custom assersor مامور گمرک
customs appraisor مامور گمرک
diplomatic agent مامور سیاسی
auditor مامور رسیدگی
inquisitor مامور تحقیق
investigators مامور تحقیق
executor مامور اجرا
bureaucrats مامور اداری
bureaucrat مامور اداری
High Commissioners مامور عالیرتبه
High Commissioner مامور عالیرتبه
on sentry مامور نگهبانی
communicants مامور ابلاغ
communicant مامور ابلاغ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com