| Total search result: 201 (13 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| Move along, please! [in a crowd] |
لطفا بجلو حرکت کنید! [در جمعیتی] |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| Full tank, please. |
لطفا باک را پر کنید. |
| Please check the ... |
لطفا ... را کنترل کنید. |
| Please check the water. |
لطفا آب را کنترل کنید. |
| Please sign here. |
لطفا اینجا را امضا کنید. |
| Please consider my suggestion. |
لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید |
| Please don't wake me until 9 o'clock! |
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید! |
| Please have my bill ready. |
لطفا صورتحسابم را آماده کنید. |
| Please call the police. |
لطفا پلیس را خبر کنید. |
| Please get it off ! [Please clean it up !] |
لطفا این را پاک کنید ! |
| Please check the oil. |
لطفا روغن را کنترل کنید. |
| Please check the battery. |
لطفا باطری را کنترل کنید. |
| Please heat up my food. |
لطفا" غذایم را داغ کنید |
| Please open this bag. |
لطفا این کیف را باز کنید. |
| Please partake of this meal . |
لطفا" از این غذا صرف کنید |
| Please check the spear tyre, too. |
لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید. |
| Please warm up this milk . warm and sincere greetings . |
لطفا" این شیر را قدری گرم کنید |
| Take this luggage to the taxi, please. |
لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید. |
| Would you change the tyre please? |
آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟ |
| Would you call the head waiter, please? |
لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟ |
| Would you change the lamp please? |
آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟ |
| Would you post this for me, please? |
ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟ |
| Could you repeat what you said, please? |
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟ |
| skulls |
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب |
| skull |
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب |
| Please supply the facts relevant to the case. |
لطفا" حقایق ومطالبی را که با موضوع مناسبت دارد فراهم کنید |
| Take this luggage to the bus, please. |
لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید. |
| slide chasse |
حرکت با یک پا بجلو و فشار |
| rocket propulsion |
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی |
| scull |
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب |
| sculls |
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب |
| sculled |
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب |
| sculled |
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا |
| scull |
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا |
| skulls |
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا |
| skull |
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا |
| sculls |
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا |
| shoot the duck |
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو |
| set forward |
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت |
| move out |
حرکت کنید |
| KEEP LEFT |
از سمت چپ حرکت کنید. |
| single file |
به ستون یک حرکت کنید |
| When will you depart? |
کی شما حرکت می کنید؟ |
| infile |
به ستون دو حرکت کنید |
| KEEP RIGHT |
از سمت راست حرکت کنید. |
| Please allow for at least two weeks' notice [to do something] [for something] [prior to something] . |
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری [کار] اعطاء کنید [تا ما ] [برای چیزی] [قبل از چیزی] . |
| Drive on dimmed headlights ! [Warning to drivers] |
با نور پایین حرکت کنید! [هشدار به رانندگان] |
| liner |
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی |
| liners |
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی |
| repeats |
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو |
| repeat |
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو |
add |
اضافه کنید زیاد کنید |
| adding |
اضافه کنید زیاد کنید |
| adds |
اضافه کنید زیاد کنید |
| prescan |
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید |
| onward |
بجلو |
| head way |
بجلو |
| prefrontal |
بجلو مغز |
| propel |
بجلو راندن |
| propels |
بجلو راندن |
| propelled |
بجلو راندن |
| differential ailerons |
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است |
| Keep moving! |
بجلو برو [بروید] ! |
| ap koobi seogi |
راه رفتن بجلو |
| inclining |
خمیدگی بجلو و پایین |
| antrorse |
خمیده بجلو یا متمایل ببالا |
| ap dellyo chagi |
ضربه پا بجلو در زاویه 54درجه |
| ap joo choom |
ایستادن اسب سواری بجلو |
| go long |
تلاش درپاس طولانی بجلو |
| sidestep traverse |
صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو |
| jack knife |
خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها |
| jump-start |
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو |
| jump-started |
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو |
| french heel |
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو |
| jump-starts |
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو |
| jump-starting |
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو |
| jump start |
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو |
| lunge |
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو |
| lunges |
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو |
| lunging |
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو |
| quarterback sneak |
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ |
| lunged |
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو |
| balestra |
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله |
| front drop |
پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم |
| hitch and go |
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد |
| prithee |
لطفا |
| patronizingly |
لطفا |
| graciously |
لطفا" |
| deigned |
لطفا پذیرفتن |
| deigning |
لطفا پذیرفتن |
| vouchsafing |
لطفا حاضرشدن |
| vouchsafe |
لطفا حاضرشدن |
| With milk, please. |
لطفا با شیر. |
| deign |
لطفا پذیرفتن |
| Tickets, please. |
لطفا بلیت. |
| deigns |
لطفا پذیرفتن |
| Please stand up ! |
لطفا" بایستید ! |
| vouchsafed |
لطفا حاضرشدن |
| vouchsafes |
لطفا حاضرشدن |
| Your passport, please. |
لطفا گذرنامتان. |
| waved |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
| waves |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
| waving |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
| wave |
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه |
| feints |
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف |
| feinting |
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف |
| feint |
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف |
| feinted |
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف |
| mouse |
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید |
| mouses |
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید |
| route order |
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه |
| Please fetch the book. |
لطفا"بروکتاب رابیاور |
| Please let me know. |
لطفا"به من اطلاع دهید |
| Please make yourself comfortable. |
لطفا" راحت باشید |
| please |
سرگرم کردن لطفا |
| PLease let me know(notiffy me). |
لطفا" به من خبر بدهید |
| Please come down(downstairs). |
لطفا"بفرمایید پایین |
| Stand back, please ! |
لطفا"عقب با یستید |
| I'd like breakfast, please. |
لطفا صبحانه میخواهم. |
| pleases |
سرگرم کردن لطفا |
| I'd like a dessert, please. |
لطفا دسر میخواهم. |
| No milk, please. |
لطفا بدون شیر. |
| Some sugar, please. |
لطفا مقداری شکر. |
| Something light, please. |
لطفا یک چیز سبک. |
| The bill, please. |
لطفا صورت حساب. |
| kindly |
لطفا از روی مرحمت |
| trackball |
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند |
| fish tailing |
حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت] |
| stroked |
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا |
| cruise |
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی |
| tape |
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی |
| stroking |
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا |
| stroke |
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا |
| taped |
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی |
| move off the ball |
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ |
| tapes |
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی |
| cruising |
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی |
| cruises |
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی |
| strokes |
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا |
| cruised |
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی |
| Please write down your new address . |
لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید |
| Please keep me posted(informed). |
لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید ) |
| Please answer the telephone. |
لطفا" جواب تلفن را بدهید |
| I want one of these please. |
لطفا من یکی از اینها را میخواهم. |
| Please turn left now. |
لطفا حالا شما به چپ بپیچید. |
| Please do not touch! |
لطفا دست نزن [نزنید] ! |
| Please pass round the fruit . |
لطفا" میوه را دور بگردانید |
| A ticket to Bath, please. |
لطفا یک بلیت به شهر باته. |
| Please show me the way out I'll show you ! |
لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید |
| Please let me in on your affairs . |
لطفا" مرا در کارهایتان واردکنید |
| condescendingly |
ازروی فروتنی یامهربانی لطفا |
| Stop here, please. |
لطفا همینجا نگه دارید. |
| Please get me a taxi. |
لطفا یک تاکسی برایم بگیرید. |
| Please give me this one . |
این یکی را لطفا" بدهید |
| I'd like a cup of coffee, please. |
لطفا یک فنجان قهوه میخواهم. |
| Please reply as a matter of urgency. |
لطفا فوری پاسخ دهید. |
| A pot of tea for 4, please. |
لطفا یک قوری چایی 4 نفره. |
| Hold the line, please! |
لطفا گوشی را نگه دارید! |
| cradle |
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت |
| cradles |
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت |
| cradled |
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت |
| goofy foot |
موج سواری که بجای پای چپ پای راست را روی تخته بجلو می گذارد |
| May I have my bill, please? |
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟ |
| Please listen carfully for the telephone tI'll I come back . |
لطفا" گوش ات به تلفن با شد تامن برگردم |
| Please help yourself ( with the food ) . |
لطفا" برای خودتان غذا بکشید |
| Would you wait for me, please? |
ممکن است لطفا منتظرم باشید؟ |
| Two coffees please . |
لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید ) |
| A cup of tea with lemon, please. |
لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش. |
| WI'll you give the car a wash (wash – down) please. |
ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید |
| Can you give me the key, please? |
لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟ |
| Save this for me, please! |
لطفا این را برای من نگه دار! |
| I'd like a haircut, please. |
لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم. |
| telemark |
پیچ اسکی بجلو وجلو بردن ان از اسکی دیگر |
| transfer |
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت |
| counter clockwise |
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت |
| transfers |
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت |
| transferring |
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت |
| compound motion |
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی |
| mazurka |
پرش از عقب یک اسکیت با نیم چرخش و برگشت بجلو همان اسکیت و سر خوردن روی پای دیگر |
| Could we have a plate please? |
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟ |
| If there is a reason for complaint, please contact ... |
اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید. |
| please reply |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
| Please face me when I'm talking to you. |
لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن. |
| Could you drive more slowly, please? |
ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟ |
| Please put these clocolates aside for me . |
لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید |
| Can you send a mechanic, please? |
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟ |
| repondez s'il vous plait [RSVP] |
لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای] |
| Could we have a fork please? |
ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟ |
| Can you send a breakdown lorry, please? |
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟ |
| May I have the drink list, please? |
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟ |
| Could we have a napkin please? |
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟ |
| I'll have a beer with a rum chaser. |
لطفا یک آبجو و بعد یک عرق رم که گلویم را صاف کند. |
| Please accept this gift as a mark of my friendship. |
لطفا"این هدیه رابعلامت ونشانه دوستی من بپذیرید |
| I'm not very hungry, so please don't cook on my account. |
من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن. |
| May I have the menu, please? |
ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟ |
| Could we have some matches please? |
ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟ |
aberration |
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد |
| drags |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| drag |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| dragged |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| mouse |
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن |