English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (10 milliseconds)
English Persian
truck محصول باغ که به بازار حمل شود
trucked محصول باغ که به بازار حمل شود
trucking محصول باغ که به بازار حمل شود
trucks محصول باغ که به بازار حمل شود
Search result with all words
launch قرار دادن محصول جدید در بازار
launched قرار دادن محصول جدید در بازار
launches قرار دادن محصول جدید در بازار
launching قرار دادن محصول جدید در بازار
product launch جا انداختن محصول در بازار
Other Matches
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
dumping فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
exchanges دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punch کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punches کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fairer بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs بازار مکاره هفته بازار عادلانه
market failure شکست بازار نارسائی بازار
market value در بازار قیمت بازار
iso product curve منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
the mareet was weak بازار
shopping center بازار
trone بازار
mart بازار
marketed بازار
market بازار
bazaars بازار
bazaar بازار
markets بازار
cloth-hall بازار
agora بازار
market place بازار
market places بازار
harvested محصول
harvests محصول
fabrics محصول
products محصول
fabric محصول
proceeds محصول
crop محصول
cropped محصول
crops محصول
harvest محصول
product محصول
return [on something] محصول
line محصول
lines محصول
yields محصول
commodity محصول
total product محصول کل
commodities محصول
output محصول
yield محصول
outputs محصول
yielded محصول
emporium بازار بزرگ
supermarket ابر بازار
supermarkets ابر بازار
black market بازار سیاه
commodity market بازار کالا
market appraisal سنجش بازار
bullish market بازار احتکاری
loan market بازار وام
labor market بازار کار
market demand تقاضای بازار
market equilibrium تعادل بازار
bullish market بازار رو به رونق
money market بازار پول
money markets بازار پول
market freedom ازادی بازار
market forces نیروهای بازار
buyer's market بازار خرید
market failure ناتوانی بازار
buyers market بازار خرید
capital market بازار سرمایه
bearish market بازار رو به افول
emporiums بازار بزرگ
fair market بازار مکاره
fair market هفته بازار
brand leader پیشرو در بازار
exchange market بازار اسعار
county fair بازار روز
bourse بازار سهام
download بازار کارافتاده
domestic market بازار داخلی
dead market بازار کم فروش
dead market بازار کساد
emporia بازار بزرگ
county fair بازار مکاره
falling market بازار رو به زوال
foreign exchange market بازار ارز
black markets بازار سیاه
imperfect market بازار ناقص
home market بازار داخلی
bullion market بازار شمش
historical cost قیمت بازار
gold market بازار طلا
aggregate market demand تقاضای کل بازار
aggregate market supply عرضه کل بازار
foreign market بازار خارج
credit market بازار اعتباری
wage market بازار دستمزد
sales area بازار فروش
carpet market بازار فرش
perfect market بازار کامل
Common Market بازار مشترک
oil market بازار نفت
narrow market بازار محدود
outlet بازار فروش
outlets بازار فروش
sale بازار فروش
free markets بازار ازاد
free market بازار ازاد
widening of market گسترش بازار
slumps کسادی بازار
slumping کسادی بازار
slumped کسادی بازار
slump کسادی بازار
competitions بازار ازاد
competition بازار ازاد
the market is dull بازار کساداست
EEC بازار مشترک
spot market بازار نقدی
tenor بازار سلف
tenors بازار سلف
sharing the market تقسیم بازار
open market بازار ازاد
open market بازار باز
seller's market بازار فروشنده
marketplace بازار گاه
market functions وفائف بازار
glut پر کردن بازار
market segmentation تجزیه بازار
market segmentation تقسیم بازار
market risk خطر بازار
marketing بازار یابی
market survey بررسی بازار
market review بررسی بازار
market prices قیمتهای بازار
market price قیمت بازار
market penetration نفوذ به بازار
market overt بازار اشکار
market oriented در جهت بازار
market opportunity فرصت بازار
market mechanism مکانیسم بازار
market leader پیشرو بازار
market leader پیشقدم در بازار
market imperfection نقص بازار
market share سهم بازار
market value قیمت بازار
market structure ساخت بازار
market structure بنیان بازار
financial market بازار مالی
market system نظام بازار
market trends روندهای بازار
market trust بازار انحصاری
market economies اقتصاد بازار
market economy اقتصاد بازار
mart بازار مالی
gluts پر کردن بازار
market research بررسی بازار
products محصول حاصلضرب
average product محصول متوسط
average output محصول متوسط
cash crop محصول فروشی
home-grown محصول خانه
adduct محصول افزایشی
portfolio نمونه محصول
crop rent اجاره محصول
fehling reagent محصول فهلینگ
volatility product محصول فرار
distillate محصول تقطیر
diversity of product تنوع محصول
product diversification تنوع محصول
eluate محصول شویش
mass market product محصول پر فروش
emblements محصول زمین
fehling solution محصول فهلینگ
finished product محصول نهائی
fission product محصول انشقاق
foison محصول فراوان
gross yield محصول ناخالص
high grade product محصول درجه یک
incross اولادیا محصول
intermediate product محصول واسطه
last year's produce محصول پارسال
margin product اضافه محصول
net product محصول خالص
off year سال کم محصول
over production محصول زیادی
by product محصول فرعی
by product محصول جنبی
universal product code کد جامع محصول
coemption خرید کل محصول
turn over محصول بازده
condensate محصول میعان
standing crop محصول سرپا
coproduct محصول فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com