English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
accessory objects لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
Other Matches
compound weave بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
spangle پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
spangles پولک وسنگهای بدلی زینت لباس
accessory لوازم یدکی لوازم اضافی
grace زینت بخشیدن
gracing زینت بخشیدن
graces زینت بخشیدن
graced زینت بخشیدن
motorcar accessories لوازم اضافی اتومبیل
grafted پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
graft پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
pearl مروارید [طرح این سنگ قیمتی در فرش های چینی بکار رفته و یک نوع آن بنام مروارید شعله ور معروف می باشد.]
mixd weave بافت ترکیبی [هرگاه در بافت یک فرش از چند روش بافت استفاده شود.]
nacre صدف مروارید مروارید
plain weave بافت ساده زیر و رو [معمولا قسمت گلیم بافت فرش را به این صورت می بافند.]
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
dropper قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
surcharge هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharges هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
vitalize زندگی بخشیدن حیات بخشیدن
over break خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharge نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharges نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
greige carpet فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
expanded memory system کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty وفیفه اضافی ماموریت اضافی
Sarouk ساروق [حوزه بافت ساروق در استان مرکزی با شهرت جهانی در بافت فرش های پر تراکم با زمینه قرمز و حاشیه آبی، پرز بلند و طرح افشان بته ای و گل خشتی است.]
Sarab سراب [حوزه بافت سراب در آذربایجان است که بیشتر به بافت کناره مشهور استرنگ زمینه عموما شتری و گره آن ترکی است.]
daisies گل مروارید
daisy گل مروارید
snow berry گل مروارید
gowan گل مروارید
nugget مروارید
pearl diver مروارید
pearl مروارید
cataract اب مروارید
margarite مروارید
gut opaca اب مروارید
pearl powder or white اب مروارید
margarite گل مروارید
nuggets مروارید
pearl اب مروارید
cataracts اب مروارید
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
paillette پولک
shale پولک
pailett پولک
pailette پولک
aglet پولک
flaked پولک
squamation پولک
sequin پولک
squamous پولک پولک
flake پولک
flaking پولک
flakes پولک ها
washers پولک
tinsel پولک
washer پولک
sequins پولک
imbricate پولک پولک
squamate پولک پولک
dag پولک
squama پولک
pearliness مروارید نمایی
perlitic وابسته به مروارید
mother of pearl صدف مروارید
mother-of-pearl صدف مروارید
pearly مروارید وار
cultured pearls مروارید مصنوعی
cultured pearls مروارید پرورشی
pearler مروارید گیر
cultured pearl مروارید مصنوعی
pearl fishery صید مروارید
cultured pearl مروارید پرورشی
pearl oyster صدف مروارید
pearl fisher صیاد مروارید
globe daisy یکجورگل مروارید
pearlized مروارید نما
velvet powdered with pearls مخمل مروارید نشان
bdellium مقل ارزق مروارید
venetian pearl مروارید ساختگی توپر
impearl بشکل مروارید در اوردن
tegular پولک دار
safety plug پولک اطمینان
lepidopteron پولک بال
grommet پولک لاستیکی
flitter پولک فلزی
bespangle پولک زدن
washers پولک فنری
washer پولک فنری
leprose پولک دار
scaly پولک دار
scaled پولک دار
metal ornament پولک فلزی
pearly teeth دندان هایی چون مروارید
moonstone یکجور سنگ مروارید نما
beadings آراستن لباس با دانههای مروارید
beading آراستن لباس با دانههای مروارید
scale armor زره پولک دار
mascle پولک پولادین زره
clinquant دارای پولک زری
adornments زینت
ornament زینت
zenith زینت
adornment زینت
grnish زینت
perlite نوعی شیشه اتشفشانی سنگ مروارید
lepidosis بیماری پوست پولک دار
bezant پولک گردی که معمولا از طلااست
bedeck زینت دادن
decoration زینت کاری
decorations زینت کاری
bedecked زینت دادن
bedecks زینت دادن
adorning زینت کننده
adorns زینت دادن
adorn زینت دادن
decorated زینت کرده
decorate زینت کردن
decorates زینت کردن
decorating زینت کردن
decorous زینت دار
decker زینت دهنده
grnisher زینت کننده
trims زینت دادن
trimmest زینت دادن
ornamented زینت شده
trim زینت دادن
bedecking زینت دادن
passementerie زینت الات
scaliness پوشیدگی از پولک یا فلس جرم گرفتگی
tinsel زرق وبرق دار پولک زدن
imbrication روی هم چیدگی مانند پولک ماهی
imbrication روی هم چینی کانند پولک ماهی
starred باستاره زینت کردن
flourish زینت کاری کردن
tessellate باموزاییک زینت دادن
flourished زینت کاری کردن
star باستاره زینت کردن
stars باستاره زینت کردن
flourishes زینت کاری کردن
decks : اراستن زینت کردن
deck : اراستن زینت کردن
decked : اراستن زینت کردن
medallion با مدال بزرگ زینت دادن
head work زینت مخصوص سنگ سرطاق
ornamentallyr از لحاظ تزئین میناب زینت
medallions با مدال بزرگ زینت دادن
ornamentally از لحاظ تزئین منباب زینت
seed pearl مروارید کوچک وبی قاعده رنگ کمرنگ مایل بخاکستری
pailette زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
overset زینت دادن زیاد بار کردن
give someone an inch and they will take a mile <idiom> اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
goldstone جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
pailett زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
embriodery [آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
fittings لوازم
tackled لوازم
furnishings لوازم
fitting لوازم
tackles لوازم
apparatus لوازم
tackling لوازم
needments لوازم
equipments لوازم
estovers لوازم
serviced لوازم
fixings لوازم
dixings لوازم
fitment لوازم
equipment لوازم
fitments لوازم
accessories لوازم
tackle لوازم
service لوازم
fixing لوازم
godroon اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
Home appliances لوازم خانگی
gear اسباب لوازم
geared اسباب لوازم
maintenance materials لوازم تعمیرات
gears اسباب لوازم
outfits لوازم فنی
outfit لوازم فنی
camping equipment لوازم مخصوصاردو
rigged لوازم لباس
rig لوازم لباس
tool tether لوازم مورداحتیاج
throwing apparatus لوازم پرتاب
plumbing tools لوازم لولهکشیخانه
fire-irons لوازم بخاری
fittings لوازم قایق
fittings لوازم ثابت
photographic accessories لوازم عکاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com