English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (9 milliseconds)
English Persian
credenza قفسه یا جا کتابی
Search result with all words
what not قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
Other Matches
locker قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
lockers قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
by the book کتابی
bookish کتابی
literay کتابی
bookman کتابی
literary کتابی
scribal کتابی
carpenter stopper خفت کتابی
Duch arch قوس کتابی
the a of a book خوانندگان کتابی
book learning علم کتابی
edition [ed.] [of a book] ویرایش [کتابی]
edition [ed.] [of a book] چاپ [کتابی]
book move حرکت کتابی شطرنج
flex x خرج انفجار کتابی
bookplayer شطرنج باز کتابی
needle book سوزن دان کتابی
purview of a book انچه کتابی فرامیگیرد
to inset a sheet in a book برگی را در کتابی گذاشتن
To bind a book. کتابی را جلد کردن
when reading a book در حال خواندن کتابی
delectus کتابی که پارههای برگزیده
book draw تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
he presented me with a book کتابی بمن پیشکشی کرد
i had never seen such a book من هرگز چنین کتابی ندیده ام
he presented abook to me کتابی بمن پیشکشی کرد
to wade through a book بکندی وزحمت کتابی راخواندن
to license a book اجازه چاپ کتابی را دادن
version کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
with out book برون سند کتابی ازبر
the forthcoming book کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
versions کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
to put any one through a book کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
scissors and paste تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
interleave برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
booklore علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
rubricator کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
interleaf برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
to read a book کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
grangerism ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
to prefix a chapter to a book فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
White Paper کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
A to Z کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Papers کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
etagere قفسه
encasement قفسه
cages قفسه
bayed قفسه
bay قفسه
shelving rack قفسه
bays قفسه
baying قفسه
cage قفسه
press قفسه
wracked قفسه
wracks قفسه
cabinet قفسه
presses قفسه
shelf قفسه
racked قفسه
wardrobe قفسه
racks قفسه
cupboards قفسه
armarium قفسه
rack قفسه
cupboard قفسه
wardrobes قفسه
cabinets قفسه
squirrel cage قفسه محافظ
wall mounting cabinet قفسه دیواری
shelver در قفسه گذار
thoracic cage قفسه صدری
thoracic cage قفسه سینه
spice rack قفسه ادویه
switch gear cabinet قفسه کلیدها
thoraces قفسه سینه
rib cage قفسه سینه
rib-cages قفسه صدری
bookcase قفسه کتاب
stack قفسه کتابخانه
shelved در قفسه گذاردن
shelve در قفسه گذاردن
cabin scooter قفسه متحرک
cabinet clamp گیره قفسه
rib cage قفسه صدری
rib-cage قفسه سینه
rib-cage قفسه صدری
thorax قفسه سینه
chests قفسه سینه
chest قفسه سینه
rib-cages قفسه سینه
thoraxes قفسه سینه
cabinetmaker قفسه ساز
cabinetwork قفسه سازی
cabinet-makers قفسه ساز
bookshelf قفسه کتاب
bookshelves قفسه کتاب
pigeonhole خانه قفسه
meat safe قفسه توری
desktop قفسه فایلها
kist قفسه سینه
hot cabinet قفسه گرما
bookcases قفسه کتاب
gasoem قفسه سینه
cabinet-maker قفسه ساز
cabinet maker قفسه ساز
stacks قفسه کتابخانه
stacked قفسه کتابخانه
thoracopods قفسه محافظ
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
thoracic وابسته به قفسه سینه
shelve قفسه دار کردن
rack قفسه مهمات و وسایل
racked قفسه مهمات و وسایل
buffeting قفسه جای فرف
wracks قفسه مهمات و وسایل
wracked قفسه مهمات و وسایل
racks قفسه مهمات و وسایل
chiffonier قفسه کوچک کشودار
buffets قفسه جای فرف
buffeted قفسه جای فرف
buffet قفسه جای فرف
first aid cabinet قفسه کمکهای اولیه
shelved قفسه دار کردن
side board میز قفسه دار
show case قفسه جلو مغازه
tallboy قفسه پایه دار
drop type switchboard قفسه کلیدهای نوع سقوطی
I cannot reach the shelf. قدم به قفسه نمی رسد
I cant reach the shelf . دستم به قفسه نمی رسد
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
telephone switchboard قفسه اتصالات مراکز تلفن خودکار
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
presternum قسمت جلو قفسه سینه پستانداران
Where are the luggage lockers? قفسه های ویژه بار کجاست؟
Put the books back on the shelf. کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
meat safe قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
Where are the luggage lockers? قفسه های ویژه اسباب و اثاثیه کجاست؟
duodecimo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
twelvemo کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
ark [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
epitomist شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
blue book کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
airing cupboard قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
catalogue library محل نگهداری کاتالوگها قفسه کاتالوگها
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com