English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 250 (14 milliseconds)
English Persian
lathe ماشین تراش
lathes ماشین تراش
automatic machine ماشین تراش
automatic stub lathe ماشین تراش
milling machine ماشین تراش
turning machine ماشین تراش
Search result with all words
turn گشت ماشین تراش
turns گشت ماشین تراش
spindle هرزگرد ماشین تراش
spindles هرزگرد ماشین تراش
saddle صفحه رنده بند ماشین تراش
saddled صفحه رنده بند ماشین تراش
saddles صفحه رنده بند ماشین تراش
automatic coping lathe ماشین تراش خودکار
automatic lathe ماشین تراش خودکار
automatic lathe for taper turning ماشین تراش مخروطی
automatic lathe operator اپراتور ماشین تراش خودکار
automatic roughing lathe ماشین تراش سایشی خودکار
back gear یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
cam operated automatic lathe ماشین تراش اتوماتیک بادامکی
capstan lathe ماشین تراش دوار
car wheel lathe دستگاه ماشین تراش
center lathe ماشین تراش متمرکز
center sleeve مرغک ماشین تراش
chuck lathe سه نظام ماشین تراش
combination turret lathe ماشین تراش کاپستان مرکب
crank shaper ماشین میل لنگ تراش
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
duplicating lathe ماشین تراش نمونهای
engine lathe ماشین تراش با هرزگردهدایت و کشش
fixed center turret lathe ماشین تراش با مرکز ثابت
flat turret lathe ماشین تراش رولور تخت
full automatic lathe ماشین تراش تمام اتوماتیک
gap bridge گلویی ماشین تراش
lathe center مرکز یا محور دوران ماشین تراش
lathe dog گیره ماشین تراش
lathe mandrel مرغک ماشین تراش
planer دستگاه رنده نجاری میزی ماشین صفحه تراش دروازهای
planer machine ماشین صفحه تراش
polishing lathe ماشین تراش پرداخت
polygonal turning machine ماشین تراش چند لبه
precision lathe ماشین تراش دقیق
semi automatic lathe ماشین تراش نیمه خودکار
slater ماشین یا تیغه تراش پوست خام
slabber ماشین تراش تکه تکه کننده
turnery کارخانه تراش ماشین تراش
turning chisel اسکنه ماشین تراش
turning chisel قلم ماشین تراش
Other Matches
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
erasement تراش
scart تراش
shaves تراش
parings تراش
shave تراش
exfoliaion تراش
erasion تراش
excoriation تراش
paring تراش
shaved تراش
paring iron سم تراش
butteris سم تراش
rasure تراش
paring knife سم تراش
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
turning tool قلم تراش
scratching تراش چرکنویس
xyster استخوان تراش
tool قلم تراش
turning tool کارد تراش
sharpeners مداد تراش
sharpener مداد تراش
sculptress پیکر تراش
shaper صفحه تراش
sharper مداد تراش
scalping iron استخوان تراش
rough d. الماس بی تراش
wood carver چوب تراش
flat fire تیر تراش
parer پوست تراش
stripping تراش لایه رو
cutter الت تراش
cutters الت تراش
raspatory استخوان تراش
machining allowance تراش خور
gear cutter دنده تراش
grazing fire اتش تراش
nail files ناخن تراش
beadings تراش تسبیحی
beading تراش تسبیحی
xylographer چوب تراش
scratch تراش چرکنویس
scratched تراش چرکنویس
lathe tool ابزار تراش
lathe tool تیغه تراش
machinability قابلیت تراش
turntables صفحه تراش
sculptors پیکر تراش
turntable صفحه تراش
graze تیر تراش
graze اتش تراش
grazed تیر تراش
grazed اتش تراش
grazes تیر تراش
dredger دستگاه کل تراش
dredgers دستگاه کل تراش
chaser قلم تراش
chasers قلم تراش
lathes چرخ تراش
machinable قابل تراش
stonemason سنگ تراش
scratches تراش چرکنویس
skiver پوست تراش
turnery تراش کاری
skiving tool قلم تراش
skiving tool ابزار تراش
turner تراش کار
ivory turner عاج تراش
grinding تراش فلز
stonecutter سنگ تراش
lapicide سنگ تراش
rasps تراش دادن
tile cutter کاشی تراش
rasping تراش دادن
rasped تراش دادن
rasp تراش دادن
sculptor پیکر تراش
lathe چرخ تراش
curette الت تراش
carver سنگ تراش
boring cutter قلم تراش
brick cutter اجر تراش
cutting tool قلم تراش
diamond cutter الماس تراش
cut off tool قلم تراش
cut تراش دادن
cape chisel قلم تراش
free cutting steel فولاد خوش تراش
faceted تراش دار
grazes اتش تراش
form cutting tool قلم تراش
cut stone سنگ تراش
cuts تراش دادن
kevel تیشه سنگ تراش
shaver صورت تراش سلمانی
head stock جعبه هرزگردماشین تراش
safety razor تیغ خود تراش
lathe tool holder نگهدارنده تیغه تراش
jack plane رنده درشت تراش
lathes دستگاه سوپاپ تراش
chucking reamer برقو با جدار تراش
shavers صورت تراش سلمانی
shaping machine دستگاه صفحه تراش
full edged چهار تراش کامل
freestone سنگ تراش بردار
garnet paper صفحه لعل تراش
freestone سنگ مخصوص تراش
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
diamond cut دارای تراش الماس
pullery پوست تراش خانه
factionist توط ئه گر مخالف تراش
lathe دستگاه سوپاپ تراش
cut stone سنگ تراش دار
rose cut دارای تراش فلامک
box tool قلم تراش چهارگوش
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
machinist ماشینیست متصدی دستگاه تراش
lathes تراش دادن خراطی کردن
mills دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
mill دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
machinists ماشینیست متصدی دستگاه تراش
lathe تراش دادن خراطی کردن
floating reamer برقو یا جدار تراش متحرک
carbuncles لعلی که تراش محدب داشته باشد
carbuncle لعلی که تراش محدب داشته باشد
grinder چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
double column planner miller دستگاه فرز با صفحه تراش دروازهای
grinders چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
cutter grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
facet سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
facets سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
horner سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
plate edge planer دستگاه تراش ویژه لبههای ورقهای فلزی
faceplate صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
double standard planer دستگاه رنده با دو قسمت ساکن صفحه تراش استاندارددوبل
spall سنگ ریزه با چکش تراش دادن وبشکل دراوردن
wood cutter هیزم شکن باصمه کارچوب چوب تراش منبت کار
Jacquard loom ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
motor ماشین
plant ماشین
motors ماشین
mills ماشین
gins ماشین
machine ماشین
mill ماشین
runner ماشین چی
automatons ماشین
runners ماشین چی
plants ماشین
motored ماشین
gin ماشین
machined ماشین
pressmen ماشین چی
pressman ماشین چی
machanist ماشین چی
automaton ماشین
motor- ماشین
machines ماشین
wheels رل ماشین
wheeling رل ماشین
wheel رل ماشین
apparatus ماشین
engine ماشین
mechanism ماشین
freeze-up ماشین
mechanisms ماشین
machine oil روغن ماشین
chauffeuring راننده ماشین
machine operating عملکرد ماشین
machine operator کارگردان ماشین
machine operator اپراتور ماشین
machine operator متصدی ماشین
machine oriented ماشین گرا
holtz machine ماشین هولتس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com