English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
aircraft section قسمت هواپیمایی
Search result with all words
aviation sotre keeper انبار دار قسمت هواپیمایی
lifting body هواپیمایی که قسمت عمده یاکل برای ان توسط شکل ویژه ان تامین میشود
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
Other Matches
monoplance هواپیمایی یک باله هواپیمایی که یک جفت بال دارد
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
aviation هواپیمایی
counter air ضد هواپیمایی
anti air ضد هواپیمایی
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
airline شرکت هواپیمایی
airlines شرکت هواپیمایی
aeromechanics فن مکانیک هواپیمایی
antiair warfare جنگ ضد هواپیمایی
sea plane هواپیمایی دریایی
aviate هواپیمایی کردن
air officer افسر هواپیمایی
avionics الکترونیک هواپیمایی
aviation authority امور هواپیمایی
ejection seat صندلی پران [هواپیمایی]
fixed geometry هواپیمایی با بال ثابت
air traffic رفت و آمد هواپیمایی
Civil Aviation Organization سازمان هواپیمایی کشور
ejector seat صندلی پران [هواپیمایی]
aeromechanic مربوط به مکانیک هواپیمایی
section قسمت قسمت کردن برش دادن
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
quadraplane هواپیمایی با چهار بال روی هم
conventional take off and landing هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
snooper هواپیمایی که در حال تعقیب یا دیدبانی است
hydro airplane هواپیمایی که میتواند روی اب فرود اید
choppers هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
chopper هواپیمایی با بال گردنده بویژه هلیکوپتر
variable geometry aircraft هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
C.A.B مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
squadron گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
C.A.B.s مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
squadrons گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
high tailed aircraft هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft defective هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
directors هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
maritime aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
autogyro هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
director هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
all weather fighter هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
streamliner قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
landplane هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
sailwing هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
throttle عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
visual interceptor هواپیمای رهگیر بصری هواپیمایی که باوسایل بصری رهگیری میکند
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
hydroplane هواپیمایی که بر روی دریانشسته ویا از روی دریاپرواز کند
hydroplaned هواپیمایی که بر روی دریانشسته ویا از روی دریاپرواز کند
hydroplanes هواپیمایی که بر روی دریانشسته ویا از روی دریاپرواز کند
hydroplaning هواپیمایی که بر روی دریانشسته ویا از روی دریاپرواز کند
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
tactical air نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
marine aircraft هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
air هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
segments قسمت
division قسمت
section قسمت
divisions قسمت
sections قسمت
dole قسمت
segment قسمت
snick قسمت
underfoot قسمت کف پا
arm قسمت
plank قسمت
batch قسمت
department قسمت
instalments قسمت
Corp قسمت
sect قسمت
instalment قسمت
pieces قسمت
batches قسمت
departments قسمت
sects قسمت
compartments قسمت
cross section of a gravity dam قسمت
piece قسمت
installments قسمت
partition قسمت
compartmental قسمت قسمت
in part در یک قسمت
in sections قسمت قسمت
component قسمت
components قسمت
caboodle قسمت
internode قسمت
it fell to my lot to go قسمت
kismet قسمت
partitions قسمت
canto قسمت
head stall قسمت سر
detachment قسمت
detachments قسمت
feck قسمت
data division قسمت
part قسمت
cantos قسمت
piecemeal قسمت به قسمت
percentages قسمت
agencies قسمت
agency قسمت
percentage قسمت
unit قسمت
party قسمت
portions قسمت
portion قسمت
ratio قسمت
grist قسمت
rasher قسمت
rashers قسمت
units قسمت
compartment قسمت
ratios قسمت
initial اولین قسمت
initialed اولین قسمت
tag end اخرین قسمت
tail end قسمت انتهایی
sapper قسمت مهندسی
staddle قسمت تحتانی
signal corps قسمت مخابرات
vaward قسمت جلو
sappers قسمت حفاری
sapper قسمت حفاری
sects قسمت کردن
standing part قسمت ثابت
initialing اولین قسمت
broad قسمت پهن
where درکدام قسمت
foreparts قسمت جلو
seen قسمت سوم see
forepart قسمت جلو
broader قسمت پهن
parcels قسمت گره
proportion سهم قسمت
subactivity قسمت جزء
legs بخش قسمت
leg بخش قسمت
initialled اولین قسمت
sect قسمت کردن
broadest قسمت پهن
initialling اولین قسمت
proportions سهم قسمت
initials اولین قسمت
standing part قسمت ایستا
submultiple خارج قسمت
parcel قسمت گره
advance point قسمت نوک
artillery corps قسمت توپخانه
ashi noko قسمت داخلی کف پا
bachelor quarters قسمت مجردی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com