Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
high-altar
محراب اصلی
Other Matches
predella
پله محراب طاقچه پشت محراب
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
predella
محراب
oratory
محراب
prayer-niche
محراب
sacrarium
محراب
presbytery
محراب
Mihrab
محراب
apse
محراب
presbyteries
محراب
prayer niche
محراب
altar
محراب
altars
محراب
adytum
محراب
dorsel
پرده محراب
dossal
پرده محراب
balustrum
نرده محراب
ridden
پرده محراب
fenestella
روزنه محراب
communion-rail
نرده محراب
ciborium
سایبان محراب
chancel
محراب کلیسا
ceilure
سقف محراب
dossel
پرده محراب
English altar
محراب انگلیسی
altar
محراب مجمره
altars
محراب مجمره
retrochoir
پشت محراب
Laudian rails
نرده محراب
retable
طاقچه پشت محراب
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
chancel-aisle
دالان پشت محراب
gradine
طاقچه پشت محراب
gradin
طاقچه پشت محراب
counter-apse
[محرابی مخالف محراب دیگر]
Gospel side
[قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
epistle side
[محراب در گوشه جنوبی کلیسا]
reredos
پرده یا دیوار پشت محراب
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
sedilia
یکی از سه صندلی محراب یاصدر کلیسا
Mihrab
نقش محراب در فرش های محرابی
chancel-screen
[پرده ای که محراب را از کلیسا جدا می کند.]
ambry
[انبار یا شکاف در دیوار پشت محراب]
Decalogue
[قسمت هایی از دیوار یا پرده ی پشت محراب]
altar-niche
[تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
cul-de-four
[نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
lady chapel
کلیسا یا محراب کلیسایی که به مریم باکره تخصیص داده شده
altar of repose
[طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
ara
محراب کلیسا
[در خانه های شخصی برای توسل به خدا]
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
altar-piece
پرده نقاشی
[یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
Family prayer rug
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
lamp
قندیل
[این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
Millefleurs design
طرح هزاران گل
[در این طرح که نمونه قدیمی موجود آن مربوط به قرن هجدهم میلادی است در کشمیر بصورت محرابی بافته شده و در محراب را با انواع شکوفه ها و گل ها تزئین کرده اند.]
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
primitive
اصلی
initial
اصلی
arch
اصلی
arch-
اصلی
arches
اصلی
initialed
اصلی
initialing
اصلی
firsthand
اصلی
initialled
اصلی
head
اصلی
initialling
اصلی
inherent
اصلی
ingrown
اصلی
fundametal
اصلی
immanent
اصلی
initials
اصلی
primal
اصلی
isogeny
هم اصلی
parent
اصلی
main stem
خط اصلی
genuine
اصلی
cardinals
اصلی
cardinal
اصلی
principals
اصلی
trunks
خط اصلی
organic
اصلی
germinal
اصلی
main attack
تک اصلی
main deck
پل اصلی
trunk
خط اصلی
main door
در اصلی
line link
خط اصلی
main lines
خط اصلی
main
<adj.>
اصلی
masters
اصلی
mastered
اصلی
intrinsic
اصلی
primordial
اصلی
texts
اصلی
text
اصلی
primarily
اصلی
aboriginal
اصلی
aboriginals
اصلی
main line
خط اصلی
seminal
اصلی
quintessential
اصلی
first-hand
اصلی
principal
اصلی
principle
اصلی
elemental
اصلی
fundamental
اصلی
normative
اصلی
essential
اصلی
elementarily
اصلی
elementary
اصلی
primary
اصلی
master
اصلی
main
خط اصلی
essentials
اصلی
functional
اصلی
major
اصلی
mainlined
اصلی
original
اصلی
mainlining
اصلی
radicals
اصلی
mainlines
اصلی
basics
اصلی
native code
کد اصلی
mainlined
خط اصلی
mainline
اصلی
mainline
خط اصلی
rudimental
اصلی
primed
اصلی
radical
اصلی
basic
اصلی
prime
اصلی
primes
اصلی
proto
اصلی
originals
اصلی
quintessential
<adj.>
اصلی
substantive
[essential]
<adj.>
اصلی
majoring
اصلی
vital
<adj.>
اصلی
majored
اصلی
major
<adj.>
اصلی
mainlines
خط اصلی
mainlining
خط اصلی
essential
<adj.>
اصلی
avenues
خیابان اصلی
main roads
جاده اصلی
main roads
راه اصلی
primary colours
رنگهای اصلی
headquarters
شعبه اصلی
main road
راه اصلی
main road
جاده اصلی
meats
غذای اصلی
meat
غذای اصلی
substances
ماده اصلی
root name
نام اصلی
root directory
دایرکتوری اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com