Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
contract escalation clause
ماده تعدیل قرارداد
Other Matches
escalation
مادهای در قرارداد که براساس ان قیمتهای قرارداد تعدیل میگردد
contract price adjustment
تعدیل قیمت قرارداد
escalation
ماده یا عبارت تعدیل
negotiated contract
قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
parol contract
قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
rapallo treaty
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
contra preferentum rule
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
phantom order
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
cost contract
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
qualification
تعدیل
modification
تعدیل
equalised
تعدیل
equalises
تعدیل
equalising
تعدیل
equalize
تعدیل
equalized
تعدیل
equalizes
تعدیل
equalizing
تعدیل
modulation
تعدیل
regulation
تعدیل
adjustment
تعدیل
equation of payments
تعدیل
editing
تعدیل
adjustments
تعدیل
damping
تعدیل
levelling
تعدیل
dampens
تعدیل کردن
dampening
تعدیل کردن
dampen
تعدیل کردن
adapt
تعدیل کردن
dampened
تعدیل کردن
readjusted
دوباره تعدیل
modifying
تعدیل کردن
modify
جرح و تعدیل
adjusts
تعدیل کردن
lump sum redistribution
تعدیل یکجا
adjusting
تعدیل کردن
adjust
تعدیل کردن
sight reduction
تعدیل رصد
modulator
تعدیل کننده
partial adjustment
تعدیل جزئی
regulable
قابل تعدیل
modifier
تعدیل کننده
escalator
تعدیل کننده
escalators
تعدیل کننده
demand accommodation
تعدیل درخواستها
modify
تعدیل کردن
modifies
جرح و تعدیل
modifies
تعدیل کردن
stock adjustment
تعدیل موجودی
coordinator
تعدیل کننده
corrector magnet
اهنربای تعدیل کن
modifiers
تعدیل کننده
readjusts
دوباره تعدیل
readjusting
دوباره تعدیل
readjust
دوباره تعدیل
price adjustment
تعدیل قیمت
realign
تعدیل کردن
modifying
جرح و تعدیل
modulating
تعدیل کردن
regulated
تعدیل کردن
regulator
تعدیل کننده
regulating
تعدیل کردن
regulators
الت تعدیل
regulators
تعدیل کننده
regulate
تعدیل کردن
measure
تعدیل کردن
modulate
تعدیل کردن
modulates
تعدیل کردن
method of adjustment
روش تعدیل
regulator
الت تعدیل
adjustment method
روش تعدیل
moderators
تعدیل کننده
regulates
تعدیل کردن
adjustable
تعدیل پذیر
modified
تعدیل شده
collimate
تعدیل کردن
realigned
تعدیل کردن
realigning
تعدیل کردن
moderator
تعدیل کننده
realigns
تعدیل کردن
address adjustment
تعدیل نشانی
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
adapter
جرح و تعدیل کننده
adaptor
جرح و تعدیل کننده
damper
عایق تعدیل کننده
adaptable
قابل جرح و تعدیل
adjustable dimension
بعد تعدیل پذیر
adapters
جرح و تعدیل کننده
baf
ضریب تعدیل سوخت
coordinate
تعدیل کردن هم پایه
adaptors
جرح و تعدیل کننده
reduction to the meridian
تعدیل به نصف النهار
adapted
جرح و تعدیل شده
bunker adjustment factor
ضریب تعدیل سوخت
modificatory
متضمن تعدیل یااصلاح
moderator variable
متغیر تعدیل کننده
modification factor
ضریب تعدیل کننده
maladjustment
تعدیل وتنظیم غلط
sumptuary
وابسته به تعدیل هزینه
strongback
الوار تعدیل ناو
maladjustments
تعدیل وتنظیم غلط
reduced form
فرم تعدیل شده
index linked insurance
بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
emergency complement
تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
trammel
الت ترسیم بیضی تعدیل
adjustments
الت تعدیل اسباب تنظیم
adjustment
آلت تعدیل اسباب تنظیم
cac
هزینه تعدیل نرخ ارز
caf
ضریب تعدیل نرخ پول
trammel
تعدیل کردن بدام افتادن
compensating winding
سیم پیچ تعدیل کننده
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
registering
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
register
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
frequency medulation
تعدیل تناوب یا بسامد موج حامل
g.d.p deflator
تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
registers
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
thermostat
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
degaussing
تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
emergency complement
جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency establishment
تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
convention
قرارداد
acted
قرارداد
act
قرارداد
pacts
قرارداد
treaty
قرارداد
deeds
قرارداد
treaties
قرارداد
protocols
قرارداد
defoult
قرارداد
protocol
قرارداد
agreement
قرارداد
agreements
قرارداد
deed of covenant
قرارداد
convenant
قرارداد
pact
قرارداد
conventions
قرارداد
mise
قرارداد
defaulting
قرارداد
defaulted
قرارداد
default
قرارداد
contract
:قرارداد
deed
قرارداد
contract
قرارداد
defaults
قرارداد
streamliner
قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
conditions of contract
شرایط قرارداد
contract of sales
قرارداد فروش
conventions
قرارداد عهدنامه
futures contract
قرارداد اینده
futures contract
قرارداد سلف
validity of a contract
اعتبار قرارداد
completion of contract
امضای قرارداد
validity of contract
صحت قرارداد
compositions
قرارداد ارفاقی
completion of a contract
انجام یک قرارداد
composition contract
قرارداد ارفاقی
acceptances
قبول قرارداد
composition
قرارداد ارفاقی
acceptance
قبول قرارداد
escape convention
قرارداد گریز
convention
قرارداد عهدنامه
deed of partnership
قرارداد مشارکت
subcontracts
قرارداد فرعی
contract of farmletting
قرارداد مزارعه
contract of sale
قرارداد فروش
stipulation of a contract
مفاد قرارداد
contracting party
طرف قرارداد
contracting parties
طرفین قرارداد
contract specification
مشخصات قرارداد
contract period
دوره قرارداد
contract period
مدت قرارداد
unilateral agreement
قرارداد یک جانبه
the life of a contract
مدت یک قرارداد
contract guarantee
ضمانت قرارداد
subcontracting
قرارداد فرعی
tort
خارج از قرارداد
contract curve
منحنی قرارداد
insurance policies
قرارداد بیمه
insurance policy
قرارداد بیمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com