English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
utilities'man متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
Other Matches
deadline منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
deadlines منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
disrepair احتیاج به تعمیر نیازمند تعمیر
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
electrodiagnosis تشخیص با دستگاههای برقی
upkeep تعمیر
mending تعمیر
instauration تعمیر
face lifting تعمیر
repair تعمیر
repaired تعمیر
repairs تعمیر
spot repair تعمیر در جا
remaking تعمیر
maintenance تعمیر
repairing تعمیر
service تعمیر
serviced تعمیر
renovation تعمیر
maintenance تعمیر و نگهداری
field service تعمیر در محل
mend تعمیر کردن
servicemen تعمیر کار
restore تعمیر کردن
serviceman تعمیر کار
gunner's mate تعمیر کارتوپ
rehash تعمیر کردن
darner تعمیر کننده
in disrepair محتاج تعمیر
darn [conservate] تعمیر کردن
out of repair نیازمند تعمیر
in bad repair نیازمند تعمیر
maintenance نگهداری و تعمیر
patch تعمیر کردن
patches تعمیر کردن
mended تعمیر کردن
under repair در دست تعمیر
aircraft repair تعمیر هواپیما
to patch up تعمیر کردن
to do up تعمیر رکدن
over haul تعمیر اساسی
reconditioning تعمیر مجدد
fix تعمیر کردن
fixes تعمیر کردن
refashion تعمیر کردن
repair kit جعبه تعمیر
base repair تعمیر اساسی
spot repair تعمیر در محل
repair time مدت تعمیر
serviceability قابلیت تعمیر
serviceability تعمیر پذیری
under repair تحت تعمیر
under repairing دردست تعمیر
mends تعمیر کردن
refit تعمیر کردن
refits تعمیر کردن
refitted تعمیر کردن
refitting تعمیر کردن
patch up <idiom> تعمیر کردن
reparation تعمیر عوض
restored تعمیر کردن
restores تعمیر کردن
restoring تعمیر کردن
emergency repair تعمیر اضطراری
rehashed تعمیر کردن
rehashes تعمیر کردن
retread process تعمیر مجدد
repair تعمیر کردن
repaired تعمیر کردن
serviced تعمیر کردن
service تعمیر کردن
dry dock محل تعمیر کشتی
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
dry docks محل تعمیر کشتی
docked حوضچه تعمیر ناو
mean time to repair زمان میانگین تعمیر
repair kit دست ابزاروسایل تعمیر
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
rebuilds نوسازی تعمیر مجدد
rebuild نوسازی تعمیر مجدد
mean repair time زمان میانگین تعمیر
repair pit چاهک تعمیر اتومبیل
docks حوضچه تعمیر ناو
docking report گزارش تعمیر ناو
vamp وصله تعمیر کردن
communication technician تعمیر کارفنی مخابرات
dock حوضچه تعمیر ناو
pattern generator مولد تعمیر کار
steam fitter تعمیر کارلوله بخار
plate layer متصدی تعمیر خط اهن
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
dry docks استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
dry dock استخر تعمیر کشتی در لنگرگاه
motor tool ابزار و وسایل تعمیر اتومبیل
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
terminals خرابی که قابل تعمیر نیست
terminal خرابی که قابل تعمیر نیست
mending گردآوری شده برای تعمیر
maintenance programmer برنامه نویس تعمیر ونگهداری
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
deffered maintenance تعمیر ونگهداری غیر معمولی
awaiting aircraft availability زمان انتظار درخط تعمیر
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
floating dock حوضچه شناور تعمیر کشتی
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
accumulation time زمان تحت تعمیر بودن وسیله
to repair a flat tire لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
unserviceable غیرقابل تعمیر غیر قابل توزیع
green run اولین گردش موتور نو یا تازه تعمیر
to mend a puncture لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
Can you repair my car? آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
bodywork ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
awaiting aircraft availability زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
relaying برداشتن و دوباره جاگذاری سنگفرشهابرای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
Can you get it repaired? آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
meaner متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
problem یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
problems یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
meanest متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
dock trials ازمایشهای بعد از تعمیر ناو ازمایش قبل از دریانوردی
steeplejack بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
steeplejacks بنا یا تعمیر کار برج و مناره و دود کش بخاری
Can you mend this puncture? آیا میتوانید این پنچری تایر را تعمیر کنید؟
mean متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
graving dock اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
shipyard کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
custodians فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
custodian فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
Short of replacing the engine, I have tried everything to fix the car. به غیر از تعویض موتور برای تعمیر ماشین من همه کاری را تلاش کردم .
maintenance قرارداد با شرکت تعمیری که بررسیهای مرتب و تعمیر با قیمت مخصوص در صورت خرابی دارد
heaping مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heaps مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
heap مدت زمان که نور نوار یا ویدیو پیش از سرویس شدن تا تعمیر میتواند کار کند
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
toolbox جعبه حاوی قط عات لازم برای تعمیر , نگهداری و نصب قط عات
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
gas fitter فیتر یا مکانیکی که لولههای گاز و لوازم گاز منازل رانصب و تعمیر میکند
docking plan نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
overhauls برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
splicing تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
splices تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
splice تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
spliced تعمیر سیم بست زدن طناب یا سیم
repair درست کردن جبران کردن تعمیر
repaired درست کردن جبران کردن تعمیر
remodeling عوض کردن تعمیر کردن
reparable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
remodels عوض کردن تعمیر کردن
repairable اصلاح پذیر تعمیر پذیر
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
remodeled عوض کردن تعمیر کردن
remodelling عوض کردن تعمیر کردن
remodelled عوض کردن تعمیر کردن
remodel عوض کردن تعمیر کردن
prodos سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
fireworker متخصص اتش بازی متخصص مرمیات وموشکهای جنگی متخصص مواد منفجره و اتش زنه
aircraft cross servicing سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
spark printer چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
thermal نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
tactician متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
tacticians متخصص کار بردن یکانها متخصص تدابیر جنگی تاکتیسین
vacuums جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
he was nothing of an expert هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
hardware دستگاههای اصلی
cryptoequipment دستگاههای رمز
selsyn devices synchro دستگاههای همگرد
photoelectric devices دستگاههای فتوالکتریکی
self synchronous devices دستگاههای همگرد
peripherals دستگاههای جانبی
control transmitter دستگاههای همگرد
clustered devices دستگاههای گروهی
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
crushing and grinding equipment دستگاههای خرد کننده
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
avionic مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com