Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (12 milliseconds)
English
Persian
impediment in speech
لکنت زبان گره
Search result with all words
fumble
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbled
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
hyphen
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
hyphens
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
stammering
لکنت زبان
stuttering
لکنت زبان
falter
لکنت زبان پیداکردن
faltered
لکنت زبان پیداکردن
falters
لکنت زبان پیداکردن
tongue tie
لکنت زبان داشتن
tongue tie
لکنت زبان
Other Matches
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
stammer
لکنت
stammeringly
با لکنت
stammers
لکنت
mant
لکنت
stutter
لکنت
stuttered
لکنت
falteringly
با لکنت
stutters
لکنت
stammered
لکنت
fribble
لکنت داشتن
mant
با لکنت گفتن
mant
لکنت داشتن
stuttered
لکنت داشتن
stutter
لکنت داشتن
stutters
لکنت داشتن
stammers
لکنت پیدا کردن
stammer
لکنت پیدا کردن
stammered
لکنت پیدا کردن
stumbling
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumbles
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumble
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
stumbled
تلوتلوخوردن لکنت داشتن اتفاقابرخوردن به
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
Arabic
زبان تازی زبان عربی
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib
چرب زبان زبان دار
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
apt language
زبان ای پی تی
abusers
بد زبان
apl language
زبان ای پی ال
rpg language
زبان ار پی جی
hound's tongue
سگ زبان
language
زبان
languages
زبان ها
tongueless
بی زبان
grss language
زبان جی پی اس اس
two tongued
زبان
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
tongues
زبان
tongue
[language]
زبان
glossa
زبان
abuser
بد زبان
language
زبان
tongue
زبان
c++
زبان ++C
as one man
با یک زبان
language lab
زبان
languages
زبان
native language
زبان طبیعی
native language
زبان اختصاصی
philology
زبان شناسی
philology
علم زبان
linguistics
علم زبان
lolling
زبان بیرون
lolled
زبان بیرون
logopathy
زبان پریشی
rap
زخم زبان
dumbest
زبان بسته
loll
زبان بیرون
lithuanian
زبان لیتوانی
linguistics
زبان شناسی
object language
زبان مقصود
native language
زبان بومی
language translator
مترجم زبان
tartars
زبان تاتاری
tartar
زبان تاتاری
Dutch
زبان هلندی
lao
زبان تایی
British
زبان انگلیسی
object language
زبان مقصد
lapponian
زبان لایلاندی
lapsus linguac
لغزش زبان
Celtic
زبان سلتی
lark heel
زبان در قفا
mute language
زبان بیزبانی
lingual papillae
پرزهای زبان
linguiform
به شکل زبان
Welsh
زبان ولز
lisp language
زبان لیسپ
lolls
زبان بیرون
Urdu
زبان اردو
neophasia
زبان من دراوردی
body language
زبان بدن
monoglot
یک زبان دان
dumber
زبان بسته
nemine contradicen te
بایک زبان
mant
زبان گرفتگی
mnemonic language
زبان یادمان
mechanical language
زبان ماشینی
Latin
زبان لاتین
natural language
زبان طبیعی
metalanguage
فوق زبان
tongue-tied
زبان بسته
lick
زبان زدن
licked
زبان زدن
raps
زخم زبان
musical language
زبان موسیقی
mother tongues
زبان مادری
mute language
زبان حال
neophasia
زبان اسکیزوفرنیایی
mother tongue
زبان مادری
machine language
زبان ماشین
licks
زبان زدن
mountebankery
زبان بازی
Hebrew
زبان عبری
maternal language
زبان مادری
language processor
پردازشگر زبان
gestural postural language
زبان اطواری
fabricated language
زبان ساختگی
baluchi
زبان بلوچی
basic language
زبان بیسیک
estonian
زبان استونی
bengali
زبان بنگاله
erse
زبان گالی
equivocator
زبان باز
enquiry language
زبان پرس و جو
brickbat
زخم زبان
english speaking
انگلیسی زبان
dysphasia
زبان پریشی
avestan
زبان اوستایی
flemish
زبان فلاندرز
aryan
زبان اریایی
gaulish
زبان گال
assembly language
زبان همگذاری
assembly language
زبان اسمبلی
fortran iv
زبان فرترن 2
fortran
زبان فرترن
assyrian
زبان اشوری
design language
زبان طراحی
formmal language
زبان صوری
formal language
زبان صوری
dumb language
زبان بی زبانی
dumb language
زبان حال
compiler language
زبان همگردانی
dancing language
زبان رقص
computer language
زبان کامپیوتری
computer language
زبان کامپیوتر
computer oriented language
زبان کامپیوترگرا
dactylology
زبان انگشتی
control language
زبان کنترل
conversational language
زبان محاورهای
czech
زبان چکوسلواکی
cryptologic
زبان رمز
compile language
زبان کامپایل
common language
زبان مشترک
common language
زبان عمومی
charlatanism
زبان بازی
charlatanry
زبان بازی
cobol
زبان کوبول
decompilation
به زبان اصلی
declarative language
زبان تشریحی
declarative language
زبان اعلانی
comit language
زبان کامیت
command language
زبان فرماندهی
command language
زبان فرمان
command language
زبان دستوری
commerical language
زبان تجاری
cypriot
زبان قبرس
sign languages
زبان علامات
sign languages
زبان اشاره
irish gaelic
زبان سلتی
intelligent language
زبان هوشمند
accadian
زبان اکد
icelandic
زبان ایسلندی
human language
زبان بشری
acrimoniousness
زخم زبان
glossitis
ورم زبان
high dutch
زبان المانی
hibernian
ایرلندی زبان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com