English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
stockless anchor لنگر بدون میله
Other Matches
capstan میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
stock میله لنگر
stocked میله لنگر
admiralty pattern anchor لنگر میله دار
pawl میله گردان محور چرخ لنگر
stocked ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
stock ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
recoilless بدون لنگر
full pitch پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full toss پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
aweigh تازه لنگر برداشته دارای لنگر اویزان
anchor watch گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
anchor in sight لنگر بالاست لنگر را دیدم
tenpin میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
double wood ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
feints حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting حرکت از میله بالا به میله پایین
feint حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted حرکت از میله بالا به میله پایین
shaft میله ستون میله چاه
shafts میله ستون میله چاه
broaching ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
brake weight لنگر
anchor لنگر
stockless anchor لنگر
anchor : لنگر
moment لنگر
makefast لنگر
moments لنگر
weight لنگر
anchors : لنگر
anchors لنگر
swinge لنگر
anchoring لنگر
prickly a لنگر
anchoring : لنگر
anchor detail بیگاری لنگر
patent anchor نوعی لنگر
patent anchor لنگر بی بازو
weigh anchor لنگر کشیدن
anchor at short stay لنگر بلند
anchor detail تیم لنگر
cable party گروه لنگر
chain cable زنجیر لنگر
anchor ball گوی لنگر
anchor cable طناب لنگر
anchor cable کابل لنگر
cable officer افسر لنگر
sash cords طناب لنگر
sash cord طناب لنگر
captain of the forecastle سر گروه لنگر
anchor bolt پیچ لنگر
anchor buoy بویه لنگر
c.q.r. anchor لنگر خمیده
shank بازوی لنگر
statical moment لنگر سطحی
statical moment لنگر ایستایی
riding anchor لنگر نگهدارنده
restraining moment لنگر گیرداری
bending moment لنگر خمشی
moor لنگر انداختن
stream anchor لنگر ضد جریان اب
swivel piece مدور لنگر
aweigh لنگر بالاست
additional moment لنگر مکمل
riding anchor لنگر اولی
shank ساق لنگر
sea anchor لنگر دریا
sea anchor لنگر کشتی
moored لنگر انداختن
moors لنگر انداختن
windlasses وینچ لنگر
windlasses دوار لنگر
anchor shackle بخوی لنگر
anchor line cable کابل لنگر
riding lights چراغ لنگر
bower anchor لنگر سینه
anchor light چراغ لنگر
anchor in sight لنگر رویت شد
turning moment لنگر واژگونی
anchor strop بند لنگر
anchor watch نگهبان لنگر
boat anchor لنگر قایق
windlass وینچ لنگر
windlass دوار لنگر
bill board تخته لنگر
flywheel چرخ لنگر
flywheels چرخ لنگر
anchor work کار با لنگر
anchor dues هزینههای لنگر
hawse pipe چشمی لنگر
fisherman's anchor لنگر قایق
failure moment لنگر گسیختگی
drogue لنگر چتری
anchors لنگر بلوک
anchors : لنگر انداختن
anchors لنگر کشتی .
anchoring لنگر بلوک
anchoring لنگر انداختن
anchoring : لنگر انداختن
sea anchor لنگر چتری
anchor لنگر بلوک
anchor لنگر انداختن
anchor : لنگر انداختن
fisherman's bend گره لنگر
underfoot لنگر زیر پا
fixed end moment لنگر گیرداری
wharves لنگر انداختن
hawse pipe چشمه لنگر
wharfs لنگر انداختن
foul anchor لنگر گیرکرده
grappling لنگر گاه
wharf لنگر انداختن
fly wheel چرخ لنگر
flexural moment لنگر خمشی
ice anchor لنگر یخی
anchoring لنگر کشتی .
jews harp حلقه لنگر
anchorages لنگر انداختن
anchorage لنگر انداختن
kedge anchor لنگر پاشنه
killick لنگر سبک
anchor لنگر کشتی .
mooring buoy بویه لنگر
moment equation معادله لنگر
moment of inertia لنگر جبر
moment of resistence لنگر مقاوم
resisting moment لنگر مقاوم
anchors لنگر انداختن
flukes قلاب لنگر
flukes ناخن لنگر
torque لنگر پیچشی
cat اویختن لنگر
overturning moment لنگر واژگونی
grappling irons لنگر چهارشاخه
anchored لنگر انداخته
maximum moment حداکثر لنگر
maximum moment لنگر بیشینه
tier زنجیر لنگر
tiers زنجیر لنگر
cats اویختن لنگر
grappling iron لنگر قایق
fluke قلاب لنگر
grappling iron لنگر چهارشاخه
fluke ناخن لنگر
grappling irons لنگر قایق
fly wheel starter راه اندازچرخ لنگر
sheet anchors لنگر اصلی ناو
foul anchor لنگر تاب خورده
catting pendant بند اویز لنگر
open hawse زاویه میان دو لنگر
chain hook دیلم زنجیر لنگر
roadstead لنگر گاه طبیعی
foul house چشمی گرفته لنگر
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
mushroom anchor لنگر قارچی شکل
have her cable لنگر جواب دادن
sheet anchor لنگر اصلی ناو
holding ground محوطه نگهدارنده لنگر
fly wheel چرخ لنگر فلایول
ground tackle زنجیر لنگر و متعلقات ان
principal moment of inertia لنگر اصلی ماند
moment at fixed ends لنگر سر گیردار تیر
principal moment of inertia لنگر اصلی لختی
moment distribution method روش توزیع لنگر
break ground لنگر از زمین کنده شد
mushroom anchor لنگر قارچ مانند
negative bending moment لنگر خمشی منفی
warp جا به جا کردن ناو یا لنگر
warped جا به جا کردن ناو یا لنگر
warps جا به جا کردن ناو یا لنگر
capstan wheel چرخ لنگر فلایویل
kedge anchor لنگر کمکی ناو
belay به لنگر بستن قایق
luff لنگر پیدا کردن
wharf لنگرگاه لنگر انداختن
anchor clear لنگر ازاد است
tie up <idiom> لنگر انداختن (کشتی)
put in <idiom> دربندر لنگر انداختن
sight the anchor مشاهده کردن لنگر
dredging کشیدن لنگر به کف دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com