English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
Other Matches
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
humbler متواضع تر
unselfish متواضع
humblest متواضع
humble متواضع
humbled متواضع - خاشع
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
condemn محکوم کردن افراد
rouse out بیدار کردن افراد
condemns محکوم کردن افراد
condemning محکوم کردن افراد
roll call حاضر و غایب کردن افراد
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
ship to shore حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
personnel افراد
enlistedman افراد
trooping افراد
enlisted personnel افراد
trooped افراد
troop افراد
men افراد
withindoors افراد داخل
equal status persons افراد همپایه
enlistee افراد داوطلب
packed out پر و مملو از افراد
platoon جوخهء افراد
head counts جمع افراد
roll call نامیدن افراد
head count جمع افراد
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
personnel status وضع افراد
top-level افراد عالیرتبه
filler personnel افراد جایگزینی
platoons جوخهء افراد
service club باشگاه افراد
liberty men افراد مرخصی
category طبقه افراد
enlisted personnel طبقه افراد
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
transfer station محل انتقال افراد
avast افراد به جای خود
bachelor quarters منازل افراد مجرد
top-level توسط افراد عالیرتبه
troops افراد قسمتها سربازان
personal error خطاهای انفرادی افراد
coachload افراد سوار بر درشکه
part owners افراد شریک المال
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
favouritism افراد مورد توجه
the common wealth of learning افراد اهل علم
noncombatant افراد غیر نظامی
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
receptee افراد مورد پذیرش
target audience افراد مورد نظر
morale روحیه افراد مردم
posse comitatus دسته افراد پلیس
cimmerian افراد کشور فلمات
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
family size تعداد افراد خانواده
commando افراد نیروی مخصوص
commandos افراد نیروی مخصوص
billet slip کارت محلهای افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
transfer station محل اعزام افراد
aptitude area حیطه قابلیت افراد
dependents افراد تحت تکفل
close station افراد بدو مرخص
special olympics المپیک افراد استثنایی
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
assembly محل بسیج افراد احتیاط
charter بین افراد دلالت کند
chartered بین افراد دلالت کند
chartering بین افراد دلالت کند
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
troop housing کوی درجه داران یا افراد
charters بین افراد دلالت کند
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
posse دسته افراد پلیس جماعت
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
posses دسته افراد پلیس جماعت
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
personal salute تیر سلام برای افراد
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
enroute personnel افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
automation استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
frankpledge مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
cyberspace دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
arrow head پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
finance company شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
speeches که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
finance house شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
speech که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
instructional computing فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
penalty kicker بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
share یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
rule of law قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
pressure cabin بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
attention to port احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
expellee افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
automate نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
automates نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
automating نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
generation مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
generations مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
smalltalk یک سیستم زبان و نرم افزارکه برای هر چه بیشتر اسان نمودن استفاده از کامپیوترتوسط افراد عامی طراحی شده است اسمال تاک
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
fifth generation computers مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
robots وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
standard نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
uberrima fides صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
cultivation جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
clean up party گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
real will مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
privacy قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
speaking with prosecutor در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
totalitarianism سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
utopiannism اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com