Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
slip
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slipped
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slips
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
Other Matches
turn in point
نقطه چرخش هواپیما ازمسیر تقرب در مسیر تک
trajectory shift
انحراف مسیر سهمی گلوله ازمسیر استانداد بالیستیکی
guide way
مسیر لغزش
plane of asymmetry
سطح مسیر لغزش انحرافی
power slide
لغزش به کنار در پیچ مسیر
asymmetrical sweep
باد انحرافی لغزش هواپیما از مسیر
turn and slip
زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
automatic trim
روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
tactical diversions
تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
vector
خط پرتاب بمب یاگلوله
vectors
خط پرتاب بمب یاگلوله
range disk
صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
clew
بشکل کلاف یاگلوله نخ درامدن
fall off
انحراف ازمسیر
yaw
ازمسیر خود منحرف شدن
yawed
ازمسیر خود منحرف شدن
wind correction
تصحیح مربوط به باد تصحیح گلوله از نظر باد
correction index
جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
bolting
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
errors
خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
bolts
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolt
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
error
خطای تیراندازی انحراف گلوله ازمسیر
superelevation
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
fasts
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fastest
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
groove
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
grooves
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
swinging the compass
تصحیح انحراف قطب نما تصحیح خطای قطب نما
pit
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits
منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
corrector
وسیله تصحیح کننده ماسوره وسیله تصحیح ماسوره
midcourse guidance
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
transit route
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summit
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
deviation
انحراف مغناطیسی یا انحراف محور قطب نما انحراف ازمسیر
deviations
انحراف مغناطیسی یا انحراف محور قطب نما انحراف ازمسیر
slipping
لغزش
slithers
لغزش
slips
لغزش
slippage
لغزش
line of sliding
خط لغزش
anti skid
ضد لغزش
sure-footed
بی لغزش
lap sus
لغزش
fauxpas
لغزش
faux pas
لغزش
trips
لغزش
tripped
لغزش
trip
لغزش
slide
لغزش
lapsing
لغزش
lapses
لغزش
lapsus
لغزش
lapse
لغزش
sure footed
بی لغزش
slides
لغزش
error
لغزش
errors
لغزش
gaffe
لغزش
gaffes
لغزش
peccadillo
لغزش
peccadilloes
لغزش
peccadillos
لغزش
offense,etc
لغزش
yori ashi
لغزش پا
peccabillo
لغزش
offenses
لغزش
offence
لغزش
petty offence
لغزش
fingerfehler
لغزش
slip
لغزش
slithering
لغزش
sliding
لغزش
slither
لغزش
slipped
لغزش
slithered
لغزش
surefooted
بی لغزش
paralogism
لغزش منطقی
lapsus calami
لغزش قلمی
infallible
لغزش ناپذیر
balk
مایهء لغزش
lapsus linguae
لغزش زبانی
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
stumbling blocks
موجب لغزش
Freudian slips
لغزش فرویدی
Freudian slip
لغزش فرویدی
stumbling blocks
سنگ لغزش
stumbling block
موجب لغزش
stumbling block
سنگ لغزش
earth fall
لغزش خاک
fabllibility
لغزش پذیری
back slide
لغزش به عقب
land alide
لغزش زمین
balked
مایهء لغزش
balking
مایهء لغزش
balks
مایهء لغزش
anti skid protection
حفافت از لغزش
slip band
نوار لغزش
slip of the tongue
لغزش زبان
slip plane
سطح لغزش
anti skid system
سیستم ضد لغزش
to oversee oneself
لغزش خوردن
anti slip plate
ورقه ضد لغزش
to make a slip
لغزش خوردن
metachronism
لغزش تاریخی
mistook
لغزش خوردن
baulked
مایهء لغزش
baulking
مایهء لغزش
baulks
مایهء لغزش
lapsus linguac
لغزش زبان
lapsus linguac
لغزش درسخن
unerring
غیرقابل لغزش
asymmetrical sweep
لغزش انحرافی
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
lapsus memoriae
لغزش حافظه
infallibly
لغزش ناپذیری
trips
سفر لغزش
trip
سفر لغزش
free from slip
خالی از لغزش
inerrability
لغزش ناپذیری
inerrable
لغزش ناپذیری
tripped
سفر لغزش
court of petty offences
دادگاه لغزش
free from slip
بدون لغزش
glide plane
سطح لغزش
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
fire lane
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
angle of sideslip
زاویه لغزش جانبی
falters
تزلزل یا لغزش پیداکردن
faltered
تزلزل یا لغزش پیداکردن
falter
تزلزل یا لغزش پیداکردن
bobble
اشتباه کاری لغزش
slip regulator
تنظیم کننده لغزش
drunkennes
خطای جابجایی یا لغزش
schuss
لغزش بطورمستقیم وسریع
slip proof
مقام در برابر لغزش
police magistrate
رئیس دادگاه لغزش
inerrably
بطور لغزش ناپذیر
bobbles
اشتباه کاری لغزش
floundered
نوعی ماهی پهن لغزش
flounder
نوعی ماهی پهن لغزش
floundering
نوعی ماهی پهن لغزش
anti skid chain
زنجیر محافظ در برابر لغزش
flounders
نوعی ماهی پهن لغزش
surging
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
slippage
میزان لغزش یا کم وزیادی چیزی از حد عادی ان
compensations
تصحیح
compensation
تصحیح
editing
تصحیح
correction
تصحیح
It was corrected.
تصحیح شد.
rectification
تصحیح
amendment
تصحیح
amendments
تصحیح
Bose Chandhuri Hocquenghem code
کد تصحیح
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
to p upon any one's blunder
لغزش کسیراباشتیاق پیداکردن وبدان حمله نمودن
correcting
تصحیح کردن
correction coefficient
ضریب تصحیح
correction factor
ضریب تصحیح
compensating magnet
مغناطیس تصحیح
corrects
تصحیح کردن
compensation of compass
تصحیح قطبنما
magnetic compensatory
مغناطیس تصحیح
corrected
تصحیح شده
frequency correction
تصحیح فرکانس
program correctness
تصحیح برنامه
patch
تصحیح در یک برنامه
patches
تصحیح در یک برنامه
attenuation compensation
تصحیح اعوجاج
gamma correction
تصحیح گاما
emendate
تصحیح کردن
refine
تصحیح کردن
refines
تصحیح کردن
reformed
تصحیح شده
up-to-date
تصحیح شده
up to date
تصحیح شده
redresses
تصحیح التیام
skew correction
تصحیح گوشهای
redress
تصحیح التیام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com