English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
gliadin قسمت چسبناک و لزج گلوتن
Other Matches
gluten گلوتن
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
sticking چسبناک
pasty چسبناک
tacky چسبناک
sticky چسبناک
pasties چسبناک
goo چسبناک
cloggy چسبناک
adhesive force چسبناک
glaireous چسبناک
viscous چسبناک
sizy چسبناک
dauby چسبناک
stick چسبناک
resinous چسبناک
slabs چسبناک
adhesive چسبناک
adhesives چسبناک
self-adhesive چسبناک
inviscid چسبناک
viscid چسبناک
muculent چسبناک
gooey چسبناک
viscose چسبناک
cohesive چسبناک
limy چسبناک
slab چسبناک
smeary چرب چسبناک
cloggy snow برف چسبناک
sticky slag شلاکه چسبناک
sticky slag سرباره چسبناک
string چسبناک دراز
stick-on چسبنده چسبناک
thready نازک چسبناک
sticky چسبناک کردن
stringy نخ مانند چسبناک
grume مایع چسبناک
jammy چسبناک لوچ
cohesive soil خاک چسبناک
cohesive soil زمین چسبناک
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
limes چسبناک کردن اغشتن
lime چسبناک کردن اغشتن
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
slosh غذای چسبناک مشروب لزج
sloshing غذای چسبناک مشروب لزج
sloshes غذای چسبناک مشروب لزج
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
slime چیز چسبناک لجن مال کردن
glairy مثل سفیده تخم مرغ چسبناک
gley خاک رس چسبناک وخاکستری مایل به ابی
section قسمت قسمت کردن برش دادن
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
Band-Aids نوار کوچک زخم بندی که لبههای آن چسبناک است
Band-Aid نوار کوچک زخم بندی که لبههای آن چسبناک است
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
parts per million قسمت در میلیون قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
gunk ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
arm قسمت
part قسمت
division قسمت
data division قسمت
departments قسمت
detachment قسمت
batch قسمت
batches قسمت
feck قسمت
department قسمت
snick قسمت
piece قسمت
pieces قسمت
in sections قسمت قسمت
instalment قسمت
instalments قسمت
internode قسمت
it fell to my lot to go قسمت
plank قسمت
kismet قسمت
detachments قسمت
in part در یک قسمت
segments قسمت
head stall قسمت سر
segment قسمت
section قسمت
sections قسمت
party قسمت
ratios قسمت
component قسمت
dole قسمت
caboodle قسمت
Corp قسمت
cantos قسمت
compartments قسمت
compartment قسمت
ratio قسمت
compartmental قسمت قسمت
piecemeal قسمت به قسمت
agency قسمت
cross section of a gravity dam قسمت
canto قسمت
sects قسمت
grist قسمت
sect قسمت
rasher قسمت
rashers قسمت
underfoot قسمت کف پا
components قسمت
installments قسمت
agencies قسمت
portion قسمت
units قسمت
percentages قسمت
divisions قسمت
partitions قسمت
unit قسمت
partition قسمت
percentage قسمت
portions قسمت
advance section قسمت جلویی
control section قسمت کنترل
sappers قسمت حفاری
hilted قسمت عقبی
concertina fold یک قسمت به یک جهت
key facility قسمت مهم
sect قسمت کردن
advance party قسمت پیشرو
foreparts قسمت جلو
subsections قسمت فرعی
artillery corps قسمت توپخانه
headquarters detachment قسمت قرارگاه
linear portion قسمت خطی
crypto service قسمت رمز
advance point قسمت سر جلودار
aircraft section قسمت هواپیمایی
foot قسمت پایینی
headquarters detachment قسمت ارکان
subsection قسمت فرعی
installation type نوع قسمت
sects قسمت کردن
intercommand بین قسمت
advance detachment قسمت پیشرو
straighter قسمت مستقیم
interservice داخل قسمت
preludes قسمت مقدماتی
flattest قسمت پهن
flat قسمت پهن
prelude قسمت مقدماتی
intelligence service قسمت اطلاعات
straight قسمت مستقیم
installation property اموال قسمت
advance point قسمت نوک
midst قسمت وسط
forepart قسمت جلو
advance detachment قسمت سرجلودار
sapper قسمت حفاری
northward قسمت شمالی
installation property دارایی قسمت
sapper قسمت مهندسی
straightest قسمت مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com