English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English Persian
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
Other Matches
products ول مواد لازم برای تولید یک محصول
product ول مواد لازم برای تولید یک محصول
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
mask یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
masks یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
ApacheÔ HTTPD معروفترین محصول نرم افزاری وب سرور که مانند یک بزرگراه آماده است و به شما برای نصب وب سرور امکان میدهد
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
grades درجه بندی کردن
graduating درجه بندی کردن
rates درجه بندی کردن
graduates درجه بندی کردن
rate درجه بندی کردن
graduate درجه بندی کردن
grade درجه بندی کردن
echelonment درجه بندی کردن
grades نوع درجه بندی کردن
grade نوع درجه بندی کردن
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
rank درجه دادن دسته بندی کردن
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
clocks ماشینی که زمان را نشان میدهد
clock ماشینی که زمان را نشان میدهد
high grade product محصول درجه یک
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
represented عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
represents عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
soil conservation مهیا کردن خاک برای محصول بخصوصی
represent عمل کردن به عنوان فروشنده برای یک محصول
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
segregation جدا کردن درجه بندی کردن
gaduate درجه بندی کردن تغلیظ کردن
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
disperse [درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
tightening material مواد اب بندی کننده
electronic سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
food rationing جیره بندی مواد غذائی
privacy act of قانونی که در کنگره آمریکا برای منظم کردن ذخیره داده در پایگاه های داده آژانس فدرالی به تصویب رسید
sympathetic detonation انفجاری که دراثر انفجار مواد منفجره دیگررخ میدهد
bacteriolysis مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
graduation درجه بندی
rating درجه بندی
ratings درجه بندی
calibrated درجه بندی
scaling درجه بندی
calibrating درجه بندی
gradations درجه بندی
gradation درجه بندی
calibrates درجه بندی
scale درجه بندی
calibrate درجه بندی
calibration درجه بندی
grade درجه بندی
grades درجه بندی
grading درجه بندی
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
wringer ماشینی که برای چلاندن چیزی بکارمی رود
rating schedule مقیاس درجه بندی
ratee درجه بندی شونده
grade درجه بندی رتبه
rating scale مقیاس درجه بندی
peer rating درجه بندی همسالان
calibration curve منحنی درجه بندی
intergradation درجه بندی داخلی
credit rating درجه بندی اعتبار
linear scale درجه بندی خطی
calibration constant ثابت درجه بندی
scscalable قابل درجه بندی
calibration error خطای درجه بندی
performance rating درجه بندی عملکرد
grades درجه بندی رتبه
merit rating درجه بندی شایستگی
graduation line خط درجه بندی شده
rater درجه بندی کننده
logarithmic scale درجه بندی لگاریتمی
form utility کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
catchall بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
reperforator ماشینی که نوارکاغذی را سوراخ میکند برای دریافت سیگنال
graphic rating scale مقیاس درجه بندی نگارهای
unscourced wool پشم درجه بندی نشده
suppliers rating درجه بندی نمودن فروشنده ها
dan gup jeado سیستم درجه بندی تکواندو
maximum scale value مقدار درجه بندی حداکثر
tricking درجه بندی عدسی دوربین
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
tricked درجه بندی عدسی دوربین
trick درجه بندی عدسی دوربین
gig ماشین خارزنی [این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
them بانها
directors نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
director نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
reseau شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
pilot engine ماشینی که راه را برای ماشین دیگر صاف و اماده میسازد
burster ماشینی که برای جداکردن انبوهی زا صفحات کاغذ به کار می رود
grand division مقیاس درجه بندی بزرگ طبلک
degree of difficulty درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
dial collar طوقه یا حلقه درجه بندی شده
graduate collar حلقه یا طوقه درجه بندی شده
printed عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
print عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
prints عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
blowout disc دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
eurhythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
cam استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
cams استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
HTTP دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
color value درجه بندی رنگ ها بر حسب تیره و روشن بودن
design مشخصاتی برای طراحی یک محصول
designs مشخصاتی برای طراحی یک محصول
cable rigging tension chart جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
products محصول تولید شده برای فروش
product محصول تولید شده برای فروش
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
stern attack در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
development زمان لازم برای توسعه محصول جدید
developments زمان لازم برای توسعه محصول جدید
personalize تنظیم یا تط بیق یک محصول برای کاربر خاص
material مادهای که برای استفاده اتمام محصول به کار می رود
materials مادهای که برای استفاده اتمام محصول به کار می رود
production ساخت مواد برای فروش
dope مواد مخدرغیرمجاز برای اسب
productions ساخت مواد برای فروش
mantling مواد لازم برای پوشش
dopes مواد مخدرغیرمجاز برای اسب
hooks کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hook کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
dummy محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
dummies محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
chronology تاریخ شماری جدول یا شرح وقایع یاتاریخهای وابسته بانها
ambrosia خوراک خدایان که زندگی جاوید بانها میداده مائدهء بهشتی
barrier material مواد لازم برای ساختن موانع
modular با اتصال بلاکهای کوچک به هم برای تولید محصول مط ابق میل کاربر
mock-up مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
mock-ups مدل محصول جدید برای آزمایش یا نشان دادن به مشتریان موجود
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
exchanges دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punches کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punch کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
media مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
mechanization ماشینی کردن
k ration بسته کوچک مواد غذایی ارتشی برای موارد فوق العاده
spray attack پخش مواد شیمیایی وبیولوژیکی از راه هوا برای تولید تلفات
One point for you. یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
dan درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
vernier درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
to set in order منظم کردن
regulater منظم کردن
regularizes منظم کردن
regularized منظم کردن
order منظم کردن
regularising منظم کردن
array منظم کردن
arrays منظم کردن
regularizing منظم کردن
regularize منظم کردن
regularises منظم کردن
regularised منظم کردن
to set to rights منظم کردن
shipshape منظم کردن
agricultural mechanization ماشینی کردن کشاورزی
to start a car [to crank a car] [American English] ماشینی را روشن کردن
to frisk [a person] دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
tasking سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
tidying پاکیزه منظم کردن
tidier پاکیزه منظم کردن
shipshape مرتب کردن منظم
pick up کندن منظم کردن
rank اراستن منظم کردن
ranked اراستن منظم کردن
tidiest پاکیزه منظم کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com