English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (8 milliseconds)
English Persian
knife edge لبه تیز هرچیزی
knife-edge لبه تیز هرچیزی
knife-edges لبه تیز هرچیزی
Search result with all words
cube هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
cubes هرچیزی بشکل مکعب بشکل مکعب دراوردن
crumb هرچیزی شبیه خرده نان
crumbs هرچیزی شبیه خرده نان
broadside سطح پهن هرچیزی
broadsides سطح پهن هرچیزی
blind هرچیزی که مانع عبورنور شود
blinded هرچیزی که مانع عبورنور شود
blinds هرچیزی که مانع عبورنور شود
spindle هرچیزی شبیه دوک
spindles هرچیزی شبیه دوک
lancet هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
lancets هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
core مغز ودرون هرچیزی
cores مغز ودرون هرچیزی
breast نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breasts نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
stirrup هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrups هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
bonnet کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bonnets کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
whiplash هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
whiplashes هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
tub حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
tubs حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
rind پوسته بیرونی هرچیزی
rinds پوسته بیرونی هرچیزی
anathema هرچیزی که مورد لعن واقع شود
button هرچیزی شبیه دکمه
buttoned هرچیزی شبیه دکمه
buttoning هرچیزی شبیه دکمه
spool هرچیزی شبیه قرقره
spools هرچیزی شبیه قرقره
palm کف هرچیزی پهنه
palms کف هرچیزی پهنه
bond عهد ومیثاق هرچیزی که شخص رامقیدسازد
crown بالای هرچیزی
crowns بالای هرچیزی
blade هرچیزی شبیه تیغه
sheeting هرچیزی بشکل ورقه
skein کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
skeins کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
insignia علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
boat کرجی هرچیزی شبیه قایق
boats کرجی هرچیزی شبیه قایق
shoulder هرچیزی شبیه شانه
shouldered هرچیزی شبیه شانه
shouldering هرچیزی شبیه شانه
shoulders هرچیزی شبیه شانه
loose end انتهای شل هرچیزی
loose ends انتهای شل هرچیزی
petticoat هرچیزی شبیه شلیته
petticoats هرچیزی شبیه شلیته
aught هرچیزی
backboard تخته یا صفحهء پشت هرچیزی
blazing star هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
bolus قطعه کوچک وگردی از هرچیزی
c سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
facture عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
insigne علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
nates هرچیزی شبیه کفل
pilaster هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
rattail هرچیزی شبیه دم موش
steelyard هرچیزی شبیه قپان
utilitarianism بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
w هرچیزی بشکل حرف w
what have you <idiom> هرچیزی که شخص میخواهد و دوست دارد
world is one's oyster <idiom> هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
in the clear <idiom> رها از هرچیزی که موجب حرکت یا دیدمشکل شود
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com