Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
dog
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
dogging
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
dogs
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
Other Matches
marshaling
داوران کنار مسیر
marshalled
داوران کنار مسیر
marshaled
داوران کنار مسیر
marshal
داوران کنار مسیر
marshals
داوران کنار مسیر
power slide
لغزش به کنار در پیچ مسیر
baton rounds
گلولههای لاستیکی ضداغتشاش فشنگهای لاستیکی
square in
پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
quick out
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد
fastest
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasted
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fast
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
fasts
سریع سطح سیقیلی مسیر بولینگ مسیر خشک و سفت اسبدوانی
lanes
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
lane
مسیر هریک از دوندگان یاشناگران خط پرتاب ازاد مسیر گوی بولینگ خط شناگر
grooves
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
groove
خط فرسوده میان طول مسیر بولینگ سریعترین مسیر پیست مسابقه اتومبیلرانی خان
switched network backup
انتخاب کاربر برای مسیر جانبی از شبکه وقتی که مسیر اول مشغول است
multithread
طرح برنامه که از بیش یک مسیر منط قی استفاده میکند و هر مسیر همزمان اجرا میشود
landing approach
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
ball cushion
دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
crane rail
مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
rubber tile
فرش لاستیکی
rubber-stamped
مهر لاستیکی
rubber stopper
درپوش لاستیکی
hoseline
لوله لاستیکی
grommet
پولک لاستیکی
foam rubber
اسفنج لاستیکی
rubber-stamps
مهر لاستیکی
rubber-stamping
مهر لاستیکی
rubber-stamp
مهر لاستیکی
rubber stamps
مهر لاستیکی
rubber stamp
مهر لاستیکی
rubber tube
لوله لاستیکی
rubbers
کائوچو لاستیکی
rubber
کائوچو لاستیکی
bladder type fuel call
باک لاستیکی
air bed
بالشتک لاستیکی
bladder type fuel cell
باک لاستیکی
gumboots
پوتین لاستیکی
bramble leaf fender
دفرای لاستیکی
rubber snaffle bit
لجام لاستیکی
rubber bands
نوار لاستیکی
gumboot
پوتین لاستیکی
rubber band
نوار لاستیکی
hose clamp
بست لوله لاستیکی
non metallic waterproof wiring
کابل با پوشش لاستیکی
galosh
روکفشی کفش لاستیکی
jacket
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
hoseline
خطوط لوله لاستیکی
rubber covered wire
سیم با روکش لاستیکی
radiator coil
لوله لاستیکی رادیاتور
jackets
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
rubber separator
میان گیر لاستیکی
liferaft
قایق نجات لاستیکی
rubbery transition temperature
دمای تبدیل لاستیکی
armored hose
لوله لاستیکی زره دار
sheathed hose
لوله لاستیکی روکش دار
pneumatic dunnage
جعبه ها و محفظههای لاستیکی بار
surfmat
تشک لاستیکی برای شناورشدن روی اب
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
teething ring
حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
midcourse guidance
هدایت موشک در مسیر میانه یا مسیر پرواز ازاد موشک
summit
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
transit route
مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
summits
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
braided
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braid
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
fire lane
مسیر تیراندازی دریایی مسیر پاک شده تیراندازی
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
dumptor
کامیونی با چرخهای لاستیکی که دارای سرعتی زیاد میباشد و بار خود را درجلو تخلیه میکند
toe point
پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
dog leg
شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
hosing
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
bungee
ریسمان الاستیکی متشکل ازرشتههای لاستیکی که توسط الیاف بافته شده نخی پوشانده شده
trunkair route
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
lip
کنار
away
کنار
ex
کنار
margins
کنار
border
کنار
margin
کنار
bordered
کنار
marge
کنار
bordering
کنار
brim
کنار
along side
تا کنار
off
از کنار
side aisle
کنار
limit
کنار
lotuses
کنار
lotus
کنار
along side
در کنار
verges
کنار
verge
کنار
brimming
کنار
abutment
کنار
rand
کنار
brimmed
کنار
bank
کنار
recess
کنار
rim
کنار
brink
کنار
banks
کنار
border line
خط کنار
besides
کنار
lotos
کنار
apart
کنار
lote
کنار
recesses
کنار
edges
: کنار
waterfront
اب کنار
rims
کنار
bourne
کنار
brims
کنار
on shore
بر کنار
ex-
کنار
waterfronts
اب کنار
edge
: کنار
list
کنار
marginate
کنار
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
shore
کنار دریا
waterside
کنار دریا
seastrand
دریا کنار
shelf
کنار گذاشتن
roadside
کنار جاده
bow out
کنار کشیدن
gravesides
در کنار آرامگاه
roadsides
کنار جاده
graveside
در کنار آرامگاه
seaside
دریا کنار
Joking apart.
<idiom>
شوخی به کنار.
Joking aside.
<idiom>
شوخی به کنار.
lotus-eaters
کنار خوار
lotus-eater
کنار خوار
lotus eater
کنار خوار
side step
کنار رفتن
step aside
کنار رفتن
to leave off
کنار گذاشتن
by the side of the road
در کنار جاده
withdrawals
کنار کشیدن
withdrawal
کنار کشیدن
touchline
خط کنار زمین
to lay aside
کنار گذاشتن
Stand asid . step aside .
کنار بایست
to put by
کنار گذاشتن
shipside
کنار کشتی
side foot
ضربه با کنار پا
lotos eater
کنار خوار
seacoast
دریا کنار
deposits
کنار گذاشتن
riverside
کنار رور
deposit
کنار گذاشتن
overrule
کنار گذاشتن
shipboard
کنار کشتی
overruled
کنار گذاشتن
by the window
کنار پنجره
overrules
کنار گذاشتن
to put a way
کنار گذاشتن
by
نزدیک کنار
sidelining
خط کنار زمین
bypass
کنار گذار
lay away
کنار گذاشتن
foreshore
کنار دریا
foreshores
کنار دریا
wayside
کنار جاده
strands
کنار رود
off
از روی از کنار
strands
کنار دریا
receding
کنار کشیدن
recedes
کنار کشیدن
receded
کنار کشیدن
shores
کنار دریا
floret of ray
گلچه کنار
bypassed
کنار گذار
sidelines
خط کنار زمین
sidelined
خط کنار زمین
sideline
خط کنار زمین
bedside
کنار بستر
coping
کنار امدن
lote
درخت کنار
lotos
درخت کنار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com