Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
Other Matches
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
nibbler
ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
bead
موج خطی در ورقههای فلزی
beads
موج خطی در ورقههای فلزی
relief hole
سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
tin snips
قیچی دستی
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
dollies
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
dolly
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
to cut out
بریدن ودراوردن- پیش دستی کردن بر- اماده کردن-انداختن
wiring
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
monometalism
سیستم یک فلزی برای پشتوانه پول
chimney-crane
[میله فلزی برای آویزان کردن غذا]
sled
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds
وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
bail
فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
chain plate
صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
tape line
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
beechive spring
فلزی از جنس فولاد سخت برای نگهداشتن محل پرچ
stick bridge
پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
blowout disc
دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
serinette
ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
snap swivel
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
distaff
فرموک
[وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
inky
مرکبی
traveler
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
ball bearings
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
ball bearing
چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
transitory shelter
پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
blur
مرکبی کردن
blurred
مرکبی کردن
blurring
مرکبی کردن
blurs
مرکبی کردن
ink plotter
رسام مرکبی
racked
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
kopfring
حلقه فلزی است که به دماغه بمب برای کم کردن میزان نفوذ ان در اب یا خاک وصل میشود
shields
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
wracks
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
shield
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
rack
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
c clamp
گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
cleco fastener
وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
racks
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
continuous forms
ورقههای پیوسته
wobble pump
پمپ دستی در کابین خلبان برای وارد ساختن فشار اولیه به سوخت قبل از استارت موتور پیستونی
telltale
نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
tetramer
ماده مرکبی که از چهار واحدتشکیل شده باشد
laminar
دارای ورقههای نازک
laminal
دارای ورقههای نازک
pucks
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
puck
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
symmetry ink
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
jointer
[بست فلزی برای اتصال سنگ ها در سنگ چینی]
data tablet
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
polyester
نمک الی مرکبی که تغلیظ شده ودر پلاستیک سازی مصرف میگردد
stationery
صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
birdcages
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
birdcage
چهارچوب فلزی کانتینرها چهارچوب فلزی اطاق کنترل هواپیما
scarp
بریدن عمودی بریدن
radius dimpling
ایجاد گودی در سطح ورقههای فلز توسط ابزارمخروطی شکل ویژهای
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
sheet
وسیلهای که به چاپگر وصل میشود تا امکان وارد شدن ورقههای کاغذ به صورت خودکار برقرار شود
sheets
وسیلهای که به چاپگر وصل میشود تا امکان وارد شدن ورقههای کاغذ به صورت خودکار برقرار شود
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
printhead
1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
plates
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
plate
: روکش فلزی کردن ابکاری فلزی کردن
sheets
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheet
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
tweeger
قیچی
snippel
دم قیچی
mammock
دم قیچی
braced
قیچی
pruning shears
قیچی
tweezer
قیچی
scissors
قیچی
brace
قیچی
overarm braces
قیچی
shear
قیچی
snips
قیچی
plate shears
قیچی ورق بر
levered shears
قیچی اهرمی
scissors
پرش قیچی
stock shears
قیچی پادار
alligator shears
قیچی اهرمی
mammock
از دم قیچی ردکردن
lever shear
قیچی اهرمی
circular shear
قیچی کمانهای
shares
قیچی کردن
shared
قیچی کردن
lever shears
قیچی اهرمی
share
قیچی کردن
snipping
قیچی کردن
snipped
قیچی کردن
snip
قیچی کردن
bolt clipper
قیچی پیچ
sheared
قیچی شده
wire cutter
قیچی سیمبر
shear
قیچی کردن
shear
قیچی اهن بر
shear steel
فولاد قیچی
wire cutter
قیچی میخچین
secateur
قیچی باغبانی
scissors vault
پرش قیچی
scissors kick
ضربه قیچی
scissel
دم قیچی فلزات
rotary shear
قیچی گردان
forficate
قیچی مانند
clipper
قیچی باغبانی
pruning shears
قیچی باغبانی
hitch kick
شوت قیچی
combination slitting, shears
قیچی ورق
blooming shears
قیچی شمشه
heavy shears
قیچی اهنبر
hot shear blade
قیچی گرم
split tackle
تکل قیچی
shear
اسباب برش قیچی
scissors
قیچی روی خرک
scissoring vibration
ارتعاش قیچی وار
snips
قیچی اهن بری
scissors jump
پرش قیچی در اسکیت
tin snips
قیچی اهن بر مهندسی
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
clinchers
قیچی کننده قاطع
clincher
قیچی کننده قاطع
continous chip
برادههای قیچی کاری
overhead kick
ضربه قیچی به عقب
trim
یکنواخت کردن با قیچی
wire shears
قیچی سیم بری
shears
قیچی پشم چینی یا باغبانی
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
scissor kick
پای قیچی در شنای پهلو
compound leverage floor jack
اهرم بالابر قیچی شکل
guillotin plate shear
قیچی ورق اهن بری
shear
شکاف دادن قیچی کردن
trudgen stroke
دست کرال و پای قیچی
snipper
قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
averruncator
یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
clogged ink jet nozzles
اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
decollator
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
defervescence
بریدن تب
detruncate
بریدن
truncating
بریدن
hew
بریدن
chopped
بریدن
cut back
بریدن
truncates
بریدن
cut off
بریدن
blank
بریدن
blankest
بریدن
incise
بریدن
stags
بریدن
stag
بریدن
skives
بریدن
dissever
بریدن
cut
بریدن
decapitation
سر بریدن
excision of clause
بریدن
expeditate
بریدن
exscind
بریدن
exsind
بریدن
exsect
بریدن
resect
بریدن
carving
بریدن
shear
بریدن
decapitating
سر بریدن
dissevere
بریدن
skived
بریدن
skive
بریدن
decapitates
سر بریدن
decapitated
سر بریدن
scissoring
بریدن
decapitate
سر بریدن
cuts
بریدن
gride
بریدن
chop
بریدن
severing
بریدن
haggles
بریدن
skiving
بریدن
mangle
بریدن
haggled
بریدن
to cut off
بریدن
haggle
بریدن
carvings
بریدن
carves
بریدن
mangles
بریدن
tie up
بریدن
to ring off
بریدن
haggling
بریدن
stumps
بریدن
severed
بریدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com