Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
automatic gear cutting machine
ماشین فرز چرخ دندانه
Search result with all words
hob
با دندانه ماشین وغیره بریدن
hobs
با دندانه ماشین وغیره بریدن
countershaft pulley
محور با پولی یا چرخ دندانه دار که به یک ماشین وصل میشود
Other Matches
rack and pinion
میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
serrate leaves
برگهای ارهای یا دندانه دندانه
saw edged
دارای لبه دندانه دندانه
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
dentate
دندانه دندانه مضرس
cut gears
دندانه دندانه کردن
nick
دندانه دندانه کردن
jaggy
دندانه دندانه ناهمواری
nicking
دندانه دندانه کردن
nicks
دندانه دندانه کردن
nicked
دندانه دندانه کردن
saw tooth
دندانه اره ای
[گاه لبه های حاشیه و یا لبه انتهایی فرس را بصورت مثلث های تکراری می بافند که حالتی از دندانه های اره را نشان میدهد.]
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
machinists
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
faxed
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
assembles
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
denticle
دندانه
crinkles
دندانه دندانه
dented
دندانه
denticulate
دندانه دندانه
crinkled
دندانه دندانه
crinkle
دندانه دندانه
saw toothed
دندانه دندانه
dents
دندانه
undentate
تک دندانه
cam
دندانه
cams
دندانه
jag
دندانه
cog
دندانه
denting
دندانه
nibs
دندانه
nib
دندانه
cogging
دندانه
cogs
دندانه
sawtooth
دندانه دندانه
jaggies
دندانه ها
crenation
دندانه دندانه
indentation
دندانه
notche
دندانه
peg
دندانه
pegs
دندانه
tooth
دندانه
sheaths
دندانه
sheath
دندانه
tine
دندانه
indentations
دندانه
notch
دندانه
leaf
دندانه
bidentate
دو دندانه
threads
دندانه
nid
دندانه
thread
دندانه
nicked
دندانه
notches
دندانه
indented
دندانه دندانه
serrate
دندانه دندانه
serra
دندانه
mordant
دندانه
trifid
سه دندانه
nicks
دندانه
crinkling
دندانه دندانه
dentate
دندانه
dentation
دندانه
nicking
دندانه
dent
دندانه
nick
دندانه
serration
دندانه
tooth flank
دامنه دندانه
zigzag soldering
لحیم دندانه
knurling tool
دندانه ساز
knurled
دندانه دار
tooth profile
شکل دندانه
tooth form
شکل دندانه
helical tooth
دندانه حلزونی
herringbone tooth
دندانه ی جناغی
jaggy
دندانه دار
jaw clutch coupling
پیوست دندانه
tooth clearance
بازی دندانه
jaw clutch coupling
درگیری دندانه
toothless
بدون دندانه
gearwheel
چرخ دندانه
indentations
دندانه گذاری
dentation
دندانه بودن
laciniated
دندانه دار
cut teeth
دندانه ساختن
cut teeth
دندانه دارکردن
pectinated
دندانه دار
depth of tooth
ارتفاع دندانه
dentigerous
دندانه دار
denticulation
دندانه ریز
dentate
دندانه دار
denticulated
دندانه دار
cogs
دندانه دارکردن
cirrate
دندانه دار
jagged
دندانه دار
indentation
دندانه گذاری
serrated
دندانه دار
cogged
دندانه دار
engrailed
دندانه دار
engrail
دندانه دارکردن
serrulation
دندانه داری
cirhose
دندانه دار
cirrose
دندانه دار
cog
دندانه دارکردن
denticulate
دندانه دار
dent
دندانه کردن
denting
دندانه بریدگی
tooth gap
شکاف دندانه
dents
دندانه کردن
roots
پای دندانه
toothed cornice brick
اجر دندانه
pectinate
دندانه دار
denting
دندانه کردن
dented
دندانه بریدگی
tooth gap
فاصله دندانه
root
پای دندانه
dented
دندانه کردن
tooth pitch
گام دندانه
dent
دندانه بریدگی
toothy
دندانه دار
indent
دندانه دارکردن
dents
دندانه بریدگی
indenting
دندانه دارکردن
indenting
دندانه گذاری
indent
دندانه گذاری
indents
دندانه دارکردن
indents
دندانه گذاری
notched
دندانه دار
nurl
دندانه کنگره
toothier
دندانه دار
laciniate
دندانه دار
toothiest
دندانه دار
monodentate ligand
لیگاند تک دندانه
rack
میله دندانه دار
rack
دندانه دار کردن
cogged wheel
چرخ دندانه دار
rack
قطاع دندانه دار
wracked
قطاع دندانه دار
wracked
میله دندانه دار
wracked
دندانه دار کردن
racks
قطاع دندانه دار
wracks
میله دندانه دار
racks
دندانه دار کردن
racked
قطاع دندانه دار
racked
میله دندانه دار
racks
میله دندانه دار
racked
دندانه دار کردن
wracks
دندانه دار کردن
cog
[cogwheel]
چرخ دندانه دار
pinioning
چرخ دندانه پی نیون
biserrate
دارای دو دندانه یا بر امدگی
pinions
چرخ دندانه پی نیون
bevel pinion
چرخ دندانه پی نیون
bevel gear
چرخ دندانه مخروطی
toothed wheel
چرخه دندانه دار
sprocket
دندانه دور چرخ
sprocket chain
زنجیر دندانه دار
spur gear
چرخ دندانه دار
catch
[latch]
دندانه
[چفت]
[مهندسی]
pinion
چرخ دندانه پی نیون
gearwheel
چرخ دندانه دار
toothed wheel
چرخ دندانه دار
change gear
چرخ دندانه تبدیل
serrated shaft
محور دندانه دار
brake wheel
چرخ دندانه دار
tooth profile error
خطای فرم دندانه
cogwheel
چرخ دندانه دار
cog wheel
چرخ دندانه دار
chine
دندانه دار کردن
peg tooth
دندانه میخی یا تیز
wracks
قطاع دندانه دار
elevating gear
چرخ دندانه بالابر
zigzag aerial
انتن دندانه ارهای
loose gear
چرخ دندانه هرزگرد
exhaust gear
چرخ دندانه خروجی
external gear
تاج دندانه خارجی
herringbone gear
چرخ دندانه جناغی
rip saw
اره دندانه درشت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com